کد خبر: 880182
تاریخ انتشار: ۱۵ آبان ۱۳۹۶ - ۱۹:۰۹
نويسنده به عنوان معلم دانشگاه در چالش اين انديشه است كه چرا و با چه انگيزه‌اي بايد در دانشگاه بحران زده‌اي بماند كه توليداتش نه به كار جامعه مي‌آيند و نه جذابيتي براي بازار كار دارند؟
 براي درك واقعي وضعيت بحراني دانشگاه‌ها از اساتيد علوم انساني‌اش بپرسيد هر يك از آنها چند مورد از مسائل جامعه را در رشته خود حل كرده‌اند؟ و چه راهكاري كه منتج به حل مسئله و مشكلي شده باشد، ارائه داده‌اند؟ از ميان دهها هزار استاد علوم انساني دانشگاه‌هاي ايران، عده‌‌اي كه واقعاً طرحي عملي و مفيد ارائه داده باشند كه آن طرح از سوي نهادهاي اجرايي و تصميم گيرنده به اجرا درآمده باشد و به حل مسئله‌اي در عمل كمك كرده باشد، به نسبت استادانش بسيار ناچيز و مايه شرمساري است. 
وقتي روند تقدير از تلاش علمي به هزار چيز ديگر وابسته است، وقتي فلسفه نوشتن كتاب و مقاله علمي به كلي به امور ديگري معطوف مي‌شود؛ كتاب‌نويسي، كتاب‌سازي مي‌شود؛ مقاله‌نويسي فقط براي گرفتن ارتقاي شغلي و جلوگيري از قطع حقوق ماهانه مي‌شود، وقتي فلسفه تأليف كتاب و مقاله كه بايد براي حل مسئله و جهد علمي و براي عبور از مرزهاي دانش باشد فراموش مي‌شود، وقتي انگيزه و هدف پژوهش براي رفع مشكلات مالي زندگي و نه حل مشكل جامعه مي‌شود، اينجاست كه دانشگاه از درون بي‌خاصيت است. وقتي قوانين و آيين نامه‌ها راه افراط مي‌روند و كاسه داغ‌تر از ‌آش هستند بدون فراهم آوردن زمينه‌ها و زيرساخت‌ها براي اجراي آيين نامه‌هاي دانشگاهي و آموزشي و پژوهشي، به آنجا مي‌رسيم كه حتي براي مصاحبه با شبكه‌هاي خارجي، امتياز و تشويق علمي لحاظ مي‌كنيم و زمينه‌اي مي‌شود براي ورود افراد فاقد شايستگي‌هاي علمي به ساحت ساير علوم تخصصي.  اينجاست كه استوانه‌هاي علم، سست و بيمار مي‌شوند، اينجاست كه همه در مورد توليد اين كارخانه بايد نگران باشيم،زيرا اين توليد در جامعه خريدار ندارد، كالاي مرغوب نيست،زيرا راه علم‌اندوزي و علم‌ورزي بيمار است. به كمك رفع وضعيت دانشگاه‌هاي بحراني بشتابيم و سرمايه‌هاي علمي و ظرفيت نيروي جوان جوياي علم و كار را پاس داريم. 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار