به گزارش خبرنگار ما، پاييز سال 93، مأموران پليس از مرگ مشكوك مرد جواني در يكي از ساختمانهاي مسكوني خيابان سعادتآباد باخبر و راهي محل شدند. جسد متعلق به مرد 30 سالهاي به نام امين بود كه بر اثر حادثه آتشسوزي فوت كرده بود. با انتقال جسد به پزشكي قانوني، نگهبان ساختمان گفت: قبل از حادثه دو پسر جوان به خانه امين رفتند كه بعد از ساعتي هراسان از آنجا بيرون آمدند و از ساختمان خارج شدند. يكي از آنها قبل از خارج شدن از ساختمان به اتاقم آمد و گفت واحد امين آتش گرفته است. او خواست هر چه سريعتر مأموران آتشنشاني را با خبر كنم و من هم بلافاصله با پليس و آتشنشاني تماس گرفتم، اما متأسفانه امين در اين حادثه كشته شد.
در حالي كه تحقيقات درباره اين حادثه ادامه داشت، مأموران دو پسر جوان را به نامهاي محسن و سعيد به عنوان مظنونان حادثه بازداشت كردند. محسن در بازجوييها گفت: امين بعد از طلاق همسرش تنها شده بود، به همين خاطر با دوستانش رفت و آمد زيادي داشت.
من هم به منزلش رفت و آمد داشتم. او برخورد خوبي نداشت، ولي به خاطر تنهايياش دلم ميسوخت و هرازگاهي به او سرميزدم. روز حادثه امين خيلي بد اخلاقي ميكرد. او خانهاش را پاتوق افراد معتاد كرده بود و چند سگ در خانه نگهداري ميكرد. آن روز امين سگها را به طرفم ميآورد و مرا آزار ميداد. هرچه اعتراض كردم اهميتي نداد. كلافه شده بودم و ميخواستم آنجا را ترك كنم كه امين مانع شد و در را به رويم قفل كرد. ناچار با دوستم – سعيد – تماس گرفتم و از او كمك خواستم. ساعتي بعد سعيد آمد. وقتي امين سرگرم بازي با سگها بود، ماجرا را براي سعيد تعريف كردم و او پيشنهاد داد امين را بترسانيم تا دست از رفتارهاي زشتش بردارد. قبول كردم و قرار شد او را ادب كنيم.
متهم ادامه داد و گفت: امين معتاد به شيشه بود. وقتي براي كشيدن مواد به داخل دستشويي رفت، به پيشنهاد سعيد يك گالن 1/5 ليتري بنزين را كه در جاكفشي بود، برداشتم و روي امين پاشيدم. در آن لحظه فندك در دست امين روشن بود كه باعث آتشسوزي شد. با كمك سعيد تلاش كرديم آتش را خاموش كنيم، اما نتوانستيم. وقتي شعلههاي آتش را ديديم، از ترس فرار و خانه را ترك كرديم.
سعيد هم در بازجوييها گفت: دوستم همه حقيقت را گفت. آن روز امين رفتار خوبي با ما نداشت. او در حال طبيعي نبود و سگها را براي ترساندن به طرفمان رها ميكرد. ميخواستيم او را بترسانيم، اما منجر به آتشسوزي شد.
در حالي كه دو متهم قتل را انكار ميكردند، محسن به اتهام مباشرت در قتل و سعيد به اتهام معاونت در قتل روانه زندان شدند. پرونده بعد از كامل شدن تحقيقات به شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي زالي فرستاده شد. در اولين جلسه رسيدگي به پرونده بعد از اعلام رسميت جلسه، اوليايدم درخواست قصاص كردند. در ادامه هر دو متهم با انكار قتل بار ديگر ماجرا را شرح دادند و از خود دفاع كردند. در پايان هيئت قضايي بعد از آخرين دفاع متهمان و با بررسي اوراق و مدارك موجود در پرونده، قتل را شبهعمد تشخيص داد و هر دو متهم را به پرداخت ديه محكوم كرد.