کد خبر: 869068
تاریخ انتشار: ۰۵ شهريور ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
مرد محكوم به قصاص كه 9سال قبل زن سالخورده‌ای را براي سرقت طلاهايش به قتل رسانده‌بود، با جلب رضايت اولياي‌دم از مرگ نجات يافت.
به گزارش خبرنگار ما، دوازدهم دي‌ماه سال 87، مأموران پليس شهريار از قتل زن سالخورده‌اي در يكي از خانه‌هاي شهر باخبر و راهي محل شدند. شواهد نشان مي‌داد پوران 65 ساله به خاطر سرقت طلاهايش به قتل رسيده است. پسر مقتول گفت: مادرم بعد از فوت پدرم تنها زندگي مي‌كرد. هر روز به او سر مي‌زدم و هر كاري داشت، برايش انجام مي‌دادم. امروز وقتي وارد خانه شدم ديدم روي صورتش ملافه‌اي كشيده شده و جوابم را نمي‌دهد. ملافه را كنار زدم متوجه شدم فوت شده‌است و طلاهايش در دست و گردنش نيست. پسر جوان در ادامه گفت: پسر همسايه به شيشه اعتياد دارد و سابقه‌دار است. احتمال مي‌دهم دراين ماجرا نقشي داشته باشد. با اين توضيحات پليس پسر همسايه را به نام مراد 30 ساله بازداشت كرد.
 
مرد جوان ابتدا جرمش را انكار كرد، اما در مراحل بعدي بازجويي، ماجراي قتل را فاش كرد و با اقرار به جرمش گفت: روزي روي پشت‌بام خانه پرسه مي‌زدم كه پيرزن همسايه را در حياط خانه ويلايي‌اش ديدم. او در حالي كه طلاهاي زيادي انداخته بود مشغول شستن لباس بود. طلاهاي پيرزن مرا وسوسه كرد و نقشه سرقت به سرم زد. با دو نفر از دوستانم صحبت كردم و قرار شد آنها نيز همراه شوند. متهم در خصوص قتل گفت: روز حادثه وقتي وارد حياط پيرزن شديم يك ملافه روي صورتش انداختيم تا شناسايي نشويم. سپس طلاهاي او را از دست و گردنش سرقت كرديم. مي‌خواستيم فرار كنيم كه پيرزن شروع به داد و فرياد كرد. از ترس برگشتم و جلوي دهانش را گرفتم و دستم را دور گردنش انداختم. با فشار دستانم پيرزن نفسش قطع شد.
 
آنجا بود كه پا به فرار گذاشتيم.  متهم بعد از بازسازي صحنه جرم روانه زندان شد و پرونده با كامل شدن تحقيقات به شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد. در آن جلسه اولياي‌دم درخواست قصاص كردند و متهم بنا به اين درخواست به قصاص محكوم شد. اين حكم بعد از تأييد در ديوان عالي كشور در آستانه اجرا قرار داشت كه متهم توانست با پرداخت 250 ميليون تومان رضايت اولياي‌دم را جلب كند. به اين ترتيب پرونده روز گذشته از جنبه عمومي جرم به رياست قاضي قربان‌زاده رسيدگي شد و متهم در آخرين دفاعش گفت: پشيمانم از اينكه وسوسه حرف‌هاي دوستانم شدم. بعد از تأييد حكم هر روز چوبه‌دار را جلوي چشمانم مي‌ديدم كه با كمك بستگان از رؤياي مرگ نجات پيدا كردم. در پايان هيئت قضايي وارد شور شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار