کد خبر: 874907
تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
رئيس‌جمهور تركيه در تهران به دنبال تصحيح اشتباهات
رجب طيب اردوغان، رئيس‌جمهور تركيه، روز چهارشنبه چهارم اكتبر از فرودگاه اسن بوغاي آنكارا راهي تهران شد.
دكتر سيدنعمت‌الله عبدالرحيم‌زاده
رجب طيب اردوغان، رئيس‌جمهور تركيه، روز چهارشنبه چهارم اكتبر از فرودگاه اسن بوغاي آنكارا راهي تهران شد. اين سفر به دعوت رسمي رياست جمهوري ايران از او انجام شد و هيئتي عاليرتبه متشكل از مولود چاووش اوغلو وزير خارجه، نيهات زيبكچي وزير اقتصاد، برات آلبايراك وزير انرژي، بولنت تفنگچي وزير گمرگ و تجارت، سليمان سويلو وزير كشور، نعمان كورتولموش وزير فرهنگ و گردشگري و مهدي اكر معاون حزب عدالت و توسعه، او را در اين سفر همراهي مي‌كردند. اين سفر در قالب چهارمين نشست شوراي عالي راهبردي دو كشور انجام شد و به همين جهت هم در امتداد سفرهايي ارزيابي مي‌شود كه پيش از اين و با هدف ارتقاي روابط دو كشور به خصوص در زمينه اقتصادي انجام شده بود. نگاهي گذرا به همراهان اردوغان تأييدي بر اين ارزيابي است، اما بايد گفت تحولات منطقه‌اي در چند هفته گذشته آنقدر اهميت داشته‌اند كه بر اين سفر اردوغان و حضور او در چهارمين نشست شوراي عالي راهبردي سايه انداخته باشد. به دليل وجود اين سايه بود كه او قبل از سفرش ارتشبد خلوصي آكار، رئيس ستاد مشترك ارتش تركيه را راهي تهران كرد و قبل از عزيمت خودش هم وعده طرح نقشه راهي با رهبران ايران را داد. اين نقشه راه هر چه باشد و تا هر قدر هم كه بتواند پاسخگوي تحولات منطقه باشد، يك نكته را نمي‌توان ناديده گرفت و آن نقشي است كه او در ايجاد اين تحولات داشت.
   تهديد منطقه‌اي
مبناي نشست‌هاي گذشته بيش از هر چيز بر اساس توسعه روابط اقتصادي و به خصوص پيشبرد هدفي بود كه سران دو كشور در 2013 تعيين كرده بودند تا سطح مناسبات اقتصادي دو جانبه به ميزان 30 ميليارد دلار در سال برسد. اين هدف همان سال و در نشست مشترك رؤساي جمهور به تصويب دو طرف رسيد و به صورت رسمي هم اعلام شد، اما با گذشت چهار سال نه تنها اين هدف محقق نشده بلكه آمارها حكايت از فراز و نشيب شديد در مبادلات تجاري دو طرف دارد. در واقع، تعيين 30 ميليارد دلار به عنوان هدف بعد از آن انجام شد كه سطح مبادلات اقتصادي دو طرف در سال قبل از اين هدفگذاري به سطح 22 ميليارد دلار رسيده بود و اين تصور را به وجود آورده بود كه راهي چندان دور براي رسيدن به اين هدف باقي نمانده است، اما آمار سال قبل افت شديد مبادلات و رسيدن به حد 6/9 ميليارد دلار را نشان مي‌دهد و آمار هفت ماه از سال جاري هم با رقم 6 ميليارد و 330 ميليون دلاري، نشاني از رشد قابل توجهي ندارد. با وجود اين ميزان از افت مبادلات اقتصادي و دور شدن از نقطه هدف، انتظار مي‌رفت چهارمين نشست شوراي عالي راهبردي دو كشور حول مباحث اقتصادي باشد، اما تحولات منطقه‌اي اخير و تهديدات ناشي از آن باعث تغيير قابل توجهي در اولويت‌هاي نشست شده است. مهم‌ترين تحول بي‌شك مربوط به برگزاري همه‌پرسي استقلال در منطقه اقليم كردستان عراق مي‌شود كه با وجود مخالفت‌هاي منطقه‌اي و جهاني و تنها با اصرار رهبران اقليم روز دوشنبه 25 سپتامبر برگزار شد. ايران و تركيه هم در كنار دولت عراق و ديگر كشورهاي منطقه با برگزاري اين همه‌پرسي مخالفت كردند، اما ميزان واكنش‌ها نشان مي‌دهد اردوغان و ديگر همراهان او در دولت تركيه به ميزاني تند و تيزتر به مخالفت با اين همه‌پرسي برخاستند تا آنجا كه هم به نوعي براي رهبران اقليم زور بازو نشان دادند و هم به صراحت اقليم را تهديد به تحريم‌ اقتصادي كردند. حالا كه اردوغان به تهران آمده، نمي‌توان انتظاري به دور از اين چارچوب داشت، به نحوي نقشه راه او مي‌تواند در همين حد يا حتي شديدتر از اين باشد. اين موضوع آنقدر روشن است كه رسانه‌هاي تركيه سفر اردوغان را از همين منظر تحليل كردند و براي مثال تارنماي خبر بورسا گوندوم مي‌نويسد: «همه ما بايد بپذيريم كه غرب به دنبال ايجاد چالش در غرب آسياست و اين سناريو را صهيونيست‌ها و امريكايي‌ها از گذشته دنبال مي‌كردند و همكاري‌هاي دو كشور ايران و تركيه سبب خواهد شد تا آنها نتوانند به نيت شوم و پليد خود دست يابند» و به نوشته روزنامه آيدينليك: «رئيس‌جمهوري تركيه به ايران رفت تا ابتدا با همكاري ايران، فتنه اقليم كردستان را كه توسط اسرائيل طراحي شده، خنثي كند و در مرحله بعد، با اتخاذ تدابير يكسان و همانگ، دو كشور بتوانند از تحركات گروه‌هاي تروريستي و تجزيه طلب منطقه جلوگيري كنند.»
   پيش‌زمينه‌هاي تهديد
تحليل رسانه‌هاي تركيه در مورد همه‌پرسي اقليم كردستان و دخالت عوامل خارجي در آن را نمي‌توان به خطا دانست و حتي لزوم يافتن راه علاجي براي آن از سوي هر دو كشور ايران و تركيه هم درست است، اما نمي‌توان بدون نگاهي به پيش‌زمينه‌هاي وضع موجود، ارزيابي درست و راهكاري براي آن داشت. با نگاهي گذرا به پيش‌زمينه‌هاي وضع موجود، دست‌كم يكي از عوامل مهم و تأثير‌گذار سياست منطقه‌اي دولت اردوغان بوده كه با كنار گذاشتن راهبرد تنش صفر در اوايل دهه جاري، راهبرد مداخله‌جويانه در منطقه و به خصوص عراق و سوريه را در پيش گرفت. مسئله تنها اين نيست كه راهبرد مداخله‌جويانه اردوغان در اين دو كشور يكي از عوامل اصلي برافروخته شدن جنگ داخلي در سوريه يا برهم‌خوردن اوضاع عراق شد و وضعيت به آنجايي رسيد كه گروهي مثل داعش بخش‌هاي قابل توجهي از هر دو كشور را به تصرف خود درآورد، بلكه مسئله اصلي اين است كه راهبرد او نه تنها به نتايج مورد نظرش در هر دو كشور نرسيد، بلكه درست به نقطه معكوس رسيده است. مسئله كردها پاشنه آشيل او در اين راهبرد بود، چراكه در ابتداي بحران سوريه چندان گروه‌هاي كرد و به خصوص يگان‌هاي مدافع خلق، شاخه نظامي حزب اتحاد دموكراتيك سوريه يا ي پ گ، را به حساب نمي‌آورد و فكر مي‌كرد مسعود بارزاني، رهبر اقليم كردستان عراق، متحد نزديك او در برابر دولت مركزي عراق در بغداد است. تنها سه چهار سال لازم بود تا اشتباه اساسي او در اين زمينه معلوم شود. ي پ گ نه تنها از محدوده كانتون‌هاي خود در شمال شرق سوريه خارج شدند، بلكه در حال حاضر از مهم‌ترين متحدان امريكا در اين منطقه به حساب مي‌آيند كه دائم حوزه مناطق تحت تسلط خود در سوريه و به خصوص مناطق نفتي اين كشور را توسعه مي‌دهند. اردوغان با حمايت اقتصادي و سياسي و حتي در پاره‌اي از مواقع نظامي از بارزاني، در عمل دولت بغداد را در اين سال‌ها به چالش كشانده بود، اما اين سياست تنها منجر به اعتمادي براي بارزاني شده تا همه‌پرسي استقلال را با وجود تمام مخالفت‌ها حتي از سوي اردوغان، برگزار كند. بدون راهبرد مداخله‌جويانه اردوغان در دو كشور سوريه و عراق نه ي پ گ مي‌توانست پاي در رقه بگذارد و حوزه نفوذي به اين گستردگي در شرق سوريه داشته باشد و نه اوضاع و احوال اقليم كردستان عراق فرصت برگزاري همه‌پرسي را به بارزاني مي‌داد.
   تاكتيك يا تغيير راهبرد
حالا اردوغان در وضعيتي قرار گرفته كه در اوج جنگ با حزب كارگران كردستان تركيه، پ ك ك، شاهد قدرت‌نمايي ي پ گ در شرق سوريه و همه‌پرسي استقلال اقليم كردستان در عراق باشد. اين به معناي كامل كابوسي براي او است كه به صورت مستقيم امنيت شرق و جنوب شرق كشورش را تهديد مي‌كند و براي حل اين تهديد به هر وسيله‌اي دست مي‌زند حتي آوردن نقشه راهي به تهران، اما نكته اساسي اين است كه او نسبت به پيش‌زمينه‌هاي اين تهديد چه نظري دارد؟! در واقع، مسئله اساسي اين است كه او نسبت به پيش‌زمينه‌هاي اين تهديد آنقدر تجديد نظر كرده كه حالا راهبردي به طور كامل متفاوت از قبل را در نقشه راه خود مدنظر گرفته باشد يا اينكه او بر همان راهبرد گذشته است و در نقشه راه خود فقط مقداري تغييرات تاكتيكي طراحي كرده است. به عبارت ديگر، اردوغان نمي‌تواند بدون تغيير راهبرد در سوريه و عراق و قرار گرفتن در مسير حمايت از دولت‌هاي اين كشور انتظار يافتن راه‌حلي در مقابل همه‌پرسي استقلال اقليم كردستان و تجزيه اين قسمت از كشور عراق را داشته باشد و تمام فرياد و اعتراض و حتي تهديدهاي او در برابر اقليم هم نمي‌تواند افرادي مثل بارزاني را متقاعد كند كه از همه‌پرسي 25 سپتامبر روي برگرداند. او در اينجا بيش از يك نقشه راه بيشتر به شجاعتي نياز دارد تا اشتباهات گذشته خود را قبول كند و در نقشه راهش به دنبال يافتن مسير جبران آنها باشد. شايد اين حرف او قبل از سفرش نشانه‌اي از اين اتفاق باشد كه گفته‌ بود: «ديگر دوره مذهب گرايي، تجزيه‌طلبي، حزب و ملي گرايي نيست و دوره اتحاد و برادري است و ما با تجزيه شدن به اهداف خود نمي‌رسيم، بلكه با اتحاد خواهيم رسيد.» اين دست اظهارنظرها را مي‌توان پيش‌درآمدي بر تغيير راهبرد او دانست، اما باز بايد ديد در عمل چه مي‌كند و نقشه راه او حاوي چه پارامترهايي است به اين معنا كه اتحاد و برادري مورد نظر او تنها در حد حرف است يا اينكه در عمل حاضر شده است دست از راهبرد مداخله‌جويانه گذشته بردارد و با در پيش‌گرفتن راهبرد همگرايي منطقه‌اي راه را بر تفرقه‌جويي و ملي‌گرايي بندد كه سوريه را بيش از شش سال به آتش كشيده و حالا عراق را به مرز تجزيه و متلاشي شدن كشانده است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار