فريدون حسن
چهار سال و چهار ماه از آخرين قهرماني استقلال در ليگ برتر ميگذرد. پانزدهم ارديبهشت ماه 1392 بود كه آبيها با برتري مقابل فولاد خوزستان قهرمان شدند و از آن تاريخ تا امروز رنگ هيچ جامي را نديدهاند.
چهار سال و چهار ماه بدون جام، بدون قهرماني براي تيمي بزرگ و پرهوادار چون استقلال اصلاً خوب نيست، نه براي استقلال كه براي هيچ تيم بزرگي خوب نيست. به باشگاههاي بزرگ دنيا نگاه كنيد، روند رو به جلوي آنها شايد در برخي سالها و رقابتها با مشكل روبهرو شود و افت داشته باشد اما هيچگاه متوقف نميشود. اين يك واقعيت انكارناپذير است كه بايرنمونيخ شناسنامه فوتبال آلمان است، بقيه بايد براي دوم شدن بجنگند مگر آنكه خيلي بهتر از باوارياييها باشند؛ اتفاقي كه هر چند سال يك بار رخ ميدهد. در اين هيچ شكي وجود ندارد كه رئالمادريد و بارسلون يعني تمام فوتبال اسپانيا، تيم ديگري وجود ندارد براي عرض اندام. فقط گاهي برخي پيدا ميشوند كه با كسب نتيجه مقابل اين دو تيم تنور رقابت آنها بر سر قهرماني را داغتر كنند.
و در نهايت فوتبال انگلستان بدون منچستر يونايتد و ليورپول يعني هيچ. حالا چلسي ميخواهد با پول آبراموويچ كل فوتبال دنيا را قبضه كند، همه ميپرسند منچستر كجاست و ليورپول چه كرد؟
خب طبيعي است كه فوتبال ايران با پرسپوليس و استقلال شناخته ميشود؛ دو تيمي كه طي اين سالها چوب دولتي بودنشان را ميخورند،بدون اينكه بخواهيم زحمات بقيه تيمها را زير سؤال ببريم و موفقيتهاي آنها را ناچيز قلمداد كنيم اما بايد به اين واقعيت معترف بود تا زماني كه اين دو تيم سرپا نباشند فوتبال معني و مفهومي ندارد. اين حقيقت فوتبال ايران است،حقيقتي كه به طور حتم بيان آن به خيليها برميخورد.
استقلال اين روزها حال و روز خوبي ندارد. ضعف استقلال يعني بيانگيزگي پرسپوليس و اين يكي يعني از تب و تاب افتادن فوتبال باشگاهي. استقلال چهار سال و چهار ماه است كه جام نديده. پيشتر پرسپوليس آماري وحشتناكتر داشت؛ چيزي حدود 10 سال دوري از قهرماني ليگ برتر و اين يعني فاجعه. تصور كنيد تيمهايي چون بايرن، رئال، بارسا و منچستر در اين دو بازه زماني نتوانند موفقيتي كسب كنند. به طور حتم سرنوشت كل فوتبال آلمان،اسپانيا و انگلستان با خطر روبهرو خواهد شد و حالا به نظر ميرسد استقلال در مسير پرسپوليس قرار دارد، مسيري كه همين امروز بايد جلوي آن گرفته شود.
بايد نگران بود نه نگران فلان بازيكن يا فلان سرمربي، بايد نگران استقلال و پرسپوليس بود. اشتباه نشود اين نگراني فقط مربوط به گرفتن جام نيست كه حالا با هر ترفندي يك جام به آبيها يا قرمزها بدهيم، نگراني اصلي جاي ديگري است. وجود اين همه حاشيه و معضل براي دو باشگاهي كه شناسنامه فوتبال ايران هستند درست مثل سم مهلك است، بنابراين بايد آنها را دريافت. بايد مشكلات آنها را حل كرد، البته به اين معني نيست كه همين حالا مثل هميشه به بيتالمال دستدرازي كرد و براي سرخابيها خرج كرد، نه، بلكه بايد فكري اساسي به حال ساختار اين دو باشگاه كرد.
استقلال چهار سال و چهار ماه است كه جام نگرفته چون مديريت درست و درماني نداشته است. پرسپوليس بعد از نزديك به 10 سال جام گرفت چون طي يكي، دو فصل اخير با كمترين تنش و بحران در اين بخش روبهرو بود و اين همان نكتهاي است كه بايد به آن توجه شود.
استقلال و پرسپوليس به عنوان شناسنامههاي فوتبال ايران بايد ثبات مديريت و هيئت مديره را تجربه كنند، اتفاقي كه طي سالهاي اخير شاهد آن نبودهايم. به طور حتم تيمي كه در طول يك فصل دو يا سه بار هيئتمديرهاش دستخوش تغيير ميشود، زمين خواهد خورد، نامش اصلاً مهم نيست، استقلال، پرسپوليس يا هر تيم ديگري. استقلال طي چهار سال گذشته سه مديرعامل عوض كرده و حداقل پنج يا شش هيئت مديره به خود ديده است. چنين تغييراتي حتي كمر تيمهاي بزرگ فوتبال دنيا كه نامشان را برديم، هم ميشكند چه رسد به استقلال يا پرسپوليس كه از باشگاه بودن فقط عنوانش را يدك ميكشند. خلاصه كلام اينكه بايد براي تيمهاي بزرگ فوتبالمان برنامه داشته باشيم، بايد آنها را سروسامان دهيم و از درمان مقطعي دردها دوري كنيم. هم استقلال نيازمند آرامش مديريتي و برنامهريزي درست است و هم پرسپوليس و تا زماني كه اين اتفاق رخ ندهد نه استقلال روي آرامش و موفقيت پايدار را خواهد ديد و نه پرسپوليس و آن وقت است كه استقلال هم درست مثل پرسپوليس بايد 10 سال يا حتي بيشتر در حسرت جام باقي بماند.