
به گزارش خبرنگار ما، اسفندماه سال 87، مأموران پليس تهران از قتل پسر جواني در ميدان شوش باخبر و راهي محل شدند. بررسيهاي اوليه نشان داد كه پسر 20 سالهاي با اصابت ضربه چاقو جان باخته است. دوست مقتول به مأموران گفت: لحظاتي قبل همراه امين در حال پرسهزني بوديم كه يكي از اهالي محل به نام علي با موتور از راه رسيد و بدون دليل با ما درگير شد. او در جريان دعوا با چاقو چند ضربه به امين زد و فرار كرد. با انتقال جسد به پزشكي قانوني تحقيقات براي متهم 18 ساله كه علي نام داشت، آغاز شد و در حاليكه تلاش مأموران در اين زمينه ادامه داشت، متهم بيست و هشتم ارديبهشتماه سال 88 به اداره پليس رفت و به قتل اعتراف كرد. او در توضيح ماجرا به پليس گفت: همه حادثه از يك شوخي بچگانه شروع شد. متهم در ادامه گفت: در مغازه كفش فروشي كار ميكردم و به خاطر بازار شب عيد خيلي سرمان شلوغ بود.
روز حادثه روي موتورم بار كفش زده بودم و داشتم آنها را به مغازه ميبردم كه در مسير امين را ديدم. او سد راهم شد و شروع به شوخي كرد. چند سالي بود او را ميشناختم و بچه محل بوديم، اما خيلي با هم رفاقت نداشتيم. او بار كفش را روي موتور ديد، اما خواست تا موتورم را به او بدهم. مخالفت كردم و گفتم موتورم را لازم دارم. اما او دوباره به شوخي و مسخرهكردن ادامه داد. متهم در خصوص قتل گفت: شوخي تبديل به درگيري شد. من هميشه چاقويي براي بريدن طناب دور جعبههاي كفش همراه داشتم. در آن درگيري براي ترساندن مقتول آنرا در آوردم و به سمت او بردم، ولي نميدانم چاقو چطور به شكمش فرو رفت. با ديدن خون و افتادن مقتول ترسيدم و فرار كردم. دوماه را مخفيانه در خانه پدرم و خواهرم سپري كردم تا اينكه با نصيحتهاي خانوادهام تصميم گرفتم خودم را معرفي كنم.
با اقرارهاي متهم، پرونده تكميل و به شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد و در اولين جلسه محاكمه، متهم بنا به درخواست اوليايدم به قصاص محكوم شد. با تأييد اين حكم در ديوان عالي كشور متهم در آستانه اجراي حكم قرار داشت كه با پرداخت 500 ميليون ديه از مرگ نجات يافت. بنابراين صبح ديروز متهم از جنبه عمومي مقابل قاضي زالي قرار گرفت و در آخرين دفاعش گفت: از اين حادثه پشيمانم و بچگي كردم. همچنين اين حادثه بهترين دوران زندگيم را از من گرفت و هم خانوادهام به سختي افتادند. آنها براي پرداخت ديه همه زندگيشان را فروختند و با وام و قرض همچنين مراسم گلريزان در جمع دوستان و اقوام توانستند مبلغ 500 ميليون تومان ديه را تهيه و به اوليايدم پرداخت كنند. او در ادامه گفت: در اين مدتي كه زندان بودم سعي كردم نگاهم به زندگي تغيير كند و حرفه سنگتراشي را ياد بگيرم. حالا ميخواهم هرچه زودتر آزاد شوم و از حرفهاي كه در زندان ياد گرفتهام براي كمك به خانوادهام استفاده كنم.
در پايان هيئت قضايي وارد شور شد و متهم به زودي آزاد خواهد شد.