
اگر از يك دانشجوي معمولي بپرسيم سرقت علمي چيست، شايد پاسخ دهد كه سرقت علمي عبارت است از استفاده مطالب فرد ديگر بدون ذكر منبع مورد نظر، اما اين تعريف محدودي است؛ واقعيت اين است كه سرقت علمي تنها استفاده از كتاب نيست و شامل همه مواردي ميشود كه توسط ديگران توليد شده و ما استفاده ميكنيم. پرداختن به موضوع علت سرقت علمي ميتواند راهگشا باشد و مهمترين دليلي كه باعث شيوع ناگوار سرقت علمي در كشور ما شده، عدم دانش و آموزش صحيح است كه متأسفانه در دانشگاه آداب پژوهش و عدم سرقت علمي در هيچ كلاسي تدريس نميشود.
نكته بعد در حوزه پژوهش، سيطره كميت به كيفيت است. براي مثال در دوره دكتري دانشجويي را ميپذيريم كه فلان قدر مقاله داشته باشد، اساتيد بايد در يك سال حتماً تعدادي مقاله داشته باشند؛ در عين حال كه چاپ مقاله براي توليد علم ضروري است، آفتهايي در آن وجود دارد كه به سمت كميگرايي و فراموشي كيفيت رفتهايم. بنابراين هر چه تعداد مقاله بيشتر باشد دانشجو و استاد زودتر به مقصد مورد نظر ميرسد و در عين حال كيفيت كاهش پيدا ميكند. يكي از دلايل سرعت رشد علمي كشور هم همين موضوع است.
مدركگرايي و فقدان قوانين روشن و بازدارنده از ديگر دلايل سرقت علمي است و اگر هم قانوني در اين زمينه وجود دارد به صورت يك فرهنگ جاري در جامعه علمي نبوده و تنها به صورت يك بخشنامه ابلاغ شده است. قانون شفاف جلوي چشم استاد و دانشجو نبوده و اين يك ضعف جدي است.
متأسفانه با توجه به سرقتهاي علمي صورت گرفته توسط سياسيون كشور بايد گفت قوانين به هيچ وجه بازدارنده نبوده و افراد سياسي هم نگران اين نيستند كه جايي يقه آنها را بگيرند. براي پيشگيري از مسئله سرقتهاي علمي بايد تقلب و سرقت علمي پيگيري قضايي داشته باشد.
فرهنگ دانشگاه پرورشدهنده وجدان و منش پژوهش نيست و سياسي كردن موضوع سرقت علمي، بهرهبرداري فرصتطلبانه از مدارج علمي، بستن حلقه گروههاي آموزشي در دانشگاهها به دلايل سياسي و استفاده سياسي و ابزاري از علم نبايد در دانشگاهها و جامعه رايج باشد.