بيژن يانچشمه
ساماندهي كودكان كار و خياباني سالهاست با اجراي انواع و اقسام طرحهاي كوتاه و بلندمدت به حال خود رها شده است. بسياري از طرحها به دليل نداشتن پشتوانه مطالعاتي و علمي در اجرا ابتر باقيمانده است و حتي اجراي اينگونه طرحها به جاي ساماندهي كودكان كار و خياباني خود به طرحهاي آسيبزا تبديل شده است.
به هر حال مسائل و مشكلاتي كه سبب به وجود آمدن پديده كودكان كار و خياباني شده است. سالها فقط در ميان دولتها و دستگاههاي متولي دست به دست ميشود.
اين چرخه ناقص ساماندهي كار را به جايي رسانده است كه آمار دقيقي از كودكان ساماندهيشده كه از اين معضل و پديده آسيبزاي اجتماعي رها شدهاند، وجود نداشته باشد و در عوض بر تعداد كودكان كار و خياباني افزوده شده است. در حقيقت افزايش كودكان كار و خياباني و معضلات آنان سبب شده است تا مردم و شهروندان در شهرها بيشتر نگران اين كودكان بيدفاع باشند.
اين نگرانيها را ميتوان در ميان اخبار شبكههاي اجتماعي و مجازي به وفور مشاهده كرد. اين در حالي است كه مسئولان دولتي و متولي فقط به فكر شانه خالي كردن از وظايف محوله خود هستند.
برخوردهاي سلبي و نبود سازوكار مناسب با كودكان كار و خياباني كه اكثراً هم از اتباع بيگانه هستند، از تعداد دستگاههاي متولي ناشي ميشود كه خود نهتنها راهگشاي مشكلات و معضلات نيستند، بلكه به نوعي سد راه ساماندهي نيز قرار گرفتهاند.
تراكم اظهارنظرهاي ضد و نقيض از سوي برخي دستگاههاي متولي و نبود يك وحدت رويه مناسب، كار را به جايي رسانده است كه كودكان كار و خياباني به نوعي قرباني اقدامات سليقهاي مسئولان دستگاهها شدهاند.
بهرغم تلاشهاي مثبت و مفيد برخي مراكز همچون كميته امداد و برخي خيريههاي مردمي، كودكان كار و خياباني در ميان وعده و رفتارهاي سليقهاي مسئولان سرگردان شدهاند.
در حقيقت نبود يك الگوي مناسب و آزموده شده سبب شده است تا دستگاههاي متعدد فقط دستي از دور بر آتش اين معضل داشته باشند و اين نگاه سبب شده است تا كودكان كار و خياباني در چند سال بعد به آمار افراد آسيب ديده اجتماعي افزوده شوند و تبعات منفي آن بيشتر به جامعه و شهروندان تحميل شود. چه بسا بسياري از اين افراد آسيبديده اجتماعي، محصول بيتفاوتي مسئولان در گذشته به ساماندهي آنان است كه امروز به اشكال مختلف به لايههاي جامعه نفوذ كرده و منشأ بسياري از تخلفات و خلافكاريها شده است.