
جواد محرمي
مهرباني با حيوانات موضوعي است كه در اديان الهي و به ويژه اسلام به آن بسيار سفارش شده است، «اگر همه دنيا را بدهند، حاضر نيستم دانهاي از دهان موري جدا كنم،» همين يك جمله از امام اول شيعيان كافي است تا عمق نگاه دين به جانوران را فهم كرد. در ادبيات ما هم نمونههاي زيادي وجود دارد،« ميازار موري كه دانه كش است/ كه جان دارد و جان شيرين خوش است»
«بياييد با حيوانات مهربان باشيم»، اين عبارتي است كه با درج هشتگ زير تصاويري از سگها و گربهها در صفحات اينستاگرامي برخي سلبريتيها ديده ميشود، اما مهرباني با حيوانات ظاهراٌ با خانگيكردن اين حيوانات و محشور شدن با آنها اشتراك معنايي پيدا كرده است، سگ حيوان باوفايي است كه براي انسان جنبه نگهباني از خانه و كاشانه و زمين را دارد،آن هم بيشتر در روستاها و محيطهاي غيرشهري، نه درآپارتمانها و محيطهاي شهري.
ميتوان با سگها و گربهها مهربان بود و خوشرفتاري به اين موجودات را به بچهها آموخت، اما خانگيكردن سگها و نگهداري از آنها تا جايي كه جايگزين يا مكمل فرزند انسان شوند، ديگر ربطي به مهربانيكردن با حيوانات ندارد و به نوعي محشورشدن با جانوران محسوب ميشود. اين محشورشدگي با سگها و گربهها خود سبكي از زندگي ارائه ميدهد كه انطباقي با سبك زندگي ايراني ندارد.
حالا شايد عدهاي باشند كه سبك زندگي ايراني را دوست نداشته باشند و بخواهند به شكل ديگري گذران عمر كنند، مسلماً آزاديهاي فردي در ايران آنقدر به حريم خصوصي افراد احترام ميگذارد كه بتوانند درون خانههاي خود به اشكال مختلف زندگي كنند، اما آيا افراد مجازند رفتارهاي شخصيشان داخل منزل را از طريق شبكههاي اجتماعي در فضاي مجازي علني كنند؟ به خصوص اينكه اين افراد آدمهاي عادي نباشند و به واسطه تلويزيون يا سينما به شهرت رسيده و هزاران دنبالكننده در فضاي مجازي داشته باشند.آيا وظيفه اجتماعي سلبريتيها ايجاب نميكند كه به نسبت افراد معمولي در جامعه مسئوليتپذيرتر عمل كنند و به روح قواعد و اعتقادات جامعه احترام بگذارند.
طبيعي است كه سلبريتيها به اقتضاي درآمدشان در نقاطي از شهر زندگي كنند كه احتمالاً به دليل رفاهزدگي مفرط، اعتقاد به سنتها و مذهب كمرنگتر از نقاط ديگر شهر باشد و اساساً اين افراد نسبت خود را تنها با طبقهاي خاص ببينند و اينگونه امر بر آنها مشتبه شود كه غالب مرام و مسلك مردم در جامعه هماني است كه آنها به آن گونه زيست ميكنند،ولي واقعيت اين است كه اقشار مختلفي در جامعه وجود دارند و نميتوان روح جمعي اكثريت را ناديده گرفت، از اين روي عمومي كردن برخي رفتارهاي شخصي درون خانهها از سوي سلبريتيها به نوعي ميتواند اشاعه و ترويج سبك زندگي غربي تلقي شود و حتي با روح قوانين كشور مغاير باشد.
براي مثال يكي از بازيگران سرشناس اين روزهاي سينماي ايران در صفحه اينستاگرام خود با درج تصويري از سه سگ كه روي كاناپه نشستهاند، نوشتهاست: «خيلىها ميگن سگ نجسه خيلىها هزار دليل براى سگ نداشتن دارن، من نميگم حتماً همه بايد سگ يا هر حيوان خانگى را داشته باشن. من از نگاه و تجربه خودم ميگم، اين سه تا هيچوقت قرار نيست براى من جاى عشق و فرزند و خانواده رو پر كنن ... فقط جاى خودشون رو دارن و خيلى هم عزيز هستن به خصوص اونى كه آخر بهمون اضافه شد، به شدت از آدمها كتك خورده بود و دستش رو از دست داده، ولى حالا خيلى حالش خوبه من كه ازشون جز عشق و محبت چيزى نديدم.»
ظاهراً خانه محل سكونت اين بازيگر آنقدر بزرگ هست كه او ميتواند بخشي از آن را در اختيار سگهايش قرار دهد و به داشتن آنها افتخار كند و سبك زندگي غيرايراني و عشق مورد نظر خودش را داشته باشد،ولي خيلي جالب نيست اين سبك از زندگي به نوعي در ديد و انظار عمومي ملتي قرار گيرد كه اكثريت آن مسلمان هستند، ايرانيان مسلمان با همه حيوانات مهربانند،اما حشر و نشر خانگي با آنها را مغاير فرهنگ و آموزههاي اخلاقي خود ميدانند و ترجيح ميدهند چهرههاي هنري كشورشان نيز به عقايد و آراي آنها حداقل در محيط عمومي احترام بگذارند.