کد خبر: 868527
تاریخ انتشار: ۰۱ شهريور ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
بازداشت 2 سارق مسلح پیش از سومین سرقت
دو سارق مسلح كه به 2 طلافروشي در تهران دستبرد زده بودند، صبح ديروز صحنه سرقت را بازسازي كردند.
به گزارش خبرنگار ما، سردار حسين رحيمي، فرمانده انتظامي تهران بزرگ در حاشيه بازسازي صحنه سرقت در جمع خبرنگاران حاضر شد و در شرح حادثه گفت: با گذشت دو ماه از زمان سرقت مسلحانه، كارآگاهان اداره يكم پليس آگاهي موفق شدند هر دو سارق مسلح را شناسايي و دستگير كنند. وي با اشاره به اينكه با دستگيري اين متهمان، آمار سرقت از طلافروشيها به صورت مسلحانه در تهران صفر شد، ادامه داد: دهم خرداد ماه، دو سارق مسلح نقابدار با حضور در خيابان عباسي كه به عنوان بورس طلا و جواهر در جنوب تهران معروف است، اقدام به سرقت 5 كيلوگرم طلا از ويترين و گاوصندوق مغازه طلافروشي كرده و پس از تيراندازي، از محل حادثه متواري شدند. بعد از آن بود كه كارآگاهان اداره يكم آگاهي دستگيري متهمان را در دستور كار خود قرار دادند و مشخص شد سارقان علاوه بر اين سرقت، بيست و هفتم بهمنماه سال ۹۵ نيز اقدام به سرقت مسلحانه ديگري از يكي از همين طلافروشيها كرده و با همين شيوه و شگرد از محل حادثه متواري شده بودند. سردار رحيمي افزود: با گذشت دو ماه فعاليت اطلاعاتي و عملياتي، سرانجام كارآگاهان موفق شدند رد هر دو سارق جوان را بزنند و سرانجام شامگاه سهشنبه 31 مردادماه هر دو سارق را در مخفيگاهشان در شرق تهران شناسايي كنند.

خودت را معرفي كن؟

نعمت هستم 26 سال سن دارم.

شما طراح سرقتهاي مسلحانه بودي؟

بله.

با همدستت كجا آشنا شدي؟

ما هر دو بچه يك محل هستيم. از دوره دوم ابتدايي با هم دوست بودهایم. ما هر دو در دوران دبيرستان رشته نقشهكشي انتخاب كرديم و دوست داشتيم مهندس شويم، اما عاقبت فرار از مدرسه ما را طراح نقشه سرقت از طلافروشي كرد.

چرا از مدرسه فرار كرديد؟

رابطه با دوستان ناباب.

چه شد كه تصميم گرفتيد از طلافروشي سرقت كنيد؟

ما دو نفر، قبل از سرقت از طلافروشي جواديه، سي دي ميفروختيم. هر سي دي را 200 ميخريديم و 1000 تومان ميفروختيم تا اينكه اواخر سال گذشته سيديهاي ما را گرفتند و بيكار شديم. همين موضوع بهانهاي شد تا نقشه سرقت از طلافروشي را طراحي كنيم. قصد داشتيم يك شبه پولدار شويم، اما نشد.

چرا از بانك سرقت نكرديد و ازطلافروشي سرقت كرديد؟

سرقت از بانك ريسك بالايي دارد. بانكها معمولاً نگهبان مسلح دارند و از طرفي هم پولهاي بانك شمارش و سريال پولها مشخص شده است، به همين دليل احتمال به دام افتادن خيلي بالا است.

اسلحه را از كجا تهيه كرديد؟

قبل از سرقت اول، دو اسلحه هر كدام به قيمت يكميليون و 500 هزار تومان خريدم كه يكي از آنها قلابي بود، اما بعد از سرقت دوم يك اسلحه از يكي از دوستانمان به قيمت 4ميليون و 500هزار تومان با تعدادي فشنگ خريديم.

چه شد كه طلافروشي اول را براي سرقت انتخاب كرديد؟

ما به صورت اتفاقي انتخاب كرديم.

چند روز قبل از سرقت نقشه را طراحی كرديد؟

روز قبل به نزديك طلافروشي رفتيم و قصد داشتيم دستبرد بزنيم كه مشتري داخل مغازه بود، به همين دليل آن روز منصرف شديم. روز حادثه دوباره به نزديك مغازه رفتيم و من به بهانه خريد طلا وارد مغازه شدم. وقتي صاحب طلافروشي متوجه نيت من شد، مجبور شدم او را با تفنگ تهديد كنم. او قصد داشت با من مقابله كند كه با ته تفنگ به سرش زدم. من آنقدر با ته تفنگ به سرش زدم كه خشاب اسلحه داخل مغازه افتاد و اصلاً اسلحه گلولهاي نداشت. وقتي از مغازه بيرون آمديم با اسلحه بدون خشاب مردم را تهديد كردم و آنها هم ازترس جلو نيامدند.

چقدر طلاسرقت كرديد؟

از طلافروشي اول 400 گرم و از طلافروشي دوم، يك كيلو 750گرم سرقت كرديم كه در كل 95ميليون تومان گير ما آمد كه بين هم تقسيم كرديم.

اما صاحب طلافروشي اول گفته که يك كيلو و 300 گرم و صاحب طلافروشي دوم گفته 5 كيلو و 800 گرم شما سرقت كردهايد؟

البته مالخر سر ما كلاه گذاشت و وزن طلاهاي سرقتي را همان اندازه كه گفتم به ما اعلام كرد، اما مقداری كه صاحبان طلافروشي ميگويند، درست نيست. از طرفي هم طلافروشيها دوربين مداربسته دارند و معلوم است ما چقدر طلا سرقت کردیم.

پول طلاها را چه كار كرديد؟

بيشتر صرف خوشگذراني شد. ما دو نفري خانه مجردي اجاره كرديم. ابتدا دو موتور سيكلت هر كدام به مبلغ 5 ميليون و 400هزار تومان خريديم و بعد شروع به خوشگذراني كرديم. مثلاً لباسهاي ماركدار ميخريديم و به مسافرت رفتيم. همدستم خيلي دوست داشت به مسافرت برويم و به همين دليل به شيراز رفتيم و كلي پول خرج كرديم. ما حتي قصد داشتيم بعد از سفر به جاهاي ديدني ايران به كشورهاي ارمنستان و تركيه برويم و جهانگردی کنیم كه دستگير شديم.

قصد فرار به خارج از كشور نداشتيد؟

نه چون فكر نميكردم دستگير شويم. اما من خيلي دوست داشتم به خارج بروم و يكبار هم قبل از سرقت به كشور آلمان رفتم، اما كاري پيدا نكردم و دوباره به ايران برگشتم.

وقتي به سوي مردم شليك كردي، فكر نميكردي كسي به قتل برسد؟

به صورت اتفاقي شليك شد. وقتي به موتور سيكلت رسيديم همدستم ساك طلاها را روي زمين گذاشت تا موتورسيكلت را روشن كند. مردم به طرف ما حمله كرده بودند و من هم هنگامي كه خم شدم ساك را بردارم و سوار موتور شوم، ناخودآگاه دستم روي ماشه رفت و شليك شد.

***

شما خودت را معرفي كن؟

من ميثم هستم و 26 سال سن دارم.

چه شد كه به فكر سرقت مسلحانه افتاديد؟

وسوسه پولدار شدن.

قصد داشتي با پولهاي سرقتي چه كار كنيد؟

قصد داشتيم بعد از چند سرقت با پولهاي آن مغازهاي بخريم و يك سوپر ماركت بزنيم.

اما به گفته همدستت همه پولها را خرج خوشگذراني كرديد؟

بله. من علاقه زيادي به مسافرت دارم، اما تصميم داشتيم در سرقتهاي بعدي پولها را خرج نكنيم، هر چند پول باد آورده را باد ميبرد.

پس تصميم به سرقت جديد هم داشتيد؟

بله. قرار بود همين امروز به طلافروشي در جنوب تهران دستبرد بزنيم كه شب قبل مأموران ما را دستگير كردند.

كجا دستگير شديد؟

در خانه مجرديمان بوديم كه مأموران ما را دستگير كردند.

شما و دوستت سابقه داريد ؟

نه. ما اصلاً سابقه نداريم.

معتادي؟

بله. من و همدستم گاهي ترياك ميكشيم.

فكر ميكردي دستگير شوي؟

نه، فكر نميكرديم به اين زودي شناسايي و دستگير شويم. اگر ميدانستيم حتماً مخفيگاهمان را تغيير ميداديم و از تهران فرار ميكرديم.

شما هم قبل از سرقت سيدي فروشي ميكردي؟

بله. ما هر دو سيدي ميفروختيم، اما قبل از آن هر دو در يك صحافي هم كار كرده بوديم كه حقوق خوبي نداشت.

حرف آخر؟

خيلي پشيمان هستم. كاش كار آبرومندانهاي انتخاب ميكردم و الان گرفتار نشده بودم. فقط ميدانم كه بار كج به منزل نميرسد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار