روزنامه اعتماد هم مانند ديگر رسانههاي اصلاحطلب عليه محمدباقر قاليباف مينويسد. اما اين روزنامه ناخودآگاه عباراتي را هم آورده كه تلويحا اذعان به قوت عمل قاليباف دارد: «در دوره سيادت او بر شهر و شهروندان، نه تنها چهره تهران تغييري اساسي كرد كه خود اين سياستمدار راستگرا را هم به دالان دگرديسي كشاند. چه آنكه اگر در بازه زماني مديريت قاليباف، تهران دچار تب تند توسعه شهري شد كارنامه سياسي او نيز قطورتر و زبان سياسياش تندتر و معترضانهتر از همكيشان و هم مسلكان سياسياش شد.» اعتماد در ادامه ناگزير از اشاره به تحسينهاي برخي اصلاحطلبان از قاليباف ميشود: «خداحافظي او از شهرداري تهران را هرچند خيليها پايان عصر سياستورزي قاليباف اعلام كردند اما خاطرهگويي سيدحسن خميني از شبگرديهاي تهران با قاليباف، تمجيدهاي علي مطهري، خندههاي سيد محمود دعايي و دست زدنهاي سردار وحيد حقاني و توصيهنامه آيتالله موسوي خويينيها به محمدعلي نجفي مبني بر عدم ارائه گزارشي از ميراث قاليباف براي اهل اشاره، نشانهاي بود از آنكه عمر سياسي اين سردارِ سياستمدار هنوزبه پايان نرسيده و تازه اول راه است...»
***
خط و نشان براي هيئت رئيسه فراكسيون اميد
اختلافات در ميان اصلاحطلبان پس از رأي عدم اعتماد به بيطرف آنقدر بالا گرفته كه از توئيتر جواد امام و اينستاگرام بهروز نعمتي دارد به تغيير هيئت رئيسه فراكسيون اميد ميرسد. يادداشتي در روزنامه آرمان با تيتر «اميد به تغيير هيئت رئيسه فراكسيون اميد.» منتشر شده كه در آن با اشاره به تغيير نظر نمايندگان در مورد برخي وزرا آمده است: «رأيآوردن آذريجهرمي با فاصله 7رأي و رأينياوردن بيطرف با فاصله 9رأي، بهرغم نظر فراكسيون اميد، دو نكته اصلي بود كه باعث طرح اتهامات جدي به عملكرد اصلاحطلبان مجلس شد. از همان زمان عدهاي معتقد بودند برخي اعضاي فراكسيون اميد، به رأي اين فراكسيون بياعتنا بودند و همين عده سبب شكست فراكسيون شدند. ماجرا وقتي جنجاليتر شد كه نام برخي از نمايندگان سرشناس و اعضاي هيئترئيسه فراكسيون اميد به عنوان كساني مطرح شد كه به آذريجهرمي رأي دادند و به بيطرف رأي ندادند.» عليرضا رحيمي عضو هيئت مديره فراكسيون اميد با تأكيد بر اينكه تركيب هيئترئيسه سال دوم فراكسيون ميتواند نشاندهنده نقدهاي اعضا به عملكرد ۱۵ماهه فراكسيون باشد، اظهار داشت: «اگر لابيهاي آرژانتيني مانع نشود، قابل پيشبيني است كه حداقل نيمي از چهرههاي هيئترئيسه فعلي تغيير يابد و با اين تغيير، نيميديگر هم پيام لازم را براي تغيير در روشها دريافت خواهد كرد.»
***
حمله به موسوي خوئينيها به دليل دفاع از قاليباف
هيچ كس نبايد حتي به اشاره از عملكرد قاليباف تمجيد كند، در غيراين صورت با موج حملات اصلاحطلباني روبهرو ميشود كه كمر به تخريب قاليباف به هر قيمتي بستهاند. حتي اگر آن فرد موسوي خوئينيها باشد كه حق ليدري به گردن اصلاحطلبان دارد.
نامه موسوي خوئينيها به نجفي و دعوت به تمام كردن انتقاد از دوران قاليباف و اذعان به اينكه در دوران قاليباف هر روز تهران را آبادتر از قبل ديده، باعث شد تا انتقادات آفتاب يزد از موسوي خوئينيها تيتر يك اين روزنامه شود. آفتاب يزد مينويسد: «انتخابات كه تمام شد، شوراي شهر جديد هم كه به خير گذشت (!) و شهردار جديد هم كه از سوي شوراي شهر برگزيده شد، انگار نه انگار كه قاليباف همان كسي است كه او را زير رگبار مسلسل انتقاد و اتهام ميبستند... حالا قاليباف تبديل به همان مدير جهادي شده كه اصولگرايان از آن دم ميزنند. سيدحسن خميني از خاطرات مردمداري قاليباف ميگويد و خوئينيها كه گاهگداري او را يكي از تأثيرگذاران راه اصلاحات ميدانند در اقدامي قابل تأمل و نامهاي بحثبرانگيز اين بار نه تنها به مدح و ثناي مديريت قاليباف پرداخته بلكه از نجفي به عنوان شهردار آينده نيز خواسته تا زياد حرفي از مشكلات گذشته نزند و كار خودش را بكند. يعني يك وقت به قاليباف و نحوه مديريتش نقدي وارد نكند...» ناصري فعال اصلاحطلب ميگويد: «صحبتهاي موسوي خوئينيها يك نظر شخصي است و نبايد آن را حرف تمام اصلاحطلبان دانست...» او البته اذعان ميكند كه قاليباف يك مدير قوي است. حجتالاسلام قوامي از ديگر چهرههاي اصلاحطلب هم سعي ميكند دو طرف را داشته باشد. او ابتدا در تأييد موسوي خويينيها ميگويد: «گوش مردم از حرفهاي مسئولاني كه بعد از در اختيار گرفتن قدرت ميگويند ويرانه تحويل گرفتهاند پر است...» و بعد ادامه ميدهد: «موسوي خوئينيها و سيدحسن خميني نيز نظرات شخصي و نه نظرات اصلاحطلبان را درباره قاليباف و شهرداري پيشين بيان كردهاند... اين را هم ميپذيرم اگر شهردار جديد تهران به طور كلي راجع به آنچه در شهرداري تحويل گرفته است سكوت كند براي او تبعاتي خواهد داشت و از همين رو بايد بيان كرد صحبتهاي اخير برخي اصلاحطلبان درباره قاليباف از پختگي لازم برخوردار نبوده است...» آفتاب يزد در پايان مينويسد: «به هر حال آنچه معلوم است اينكه نبايد حرفهاي خوئينيها را به پاي همه اصلاحطلبان نوشت.»