ميگويند در زمانهاي قديم مردم شهري متوجه شدند در محلي سرقتي در حال وقوع است. اهالي شهر با در دسترسترين سلاحي كه داشتند به سمت محل سرقت هجوم بردند. دزدان كه ديدند با اين اوصاف بعيد است جان خود و اموال سرقتي را به در ببرند، وارد جمعيت شدند و هر كدام دزد دزدكنان و با فرياد دزد را بگيريد، جمعيت را به سمتي بردند و چند پاره كردند. بعد از مدتي هم جمعيت نااميد و خسته از يافتن دزد پي كار خود رفتند و به مرور هم داستان سرقت از آن مكان به خاطرهاي براي مردم شهر تبديل و در بين روزمرگيها گم شد.
در كشور ما نيز برخي از اختلاسها و دزديهاي كلان به همين سرنوشت دچار ميشوند. به اين صورت كه به محض افشاي فساد، اولاً اسامي متهمان تبديل به حروف الفباي مقطع ميشوند و بعد در جريان نسبتاً طولاني بررسيها اخباري با اين عناوين منتشر ميشوند: «متهم گريخت». «ابراز نگراني فلان مقام مسئول نسبت به عدم ممنوعالخروجي متهم ميلياردي»، «متهم ميگريزد»، «متهم از مرز هوايي رفت»، «متهم خواهد رفت» و «بدرقه رسمي فلان مفسد فيالارض از سوي فلان سازمان و نهاد براي سفر به آن ور آب».
متعاقب آن هم مردم چند صباحي شاهد اتهامزني مسئولان در كوتاهي در برخورد با مفاسد اقتصادي ميشوند و تيترهايي از اين دست رسانهاي ميشوند كه «بايد متهم را بگيريم» «بايد متهم را ميگرفتيم»، «چرا فلان مسئول متهم را نگرفت»، «مسئوليت گرفتن متهم با فلان نهاد بود»، « بايد متهم ممنوعالخروج ميشد»، «فرار متهم به ما ربطي ندارد»، « مالت را سفت ميچسبيدي متهم را مفسد نميكردي» و در نهايت هم متهم واقعاً ميگريزد و با كيسهاي پر از بيتالمال تا آخر عمر به خوبي و خوشي روزگار ميگذراند. بدون اينكه كسي مسئوليت اين فرار را به عهده بگيرد. مدتي هم داغ سرمايهاي كه از بيتالمال به تاراج رفته بر دل مينشيند و بعد در روزمرگيها گم ميشود.
اين داستان با تفاوت نهچندان چشمگيري در مورد فساد در صندوق ذخيره فرهنگيان به وقوع پيوسته است. به محض تشكيل كميته تحقيق و تفحص از اين صندوق در مجلس شوراي اسلامي هرازچندگاهي خبري مبني بر گريختن متهم يا يكي از متهمان در رسانهها منتشر ميشود و مردم هنوز نميدانند اين پرونده چند متهم داشته و اين متهمان در چه رده شغلي و مديريتي و چه سطح شهروندي هستند. چطور به اين رانت، منابع و روابط دسترسي پيدا كردهاند و الان كجا هستند و آيا واقعاً كسي يا كساني مرتبط با اين پرونده از كشور خارج شدهاند يا نه؟
اما ديروز برخي رسانهها به نقل از جبار كوچكينژاد، رئيس كميته تحقيق و تفحص از صندوق ذخيره فرهنگيان خبري منتشر كردند، مبني بر اينكه يكي از متهمان پرونده صندوق ذخيره فرهنگيان گريخته است. بنابراين گويا اين يكي از متهمان كه نزديك يكسال است هر چند وقت يكبار ميگريزد، بالاخره گريخته و هنوز مشخص نيست كه از سوي مقام قضايي ممنوعالخروج شده بود يا نه و چنانچه ممنوعالخروج بوده چطور آن هم خيلي شيك و مجلسي از طريق مرزهاي هوايي رفته است. شايد هم شأن اجتماعي وي مانع صدور ممنوعالخروجياش شده است. شايد سالها بعد ما وارد افسانههايي شويم كه در آنها گروهي از مردمان با پيشقراولي دزدان به دنبال دزد ميگردند.