ظريف توئيت فارسي نداشته است؟
محمد جواد ظريف، وزير امور خارجه كشورمان با انتقادهايي در مورد بياعتنايياش به زبان رسمي كشور مواجه بوده است. او در نشستهاي خبري متعدد به جاي زبان فارسي از زبان انگليسي استفاده ميكند. از سويي توئيتهاي او قريب به اتفاق به زبان انگليسي است.
او در روزهاي اخير در توجيه انگليسي بودن توئيتهايش گفته كه «من از توئيتر فعلاً با توجه به مقررات داخلي بهعنوان ابزار پيامرساني، صرفاً در سطح بينالمللي استفاده كرده و به همين دليل هم هيچگاه توئيت فارسي نداشته ام و توئيتهايم را به انگليسي و عربي ارائه كردم تا در فضاي بينالمللي با اين رسانه كه بسيار هم در فضاي ديپلماسي رسانهاي موثر است مورد استفاده قرار بگيرد. » با اين حال مرور صفحه توئيتر ظريف نشان ميدهد كه او توئيتهاي فارسي هم داشته و اين «هيچگاه» كه در جملهاش گفته، چندان دقيق نيست.
او البته درست ميگويد و توئيتهاي انگليسياش در فضاي بينالملل موثر است؛ اما راهش قطع ارتباط با مردم نبود و با راه اندازي دو اكانت توئيتر «فارسي» و «انگليسي و عربي» میتوانست ارتباط با مردم کشورش را نیز حفظ کند. ميليونها ايراني منتظر واكنش وزير خارجه كشورشان هستند. چه تعداد از آنها به زبان انگليسي در حد تخصصي مسلط هستند؟ ترجمه راه خوبي براي ارتباط وزير و مردم كشورش نيست.
كاش نمايندگان رأي سياسي ميدادند!
اعلام نارضايتي از نحوه نقشآفريني نمايندگان مجلس در جريان رأي اعتماد به وزراي كابينه دوازدهم همچنان از سوي كارشناسان سياسي موضوع گفتوگو است. عباس سليمينمين در مصاحبهاي با يك سايت خبري سطح كار نمايندگان مجلس را حتي از اينكه رأي سياسي داده باشند نازلتر ميداند و رأيها را در جلسه بررسي صلاحيت وزراي كابينه، حاصل «داد و ستدهاي نازل» ميداند.
سليمينمين ميگويد: «تصور ميكنم مجلس كار كارشناسي شايستهاي در اين زمينه انجام نداد، چون عملكرد بعضي از وزرا كه چهار سال در اين جايگاه بودند، مشخص بود و ميتوانست مبناي بررسي كارشناسي عميق را فراهم كند كه نشد. مثلاً وزير راه و شهرسازي واقعاً به وعده خود درباره مسكن اجتماعي عمل كرده بود كه مجلس به او رأي اعتماد داد؟! در مسئله واگذاري كيترينگ راهآهن به اتريشيها هم عملكرد او قابل دفاع نبود. او در بعضي صحبتها منتقدان خود را ماركسيست ناميده بود. چرا نمايندگان به اين موضوعات در جريان بررسي صلاحيت او اشارهاي نكردند؟»
او در ادامه در پاسخ به اين سؤال كه «مجلس در رأي اعتماد به وزرا نگاه تخصصي داشت يا سياسي؟» اظهار ميدارد كه «اي كاش رأي سياسي ميدادند! به نظرم داد و ستدهاي نازلي در جريان بررسي كابينه صورت گرفت. اگر رأي سياسي بدهند در نهايت بايد يك جريان سياسي مسئوليت امر را بپذيرد، اما فردا چه كسي مسئوليت نكردههاي برخي وزرا را در اين زمينه ميپذيرد؟... به نظرم اين رأي براساس مناسباتي كه صرفاً وزرا با نمايندگان برقرار ميكنند، داده شد به عبارت ديگر مناسبات فردي. اي كاش مناسبات سياسي و تشكيلاتي شكل ميگرفت. » او در ادامه سطح برخي نمايندگان مجلس را با يك مثال روشن ميكند؛ مثال تلخ سلفي با موگريني: «معتقدم ما داريم سطح تعاملات سياسي را در كشور تنزل ميدهيم، يعني نمايندگاني را به مجلس ميفرستيم كه اعتبارشان به عكس گرفتن با يك شخصيت خارجي است! و لابد در انتخابات آتي از اين عكس براي رأيآوري استفاده ميكنند! اين افراد نازل هستند. » سليمي نمين دليل رأي نياوردن بيطرف را هم در نگراني همه جريانات موجود در مجلس از باب شدن تندروي سياسي ميداند و ميگويد: «رأي اعتماد نگرفتن آقاي بيطرف به خاطر نگراني همه جريانات موجود در مجلس بود تا تندروي سياسي دوباره در خانه ملت باب نشود. در مقابل يكي از دلايل رأيآوري وزير كشور هم اين بود كه يك فرد معتدل ميتواند واقعاً موجب آرامش در كشور شود، كما اينكه در چهارسال وزارت آقاي رحماني فضلي شاهد تنش نبوديم.»