مريم ترابي
بعضي وقتها ظاهر زندگي ما ديگران را به اشتباه مياندازد. ديگراني كه از بيرون، سر و وضع زندگي ما را ميبينند تصور ديگري از ما در ذهنشان ايجاد ميشود كه حتماً ما گنجي پيدا كردهايم كه در اين تورم و فشار اقتصادي هنوز روي پا هستيم و با يك حقوق كارمندي خيلي راحت و خوب زندگي ميكنيم. خب اين فقط تصور ديگران درباره ماست، در حالي كه گذران زندگي در اين شرايط براي همه سخت است و اگر برنامهريزي درستي در كار و زندگي نداشته باشيم قطعاً در آخر هر ماه دچار مشكل ميشويم ولي اين را كه آنان نميبينند. به همين خاطر تصور ميكنند اگر از ما كمك مالي خواستند بدون عذر بايد بگوييم «چشم» و توقعي هم در قبال بازپسگيري آن نداشته باشيم.
فرهنگ «نه» گفتن نداريم
همان طور كه گفتيم آنها فقط ظاهر زندگي ما را ميبينند. از تلاش و برنامهريزي و دو دو تا چهار تاي ما اصلاً خبر ندارند، پس با اين تصور به خودشان اين اجازه را ميدهند كه از ما طلب قرض پول يا هر طلب ديگري را داشته باشند. قطعاً همه ما حتي براي يك بار هم كه شده تجربه اين درخواست از طرف دوست و آشنايي را داشتهايم. حال اگر ما در زمره آن دسته از افرادي باشيم كه اصلاً با كسي رودربايستي ندارند و اگر ندارند خيلي سريع و قاطعانه در برابر درخواست پول جواب «نه» ميدهند اين برخورد صادقانه و صريح خيلي هم خوب و عالي است. بعضيها هم با يك جمله كه «ببخشيد من اصلاً پول به كسي قرض نميدهم، اخلاقم اين است» خيال خودشان را راحت و تكليف بقيه را روشن ميكنند. اما با توجه به شرايط و اوضاع و احوالي كه در جامعه شاهد آن هستيم و افراد مالباختهاي را ميبينيم كه به هر دليلي پول و مال و اموالشان را فقط سر رفاقت و اعتماد از دست دادهاند گواه اين نكته است كه اكثراً مردم جامعه ما بلد نيستند «نه» بگويند. فرهنگ «ببخشيد من پولي براي قرض دادن ندارم» هنوز در جامعه ما جا نيفتاده است. ممكن است گفته شود اين رويكرد هيچ تناسبي با فرهنگ انفاق و نوعدوستي ندارد و چرا بايد فرهنگ «نه» گفتن به درخواست مالي ديگران را در آن نهادينه كنيم. در پاسخ بايد گفت البته كه كمك كردن به ديگران يك اصل اخلاقي است كه در جاي خود خيلي هم خوب است، اما اگر هنر «نه» گفتن را نياموزيم چگونه از پس سوءاستفادههاي ديگران بربياييم؟
ريش و سبيلي كه ديگر اعتبار ندارد
يك زماني وقتي طرف به يك تار سبيل خود قسم ميخورد و تار ريش و سبيل خود را گرو ميگذاشت، آن تار سبيل حكم هفت ضامن و چك و سفته امروزي را داشت. در همان زمانهاي دور وقتي كسي درخواست پول يا ضمانت و پادرمياني از كسي داشت همه مطمئن بودند كه اگر پولي قرض بدهند يا اعتبار خود را گرو بگذارند حتماً هم پول قرضي برميگشت، هم اعتبارشان بياعتبار نميشد. اما امروزه ريش و سبيل خاصيت و اعتبار ديروز خودش را از دست داده است. امروزه اگر به كسي پول قرض داديد معمولاً بايد پشت گوشتان را ببينيد پولتان را هم ببينيد. واي از روزي كه ضامن كسي شويد تا وامي را دريافت كند. خود را آماده كنيد كه قسط هر ماه وام گرفته شده از حساب شما كسر شود. در اين حال هم پول از جيب شما رفته، هم اعتبارتان لكهدار شده است.
جامعهاي كه حرف مرد حرف بود و روي قولش ميشد دنيا را زير و رو كرد چرا اينگونه شده است؟ به همديگر پول قرض ميداديم بدون آن كه به فكر سود و بهره آن باشيم. شايد تغيير سبك زندگي امروزي يكي از دلايل عمده اين وضعيت در جامعه باشد. همه درگير زندگي و كسب و كار خود هستند. از صبح تا شب ميدوند تا يك لقمه بيشتر از ديروز بهدست بياورند. همه درگير شتاب و پيشي گرفتن از يكديگر هستند. همه ميخواهند از ديگران شيكتر و لوكستر زندگي كنند.
در چنين وضعيتي چاره چيست؟ مگر ميشود فرهنگ دستگيري از ديگران را به فراموشي بسپاريم؟ به هر حال بهترين چاره اين است كه با روشهاي اصوليتر و منطقيتري هم به دوستان و آشنايان خود كمك كنيم و گره از مشكلات آنها باز كنيم و آنها را براي خود نگه داريم، هم خودمان از اين كمك كردنها متضرر نشويم.
پول و دوست را با هم از دست ندهيم
شكسپير در نمايشنامه هملت نوشته است: «بارها بهتر است بدهكار باشيد تا طلبكار. بدهكار فقط دوستش را از دست ميدهد اما طلبكار هم دوستش را از دست ميدهد هم پولش را.»
وقتي پول زيادي كه خارج از توان بازپرداخت شخص درخواستكننده است به او ميدهيم به مرور هم پولمان را از دست ميدهيم و هم دوستيمان با او خدشهدار ميشود؟ پس بهتر است مقدار پولي را قرض بدهيم كه اگر ديگر برنگشت ضرري به حساب و كتاب زندگي ما وارد نشود. تعارف را كنار بگذاريم و خيلي رك و صريح درباره زمان و نحوه برگشت پولمان صحبت كنيم زيرا ارزش دوستي بيشتر از پول است. هر پولي را كه قرض ميدهيم حتماً در قبالش رسيدي دريافت كنيم و در يك فضاي دوستانه كار را اصولي پيش ببريم. بهتر است چند روز قبل از سررسيد پولمان به دوستمان آن را يادآوري كنيم. شايد فكر كنيد كار زشتي است ولي اگر روز موعود، دوست ما پول را برنگرداند آن وقت زشتتر است. در نهايت هميشه مبلغي را جدا از حساب و كتاب زندگي خود كنار بگذاريم براي كمك به دوستان كه اگر دوست و آشناي ما به هر دليلي توان بازپرداخت آن را نداشت، ما هم متضرر نشده و به دوست خود با رضايت كامل كمك كرده باشيم.