
متأسفانه در كشور براي ارزيابي دانشگاهها معيارهاي كمي را در نظر ميگيرند در حالي كه اين كافي نيست. برخي دانشگاهها براي ارزيابي خود به آمار تعداد مقالات توليدشده اكتفا ميكنند و آن را به عنوان معياري براي سنجش شاخصهاي كيفي ارزيابي دانشگاهها در نظر ميگيرند. البته در همه جاي دنيا تعداد توليد مقالات علمي يك شاخص در ميان مجموعۀ وسيعي از شاخصهاست اما در ايران به شاخص انحصاري تبديل شده است. با توجه به وجود بنگاههاي توليد مقاله كه در ايران فعال هستند و تعداد زيادي مقاله به فروش ميرسانند، بايد گفت حتي تعداد زيادي از مقالاتي كه در دانشگاهها توليد ميشوند، فرايند صحيح علمي را طي نميكنند و نميتوان اين مقالات را به عنوان يك توليد علمي در نظر گرفت. در بسياري از موارد دانشگاهها با چرخش به سمت توليد مقاله با كاهش كيفيت آموزشي مواجه شدهاند، بنابراين لزوماًَ بالا رفتن تعداد مقالات توليدي به معناي كيفيت مطلوب دانشگاهها نيست. هرم اعضاي هيئت علمي يكي ديگر از معيارهاي سنجش سطح كيفي دانشگاههاست و در مواردي تعداد اعضاي هيئت علمي به سطح مناسبي رسيده اما استاد متخصص در رشتههاي موجود، در دانشگاه حضور ندارد و موارد زيادي مشاهده شده كه استاد راهنما و مشاور دانشجويان در حوزۀ مرتبط با پژوهش دانشجويان خود تخصص ندارند. براي مثال دانشجويي كه در حوزه جامعهشناسي اقتصاد و با روششناسي پديدارشناسي رساله مينويسد با اساتيدي مشورت ميكند كه در هيچ كدام از اين حوزهها مطالعات و تخصص ندارند اما وقتي به رتبه علمي اين اساتيد نگاه ميكنيم همه آنها درجه دانشياري و استادي دارند. بنابراين حتي شاخصهاي كمي كه بيانگر معيارهاي كيفي دانشگاهها باشد، نميتواند به معناي وجود آموزش جدي در دانشگاههاي ما باشند. بنابراين براي ارزيابي كيفيت آموزش بايد به يك مجموعه شاخص براي سنجش سطح كيفي دانشگاهها توجه كرد و در كنار آن بايد هدف اصلي آموزش را مشخص كنيم.