کد خبر: 866117
تاریخ انتشار: ۱۷ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۰:۵۸
پيام آيت‌الله جوادي‌آملي به افتتاحيه طرح نخبگاني علوم انساني
‌دومين دوره طرح نخبگاني علوم انساني با پخش پيام تصويري آيت‌‌الله جوادي آملي و...
‌دومين دوره طرح نخبگاني علوم انساني با پخش پيام تصويري آيت‌‌الله جوادي آملي و با حضور جمعي از مسئولان، انديشمندان و دانشجويان علوم انساني در مركز همايش‌هاي غدير استان قم افتتاح شد.
گزيده متن پيام آيت‌‌الله جوادي آملي به شرح زير است:
 
بِسْمِ اللهِ الرحْمنِ الرحِيم‏
مقدم شما نخبگان، فرهيختگان، دانشوران، انديشمندان و مسئولان وزين قطبِ بنيادهاي نظري و نظامِ متقن علوم اسلامي را محترم مي‌شماريم.
 آنچه درباره علوم انساني و اسلامي گفته شد يا گفته مي‎شود، محور اساسي آنها توحيد خدا و تبيين ره‌آورد انبياي الهي است. نكته اول اين است كه ما اگر خواستيم علوم انساني ـ اسلامي را بشناسيم، راه آن چيست؟ راه آن همان راه اصيلي است كه گفتند تمايز علوم به تمايز موضوعات آنهاست. علم يك مجموعه مسائلي است كه درباره سلسله اُموري بحث مي‎كند. امتياز اين علوم به نظر بعضي‎ها گاهي گفته مي‎شود كه به أغراض و اهداف علوم است، گاهي گفته مي‎شود به سنخ مسائلِ آن علوم است و گاهي هم آن‎چنان كه معروف است، گفته مي‎شود كه تمايز علوم به تمايز موضوعات آنهاست. اصل اين بحث در علوم عقلي، مثل منطق و فلسفه مطرح است كه مرحوم بوعلي در برهان شفا و ساير حكماي الهي در بحث‎هاي منطقي خود كه عوارضِ ذاتي موضوع را تبيين مي‎كنند، طرح كردند.
 ممكن است در علوم اعتباري كسي در اصلِ داشتن موضوع ترديد كند، چون در علوم اعتباري يك سلسله مسائل اعتباري كه با هم تناسبي دارند، در يك‎جا گردآوري مي‎شوند، يك نظمِ ضروري بين آنها نيست، ولي در علوم عقلي، مخصوصاً رياضيات يك نظم دقيقي بين مسائل آنها برقرار است. در مسئله رياضيات كمتر گفته مي‎شود «كما سيأتي» به آينده ارجاع دهند، طرزي مسائل رياضي سامان مي‎پذيرد كه بعدي به قبلي تكيه مي‎كند و با قبلي حل مي‎شود؛ لذا با «كما تقدم» روبه‎روست نه با «كما سيأتي.»
 
 به هر تقدير علوم از يكديگر تمايزي دارند، نمي‎شود هر مسئله‌اي را در هر علمي طرح كرد. تمايز علوم به أغراض آنها نيست، زيرا أغراض مترتب بر مسائل است و چيزي كه فرع است و مترتب نمي‎تواند مائز و مميز باشد، چه اينكه نمي‎شود، تمايز علوم را به محمولات آنها دانست، زيرا محمول، متكي به موضوع است؛ چيزي كه به ديگري و به شيء ديگر تكيه دارد، نمي‎تواند مميز اصلي باشد، چه اينكه تمايز علوم به تمايز مسائل آنها هم نيست، زيرا مسئله به دو يا سه عنصر محوري منحل مي‎شود: موضوع است و محمول است و ربط؛ ربط تابعِ طرفين است. محمول، پيرو موضوع است، چون از إعراض و عوارض اوست، تنها تكيه‎گاه مسائل، موضوعات آن مسائل است، بنابراين اگر ما موضوعات را از يكديگر جدا كرديم، مسائل از يكديگر جدا مي‎شوند، أغراض و اهداف از يكديگر جدا مي‎شوند؛ لذا بهتر از همه آن است كه بگوييم تمايز علوم به تمايز موضوعات آنهاست، اين مطلب اول.
 
علوم انساني ـ اسلامي، اگر خواستيم ببينيم، چه علمي اسلامي است؟ بايد موضوع آن را بررسي كنيم. علمي كه اسلام تعليم آن را واجب كرده است، آن اسلامي نيست، تعلم آن اسلامي است نه خود علم؛ ممكن است خود علم اسلامي باشد ممكن است نباشد، بعضي از علوم را اسلام واجب كرده است كه انسان فرابگيرد، براي رهايي از خطر او، نه براي بهره‎برداري از منافع و منابع و قواعد و فضايل او، پس علمي اسلامي است كه موضوع آن اسلامي باشد نه تعلم آن، تعلم، معيار نيست. خيلي از علوم است كه تعلم آن واجب است، ولي اسلامي نيست، براي در امان ماندن از خطر آن بايد او را فراگرفت، پس معيار اسلامي بودن علم، وجوب تعلم نيست، اين هم يك مطلب.
            
 ما يك صراط داريم كه انسان راهي اين راه است و علوم انساني ـ اسلامي بر بستر همين صراط و اين راه‎شناسي است و يك سراج و چراغ داريم كه اين راه را نشان مي‌دهد؛ يعني خدا كيست و خلقت او چگونه است؟ اين را از راه عقل مي‌فهميم و از راه نقل گاهي با آيات و روايات، كار خدا را مي‌فهميم، گاهي با عقل، كار خدا را مي‌فهميم؛ البته فهميدن فعل خدا و قول خدا در درجه اول، مستقيماً از راه وحي است كه وحي انبيا، چون شهودي است نه حصولي، چون حقيقت است نه مفهوم، چون معصوم و مصون از سهو و نسيان و خطا و خطيئه است، هيچ مقابل ندارد؛ عقل در مقابل وحي نيست، عقل علمش حصولي است و نه حضوري، خطاپذير است نه معصوم، با مفهوم كار دارد نه با حقيقت، هم «منقطع الأول» است، هم «منقطع الآخر» است، نه از آغاز باخبر است نه از انجام، بنابراين عقل و براهين عقلي و فلسفه در برابر وحي نيست، در برابر نقل است.
 
 ادله نقلي، ما را به آنچه وحي مستقيم است آشنا مي‎كند، چه اينكه دليل عقلي هم مي‎تواند ما را راهنمايي كند به اينكه انبيا چه آورده‎اند، پس دو اساس را نبايد از نظر دور داشت: يكي اينكه در جهان صراطي است كه كار خدا است و سراجي است كه اين سراج به وسيله عقل يا نقل كشف مي‌شود؛ دوم اينكه عقل در مقابل نقل است نه در مقابل وحي، نقل از وحي كشف مي‌كند، نقل ممكن است خطاپذير باشد، ممكن است «منقطع الاول و الآخر» باشد، يك جمله  كوتاه اين‎چنين است؛ اما انسان كامل معصوم، از گزند همان سهو و نسيان و انقطاع اول و انقطاع آخر و اينها مصون است؛ نه هيچ فيلسوفي در آن عِدل پيغمبر و امام(عَلَيهِمُ السلام) است و نه هيچ فلسفه‎اي در قبال وحي و الهام اهل بيت عصمت و طهارت(عَلَيهِمُ السلام)، ما در حدي كه توانايي داريم، از سراج به چراغ عقل مدد مي‌گيريم؛ البته عقل به اين آساني نصيب كسي نمي‌شود، برهان عقلي هم به اين آساني نصيب كسي نمي‌شود.
 
خدا مرحوم كليني را غريق رحمت كند! مرحوم كليني كه اين هشت جلد كافي را نوشتند، يك مقدمه  هشت صفحه‎اي دارد، آخرين خط مقدمه  مرحوم كليني اين است: «إِذْ كانَ الْعَقْلُ هُوَ الْقُطْبَ الذِي عَلَيهِ الْمَدَارُ، وَ بِهِ يحْتَج»؛ فرمود قطب فرهنگي، عقل و استدلال است ما با عقل، با اين چراغ خدا را مي‌فهميم، اوصاف و اقوال و افعال خدا را مي‌فهميم، وحي را مي‌فهميم، ضرورت آن را مي‌فهميم، نبي و رسول را مي‌فهميم و به آن ايمان مي‌آوريم. با همين عقل است كه از هر گزاره توحيدي استقبال مي‌كنيم، با همين عقل است كه از هر گزاره شرك‌آلود مي‌پرهيزيم.
            
علمي انساني و اسلامي است كه به انسان مي‌آموزاند، در تمام مقاطع توحيد، نامورانه حكومت كند، ذره‌اي از شرك در صدر و ساقه اين مراحل پيدا نشود، تا محصول آن دانشگاه يا حوزه، امامت اهل تقوا باشد: و اجْعَلْنَا لِلْمُتقِينَ إِمَاماً.
 
 اگر حوزه توانست امامي تربيت كند كه مردان عاقل، عالم، پاك، طيب، طاهر، منزه از جهل علمي و جهالت عملي به دنبال آنها راه بيفتند، اين نتيجه علم انسان اسلامي است و اگر دانشگاه توانست، اساتيدي تربيت كند كه مردان طيب و طاهر به دنبال اينها راه بيفتند، اين نتيجه علم اسلامي انساني است، سبقت مشخص شد، سرعت مشخص شد، اين آيه  سوره  مباركه «مؤمنون» كه فرمود: وَالذِينَ هُم بِرَبهِمْ لاَ يشْرِكونَ، براي حوزويان و دانشگاهيان است. فرمود اگر اين شد، اينها اهل سرعت و سبقت هستند، چون فرمود كساني كه مِنْ خَشْيةِ رَبهم مُشْفِقُونَ هستند و بِآياتِ رَبهِمْ يؤْمِنُونَ هستند، اينها بِرَبهِمْ لاَ يشْرِكونَ هستند، اينها أُولئِك يسَارِعُونَ فِي الخَيرَاتِ و هُمْ لَهَا سَابِقُونَ يعني ما گفتيم: سارِعُوا اينها سرعت گرفتند ما گفتيم: فَاسْتَبِقُوا اينها سبقت گرفتند، اين حوزويان و دانشگاهيان كه با دو عنصر محوري سرعت و سبقت به قله رسيدند، آن‌جا جامدانه زندگي نمي‌كنند، بلكه مجاهدانه و مهاجرانه به خدا عرض مي‎كنند؛ پروردگارا! دوتا توفيق به ما بده: يكي اينكه ما امت‎پرور باشيم؛ دوم اينكه مردان عاقل، عالم، طيب، طاهر، پاك به دنبال ما راه بيفتند، نه ما اهل فريب و نيرنگ باشيم كه «دست زهد فروشان خطاست بوسيدن» نه به استقبال و ادبار عده‎اي ما دل ببنديم. فرمود: و اجْعَلْنَا لِلْمُتقِينَ إِمَاماً، آن حوزه‎اي علم اسلامي انساني دارد كه نتيجه آن پرورش امامِ متقيان باشد، آن دانشگاهي علوم اسلامي ـ انساني دارد كه خروجي آن امام متقيان باشد كه به بركت نظام اسلامي، خون‌هاي پاك شهدا و دردهاي بيش از 20 سال قطع نخاعي‌ها و ايثار خانواده‌هاي معزز و معظم شهدا و ايثارگران اين توفيق نصيب دانشگاه و حوزه خواهد شد!
 
 من مجدداً مقدم همه  شما بزرگواراني كه در قطب بنيادهاي نظري و نظام متقن علوم انساني ـ اسلامي تلاش و كوشش مي‌كنيد، مقدم همه  شما اساتيد شما كساني كه با ايراد مقال يا ارائه مقالت بر وزن علمي اين بنياد و قطب افزوده و مي‎افزايند، حق‎شناسي مي‌كنم، از ذات أقدس الهي صلاح و فلاح دنيا و آخرت شما را مسئلت مي‌كنم و از خداي سبحان مسئلت مي‌كنم، امر فرج ولي خود را تسريع بفرمايد.  نظام ما، رهبر ما، مراجع ما، دولت و ملت و مملكت ما را در سايه ولي‌خود حفظ بفرمايد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها