نعمان رحیمی
مسعود بارزاني با وجود تمام مخالفتهاي منطقهاي و جهاني بر خواست خود اصرار كرد تا همهپرسي استقلال منطقه كردستان عراق از اين كشور را در تاريخ دوشنبه 25 سپتامبر برگزار كند. روشن است كه نتيجه اين همهپرسي هر چه باشد، نميتواند با اين حجم گسترده از مخالفتها از اقبال عمومي برخوردار باشد چنان كه گذشته از دولت عراق به رهبري حيدر العبادي، نخستوزير عراق، اتحاديه عرب، دولت كويت، وزارت خارجه بريتانيا و امريكا و دبيركل سازمان ملل مخالفت خود را با برگزاري همهپرسي و نتيجه آن اعلام كرده و بر حفظ وحدت و يكپارچگي عراق تأكيد كردهاند. با وجود اين، بارزاني اعلام كرده كه به مرور زمان دستكم بعضي از كشورهاي منطقه و فرامنطقهاي جدايي كردستان از عراق را خواهند پذيرفت و به همين دليل هم اميد دارد كه مخالفتهاي امروز صوري باشد و در آينده نه چندان دور تجديدنظرها شروع شود.
شايد بارزاني با اين اميد بيش از حد به آينده اميدوار است يا برعكس، العبادي بيش از حد به حمايتهاي فعلي و تأكيد كشورها بر وحدت و يكپارچگي عراق خوشبين است. گزارش روزنامه تركيهاي ينيشفق اگر هم چند درصدي درست باشد، باز نشان ميدهد كه نميتوان تا اين حد به ديگر كشورها و مواضع فعلي آنها خوشبين بود و بايد به خصوص در مورد امريكا به همراه فرانسه شك و ترديد جدي داشت. اين روزنامه در گزارش خود از جلسه محرمانهاي ميگويد كه با حضور نمايندگاني از امريكا و فرانسه قبل از همهپرسي و در منزل هوشيار زيباري، وزير خارجه سابق عراق و دايي و مشاور بارزاني، برگزار شده بود. بحث اين جلسه در مورد آينده منطقه كردستان بود كه تنها محدود به اقليم كردستان عراق نميشده بلكه حوزه گستردهتر جغرافيايي مورد بحث قرار گرفته به اين نحو كه علاوه بر منطقه فعلي از اقليم كردستان عراق، هم ديگر مناطق عراق از جمله موصل در اين حوزه قرار ميگيرد و حتي مرزهاي عراق با سوريه برداشته ميشود تا مناطق تحت تصرف كردهاي سوريه هم به اين حوزه وصل شود و آنها هم پاسپورتهاي اين منطقه را خواهند داشت و شهروندان آن خواهند بود. اعضاي اين جلسه بر كركوك به عنوان پايتخت اين منطقه توافق كردند و قرار شده يگانهاي مدافع خلق سوريه، يپگ، در ارتش مشترك كردي ادغام شوند. بايد توجه داشت كه حضور افرادي مثل پيتر وودارد گالبرايت، ديپلمات پيشين امريكا، زلماي خليلزاد، سفير پيشين امريكا در افغانستان و عراق و برنارد كوشنر، وزير خارجه پيشين فرانسه، در اين جلسه قابل توجه است چراكه هر سه در تجزيه عراق و تشكيل كردستاني مستقل نقطهنظر مشترك و حتي سابقهاي طولاني در تحقق اين امر دارند.
اين نقطهنظر در كارنامه گالبرايت اهميت خاصي دارد چراكه جداي از نقش او در تجزيه تيمور شرقي از كشور اندونزي در 1999، از حاميان قديمي تجزيه عراق بود كه ايده تجزيه عراق را از 2003 و سقوط رژيم صدام حسين در پيش گرفت. او در آن موقع مشاور نزديك كردها بود و از تجربه خود در تيمور شرقي استفاده كرد تا با مشاركت در تدوين قانون اساسي عراق و به خصوص گنجاندن ماده 140 در آن، زمينه تجزيه اقليم كردستان فراهم شود. كارنامه زلماي خليلزاد در دولت جورج بوش بر همگان معلوم است و حضورش در اين جلسه چيزي جز ادامه مأموريتي نبوده كه امريكا طي اين سالها در عراق داشته و به دنبال تجزيه عراق بوده است. اميل خوري، روزنامهنگار مشهور لبناني، حدود سه سال قبل و در روزنامه النهار سخني را از كوشنر نقل كرده بود كه او به مروان حماده، نماينده مجلس لبنان، از تمام شدن كار تجزيه كردستان عراق گفته بود و اينكه «كار ايجاد كشور كردي نهايي شده است.» بنابراين، بيجهت نيست كه روزنامه ينيشفق اين سه تن را معماران تجزيه عراق و تشكيل كردستان عراق ميداند كه از اين جلسه معلوم ميشود هدف آنها تنها محدود به اقليم كردستان عراق نيست و نقشهاي وسيعتر از آن را مد نظر دارند. بايد گفت كه اين جلسه درست قبل از همهپرسي يك قوت قلب به بارزاني بوده تا نااميد به آينده نباشد و به عبارتي، او برگ تضمين استقلال كردستان خود را نه از رأي مردم بلكه قبل از همهپرسي و از نمايندگان فرانسه و امريكا گرفته كه در قالب يك سايكس- پيكوي جديد قصد تغيير نقشه جغرافياي سياسي منطقه را دارند. از اين رو است كه نميتوان به مخالفتهاي فعلي امريكا با همهپرسي 25 سپتامبر و نتيجه آن دلخوش كرد بلكه بايد به حمايت صهيونيستها از تجزيه عراق توجه كرد كه هماهنگ با نحوه عمل امريكا در سوريه است تا در نهايت، آن كشوري تشكيل شود كه كوشنر سه سال قبل از اين وعدهاش را داده بود و البته حوزههاي نفتي قابلتوجهي از دو كشور عراق و سوريه را هم به غنيمت گرفته است. اين فتنهاي است كه تحقق آن با برگزاري همهپرسي كليد خورده و با خيانت كشورهاي غربي به عراق و سوريه گامهاي بعدي آن برداشته خواهد شد.