اصلاحطلبان تهران را شهر سوخته مينامند؛ كليدواژهاي براي تخريب محمدباقر قاليباف. اما سازندگي تهران و پيشرفت پروژههاي عمراني آن در حدي بوده كه برخي بزرگان جريان اصلاحات هم نتوانستند با اين موج كذايي تخريب قاليباف همراه شوند و زبان به تحسين عملكرد او گشودند. اظهارات افرادي همچون سيدحسن خميني، علي مطهري، حجتالاسلام دعايي يا حتي چهرههاي ماندگار هنري همانند علي نصيريان درباره خدمات قاليباف آب سردي بر اين طراحيها بوده است. از سويي انكار خدمات گسترده شهرداري تهران در سالهاي شهردار بودن قاليباف ممكن است به يك ضدتخريب تبديل و عملاً به ابزاري عليه طراحانش تبديل شود.
روز گذشته خبر نامه سيدمحمد موسويخويينيها، ليدر معروف اصلاحطلبان به محمدعلي نجفي خبرساز شد. او در اين نامه تصريح كرد: «مايلم، با عرض پوزش، مطلبي را يادآور شوم و آن اين است كه لطف بفرماييد و برخلاف آنچه در ماههاي گذشته در برخي محافل و در بعضي رسانهها رواج داشته است، جنابعالي سنت حسنهاي را كه درخور شأن و شخصيت شماست در پيش بگيريد. در ماههاي گذشته، اينجا و آنجا، همه سخنها بر سر اين بوده است كه شهرداري در گذشته چه مشكلاتي به وجود آورده است و چه گرفتاريهايي را به ارث گذاشته است و... درخواست بنده اين است كه به جاي آنكه، در گزارشهاي خود به همشهريان تهراني، فهرستي از مشكلات بهجامانده از گذشته ارائه بفرماييد، به مردم نويد دهيد كه شهر شما را آبادتر خواهيم كرد. شهر تهران سامانيافتهتر خواهد شد، و مردم را به كارهاي مهمي كه به خواست خدا انجام خواهيد داد اميدوار كنيد.»
همچنين در بخش ديگري از نامه آمده است: «بنده اطلاعات لازم را براي داوري درباره آنچه گفته ميشد يا گفته ميشود ندارم، اما در سالهاي گذشته، تهران را هر سال آبادتر از سال قبل ديدهام. سالها پيش، بنده از يكي از دوستان مشترك، كه قطعا جنابعالي هم وي را صاحبنظر در امور شهري تهران بزرگ ميدانيد، درباره مديريت آقاي قاليباف سؤال كردم. آن دوست محترم از توانايي و مديريت قابل قبول ايشان ياد كرد.»
حواشي عجيب شوراهاي شهر و روستا
هر روز از شوراهاي شهرهاي مختلف خبرهاي و حواشي جالب توجهي ميرسد. روزنامه صبح نو مينويسد: «شنيدهها از اصفهان و شيراز، دو كلانشهر ايران ميگويند كه شهرداران جديد اين شهرها، عناصر اصلي چينش كانديداهاي «ليست اميد» در شهر خودشان بودهاند و حالا به مدد همان كانديداهاي راه يافته به شورا، كليددار شهر شدهاند. ماجرا، وقتي جالبتر ميشود كه اين انتصاب، سروصداي خبرنگاران اصلاحطلب را هم درآورده است. يك خبرنگار اصلاحطلب در مورد شهردار شيراز مينويسد: «شبيه رئيس شوراي عالي اصلاحطلبان فارس بايد بود. طوري ليست بچيني كه خودت از توش شهردار بشي. پ. ن: هركسي رو حس كرد رقيبش ممكنه بشه، حتي توليست نگذاشت.»
در ادامه گزارش اين روزنامه آمده كه «يكي از عجيبترين انتخابها، در شوراي شهر گرگان شكل گرفت. جايي كه اعضاي شوراي اين شهر، در رقابتهاي انتخاباتي با پوستر شهردار وقت گرگان، به ميدان رقابت آمدند. پيروز مبارزه انتخاباتي شدند و به شورا راه يافتند؛ اما در اولين اقدام، شهردار را بركنار كردند. «محمدابراهيم جرجاني» كه از موافقان شهردار بود، گفته: «بايد بدون تعارف بگوييم، مردم بر اساس عملكرد شهردار به ما رأي دادند.» و اما پاي آقازاده در انتخاب شهرداران جديد بسيار باز است: «تا به حال نام دو شهردار جوان، به واسطه نسبتهايشان با برخي مقامها مطرح شده است. آقاي «امير بهمني» فرزند آقاي «محمود بهمني» رئيس كل بانك مركزي دولت پيشين، به عنوان شهردار جديد شهر «هشتگرد» برگزيده شده است. نام آقاي «فرشاد عباسي» 27 ساله نيز كه فرزند معاون اصلاحطلب استانداري اردبيل است، به عنوان شهردار شهر «گيوي» اين استان، خبرساز شده است.» خانم «سمانه شاددل» كه به عنوان اولين مدير زن شهري در زنجان برگزيده شده بود، يك هفته پس از دريافت حكمش بركنار شد. در شهر خرم آباد هم آقاي «ولي الله رستمي» پرنده فروشي كه توانست با اختلافي معنادار، به عنوان اولين منتخب مردم اين شهر، راهي شورا شود، تنها چندين ساعت پس از نشستن بر صندلي رياست، با رأي مجدد اعضاي شورا از رياست بركنار شد... از شوراي شهر كرمانشاه هم خبر رسيده كه مراسم تحليف اعضاي شورا، به دليل به حد نصاب نرسيدن تعداد اعضا لغو شد.