کد خبر: 879415
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
زن جوان كه مهمان همسايه قديمي‌شان شده‌بود، پس از سرقت 100 ميليون تومان، از خانه ميزبان فرار كرد.
به گزارش خبرنگار ما، چند روز قبل مرد جواني به اداره پليس رفت و از سه مرد و يك زن به اتهام سرقت لوازم خانه‌شان و ضرب و جرح شكايت كرد. 
شاكي در توضيح ماجرا گفت: من همراه مادر سالخورده‌ام زندگي مي‌كنم. خانه ما در يكي از محله‌هاي شمالي تهران است. حدود يك ماه قبل مادرم را براي معاينه به مطب پزشكي بردم. هنگام برگشت به خانه يكي از همسايه‌هاي قديمي‌مان را كه زن جواني به نام ماهرخ بود، در خيابان ديديم. مادرم از من خواست او را سوار خودروام كنم و من هم او را سوار كردم تا به مقصدش برسانم. ماهرخ داخل خودرو از گرفتاري‌هايش با مادرم حرف زد و گفت كه پس از اينكه ما از محله آنها تغيير مكان داديم، زندگي او با مشكلاتي روبه‌رو شد و از خانواده‌اش طرد شد، به طوري‌كه الان جايي براي زندگي ندارد. ماهرخ از مادرم خواست چند روزي به او پناه بدهد تا جايي را براي زندگي‌اش پيدا كند و مادرم هم قبول كرد. او شش شبانه‌روز خانه ما زندگي كرد تا اينكه روز ششم، صبح مادرم براي خريد به بازار مي‌رود و ساعتي بعد وقتي به خانه بر مي‌گردد، متوجه مي‌شود خبري از ماهرخ نيست و تمام وسايل گرانقيمت زندگي‌مان سرقت شده است. من در محل كارم بودم كه مادرم موضوع را به من خبر داد و من خيلي زود خودم را به خانه‌مان رساندم و فهميدم ماهرخ در نبود مادرم وسايل با ارزش خانه‌مان را كه حدود 100 ميليون تومان ارزش داشت، سرقت كرده و گريخته  است. 
وي ادامه داد: پس از اين حادثه، ما از ماهرخ شكايت كرديم تا اينكه حدود سه هفته بعد از سرقت، داخل خيابان ماهرخ را ديدم كه سوار خودروي پژويي بود و علاوه بر او سه مرد جوان هم داخل خودرو بودند. بنابراين خودروي پژو را تعقيب كردم تا مخفيگاه ماهرخ را پيدا كنم و به پليس اطلاع بدهم، اما غافل از اين بودم كه سه مرد داخل خودرو همدست‌ها و دوستان ماهرخ هستند و متوجه شده‌اند من در تعقيبشان هستم. در حالي كه در تعقيب خودرو بودم، راننده در خيابان خلوتي راه مرا سد كرد. سه مرد جوان از خودرو پياده شدند و به شدت مرا كتك زدند. هر چقدر به آنها گفتم كه ماهرخ همه زندگي ما را سر قت كرده است، به همين دليل من در تعقيب او بودم، فايده‌اي نداشت. سه مرد جوان در پايان اعلام كردند، اگر بعد از اين مزاحم ماهرخ شوم مرا دوباره كتك مي‌زنند. پس از اين، من دوباره از ماهرخ و سه مرد ناشناس شكايت كردم تا اينكه چند روز قبل يكي از آنها با من تماس گرفت و گفت چنانچه از شكايتم رضايت بدهم، اموالم را به من بر مي‌گردانند. ما با هم در يكي از خيابان‌هاي شرقي تهران قرار گذاشتيم تا درباره گرفتن اموالم با آنها حرف بزنم. وقتي سر قرار رفتم، سه مرد جوان مقابل چشمان ماهرخ دوباره مرا به شدت كتك زدند. يكي از آنها اينبار با چاقو ضربه‌اي به سرم زد كه از هوش رفتم و ساعتي بعد در بيمارستان به هوش آمدم. آنها به قصد كشتن مرا زدند، اما من زنده ماندم و الان از ماهرخ و همدستانش شكايت دارم. 
با طرح اين شكايت پرونده به دستور قاضي دادسراي ويژه سرقت براي رسيدگي و شناسايي متهمان در اختيار تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت. تحقيقات درباره اين حادثه ادامه دارد. 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار