
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 08:30 صبح روز بيستم شهريورماه بود كه زن جواني در روستاي ابراهيمآباد مأموران كلانتري 176 فشافويه را از ماجراي دستبرد سارقان به خانهاش با خبر كرد. لحظاتي بعد كه مأموران در محل حاضر شدند زن جوان به آنها گفت: دو مرد در پوشش مأمور آب وارد خانهاش شده و با تهديد و ضرب و جرح، طلاهايش را سرقت كردهاند.
وقتي پرونده به دستور قاضي براي رسيدگي به پايگاه نهم پليس آگاهي تهران فرستاده شد زن 25ساله جزئيات بيشتري از ماجرا را براي پليس شرح داد. او گفت: من صاحب شوهر و دو فرزند خردسال هستم. شوهرم ساعت هفت صبح هر روز خانه را ترك ميكند و به محل كارش ميرود. امروز هم مثل هميشه راهي محل كارش شد. حدود 45 دقيقه از رفتن او گذشته بود كه ناگهان زنگ خانه را زدند. وقتي آيفون را برداشتم مردي خودش را مأمور آب معرفي كرد و گفت كه براي ديدن كنتور آب آمده است. من هم در را باز كردم و خودم هم براي احتياط راهي حياط شدم. وقتي قدم به داخل حياط گذاشتم ناگهان دو مرد را مقابل خودم ديدم كه يكي از آنها صورتش را با نقاب پوشانده بود. آنها با تهديد من را به داخل خانه كشاندند و شروع به كتك زدنم كردند. از ترس جان خودم و بچههايم سكوت كردم. دو سارق ابتدا طلاهاي دستم را قيچي كردند. بعد صندوقچهطلايم را هم برداشته و بعد از بستن دست و پا و دهانم از خانه فرار كردند. بعد از رفتن آنها بود كه به سختي خودم را رها كرده و پليس را از ماجرا با خبر كردم. كارآگاهان در تحقيقات ميداني متوجه شدند كه دو سارق خبر داشتهاند كه صاحبخانه مقدار زيادي طلا در خانه نگه میدارد. همچنين چند نفر، مرد همسايه را كه محمد نام داشت صبح روز حادثه روي پشت بام خانهاش كه مشرف به خانه شاكي بود ديدهبودند. بعد از به دست آمدن اين سرنخ مرد 30 ساله تحت مراقبتهاي نامحسوس پليس قرار گرفت و مشخص شد كه او با مجرم سابقهداري به نام اسماعيل در يك كارگاه توليد لاستيك كار ميكند، رابطه دوستانهاي دارد. مأموران پليس وقتي تصوير اسماعيل را به زن جوان نشان دادند او تأييد كرد كه اسماعيل همان فردي است كه همراه مرد نقابدار وارد خانه شده بود. كارآگاهان احتمال دادند كه مرد نقابدار هم بايد محمد باشد بنابراين ساعت4 صبح روز پنجم آبانماه، محمد و اسماعيل را در دو عمليات همزمان بازداشت كردند. دو متهم در اولين بازجوييها به سرقت طلا از خانه همسايه اعتراف كردند.
محمد گفت: مدتي قبل از حادثه بود كه متوجه شدم زن همسايه مقدار زيادي طلا در خانه دارد به خاطر همين تصميم به سرقت گرفتم. نقشهام را با اسماعيل كه از دوستانم بود در ميان گذاشتم و او هم قبول كرد كه در اجراي نقشه به من كمك كند. متهم ادامه داد: صبح روز حادثه خودم را به پشت بام رساندم و خانه شاكي را زير نظر گرفتم. وقتي شوهرش راهي محل كارش شد در پوشش مأمور آب وارد خانه شديم و با تهديد طلاهاي زن همسايه را سرقت كرديم. وي ادامه داد: طلاهاي سرقتي را به مالخري در شهر ري به مبلغ 10ميليون تومان فروختيم. بعد از اعتراف دو متهم، كارآگاهان پليس مالخر را هم بازداشت و مقداري از طلاها را كشف كردند. سرهنگ حسين زارع، فرمانده پايگاه نهم پليس آگاهي تهران گفت: تحقيقات بيشتر از دو متهم در پايگاه نهم پليس آگاهي تهران بزرگ در جريان است.