
جواد حامدي
همخواني انسان با محيط شهري و محيط منزل موضوعي است كه به ويژه در 50 سال اخير در كشور ما كمتر مورد توجه قرار گرفته است. اين درحالي است كه ايرانيان باستان و حتي ايرانيان در 120 سال پيش همواره به انطباق محيط زندگي با روحيات انسان توجه داشتهاند. آنچه به عنوان هارموني در معماري و فضاي شهري مطرح است بر سلامت روحي و رواني شهروندان تاثيرات انكار ناپذيري دارد.
معاون صنايعدستي و هنرهاي سنتي كشور در حاشيه نمايشگاه ملي صنايعدستي به اين موضوع اشاره كرده و گفته است: فضا يعني هويت؛ ما محصول فضاهاي پيراموني خودمان هستيم. اگر فضا متشتت باشد، شخصيت هم همانطور خواهد بود. بهمن نامورمطلق در ارتباط با تأثير فضا و فضاسازيها چنين توضيح ميدهد: مارسل پروست بحث بسيار خوبي در كتاب «در جستوجوي زمان ازدسترفته» دارد و بسياري ميگويند بهتر بود ميگفت «در جستوجوي مكان ازدسترفته» بهدليل اينكه بيشتر از مكان و فضا صحبت كرده است. در جايي از اين كتاب قهرمان داستان از خواب بيدار ميشود و نميداند كجاست و چهكسي است؟ يعني كجا بودن و كه بودن با هم مرتبط است. هنوز هم زماني كه ما ميخواهيم بدانيم شخص مقابل چهكسي است، ميگوييم از كجا آمدهاي؟ پس اين كجا بودن، فضا و مكان در شكلگيري هويت و شخصيت ما بسيار مهم است. او همچنين به اين نكته اشاره ميكند كه متأسفانه ما به اين مسائل توجه نكردهايم و محصولش هم اين انسانهاي متشتت است. برخي فضاهايي ميسازند كه انسان در آن احساس آرامش ميكند و بالعكس برخي مكانهايي ميسازند كه انسان احساس درگيري پيدا ميكند. وقتي در فضا چالش باشد به انسان منتقل ميشود. ما بهدنبال اين هستيم كه بتوانيم فضاهاي آرامشبخش ارائه دهيم تا هويتمان حفظ شود، اين هدف اصلي ماست. هدف ديگر ما اين است با فضاهايي كه ميسازيم به توسعه صنايعدستي كمك كنيم. بهاين دليل كه معتقديم صنايعدستي هويت منقول ماست. البته خيلي از جاها غيرمنقول هم ميشود. در توصيف شهرسازي و معماري اسلامي عواملي چون تفكيك فضاهاي عمومي از خصوصي، ايجاد فضاهاي عمومي متناسب با نياز خانواده در شهرسازي و طراحي مجتمعها و مراكز مختلف، ايجاد فضاي سبز مناسب در كاربريهاي مختلف و توجه به عدم اشرافيت از مهمترين ويژگيهاي شهرسازي به سبك زندگي اسلامي - ايراني با اهميت محسوب ميشود.
نقش معماري سنتي در اجتماعي شدن آدمهادر گذشته چون ارتباط جامعه و افراد مهم بود لذا معماريها هم به گونهاي طراحي ميشد كه به روابط مردم كمك كند و شاهد فضاهاي عمومي و خصوصي بوديم و حريمها نيز حفظ ميشد. در گذشته فضاي لازم براي تعزيه، جشن، ديدن همسايهها و گفتوگو با يكديگر وجود داشت و همه از احوال يكديگر مطلع بودند و معماري همه حالات و نيازمنديهاي مردم را پاسخ ميداد و افراد اجتماعيتر بودند. فضاي خانهها به گونهاي بود كه همسايهها قادر بودند در مقابل منازل خود يكديگر را ببينند و با هم صحبت كنند و يك امنيت اجتماعي مطلوبي در كوي و برزن وجود داشت كه خود مردم آن را ايجاد كرده بودند. زندگي گذشتگان ما به گونهاي بود كه ارتباط يك ارزش بود و نذري و غذا دادن به همسايه در كنار رعايت حرمتها عادي بود و ساختمانها با سفارش افراد بر اساس نيازها طراحي ميشد و معمار هم با دريافت تقاضا با استفاده از تجربه و هنر خود ساختماني را ميساخت كه مورد نظر صاحب آن بود. امروز يك معمار و طراح با سليقه خود براي هزاران نفر با ذائقه و نيازهاي متنوع يك بنا را طراحي ميكند و شما مجبوريد در آن زندگي كنيد حتي اگر مورد نظرتان نباشد به همين دليل معماري و ساخت و سازها با نيازها هماهنگ نيست و نميتوانيم رضايت شهروندان را تأمين كنيم. يك سرمايهگذار يا انبوهساز سليقه ساخت و معماري را تعيين ميكند و آهسته آهسته شاهد تغيير بناهايي هستيم كه ديگر شما همسايه خود را نميبينيد و با آن ارتباط نداريد و حتي در داخل منزل خود نيز آرامش و راحتي لازم را نداريد و با آن بيگانه هستيد.