کد خبر: 865741
تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
داماد ناخلف كه متهم است همسر و مادر‌زنش را در بلوار تعاون تهران به قتل رسانده در دادسراي امور جنايي بازجويي شد.
به گزارش خبرنگار ما، اين حادثه خونين ساعت 9:30روز شنبه 14 مردادماه در خانه‌اي حوالي بلوار تعاون رخ داد كه در جريان آن مرد جواني به نام اسماعيل در اقدامي هولناك همسر و مادر‌زنش را با چاقو به قتل رساند و پدر‌زنش را نيز به شدت زخمي كرد. قاضي دشتبان، بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران با تماس تلفني مأموران كلانتري 133 شهر زيبا در محل حادثه همراه تيمي از كارآگاهان اداره دهم به تحقيق پرداخت. متهم كه در محل حادثه خودش را تسليم پليس كرده بود، به قتل همسر و مادر زنش اعتراف كرد و مدعي شد به خاطر دخالت‌هاي خانواده همسرش دست به اين جنايت زده است. صبح ديروز متهم براي تحقيقات بيشتر به دادسراي امور جنايي تهران منتقل شد. وي در بازجويي‌ها به جرم خود اقرار كرد. متهم به دستور قاضي دشتبان براي بررسي سلامت روحي و رواني‌اش به پزشكي قانوني معرفي شد.
 
گفت‌وگو با متهم
آرام روي صندلي نشسته است. پاهايش زنجير و دست‌هایش دستبند زده و به گوشه‌اي خيره شده است. بر خلاف چهره آرامش، يك روز قبل در اقدامي هولناك زن و مادر‌زنش را به قتل رساند و پدر‌زنش را نيز به شدت زخمي كرد. وقتي از او سؤال مي‌پرسيم، ابتدا سكوت مي‌كند، اما ثانيه‌هايي بعد جواب كوتاهي مي‌دهد. به گفته خودش ليسانس مديريت دارد، اما زندگي‌اش را خوب مديريت نكرده و الان پشيمان است، اما حاضر است تاوان جرمش را بدهد.
 
چه شد كه همسر و مادر‌زنت را به قتل رساندي‌؟
آنها در زندگي‌ام دخالت مي‌كردند، به طوري‌كه از كارهاي خانواده‌اش خسته شده بودم.
 
همسرت وابسته به پدر و مادرش بود‌؟
بله. او خيلي پدر و مادرش را دوست داشت، به همين خاطر هميشه به حرف‌هاي آنها توجه  و دخالت‌هاي آنها را قبول مي‌كرد.
 
چه دخالت هايي‌ مي‌كردند؟
دخالت‌هاي معمولي. مثلاً من دوست نداشتم او به عروسي برود، اما مادرش او را به عروسي برد و شب هم خانه آنها خوابيد و مرا تنها گذاشت.
 
شما مخالفت كردي‌؟
نه.
 
چرا‌؟
من همسرم را خيلي دوست داشتم، به همين دليل با كارهايش مخالفت نمي‌كردم، اما به او مي‌گفتم كه مادرش در زندگي ما دخالت مي‌كند.
 
از تنهايي مي‌ترسي‌؟
نه. اما شب‌ها نمي‌توانم بخوابم.
 
چرا‌؟
من مدتي است بيماري روحي و رواني و اسكيزوفرني دارم. به خاطر همين بيماري يك هفته هم در بيمارستان بستري شدم. پزشك براي من دارو تجويز كرد، اما داروها فايده‌ا‌ي نداشت. من دو سال است شب‌ها نمي‌خوابم و به همين دليل هميشه عصباني هستم. حتي قرص خواب هم بخورم خوابم نمي‌برد.
 
شيفت شب كار مي‌كردي‌؟
بله. من و همسرم هر دو كارمند اداره پست بوديم. به خاطر نگهداري از پسرم من شيفت شب كار مي‌كردم و همسرم شيفت صبح كار مي‌كرد.
 
همسرت به خاطر شيفت شب مخالفت نمي‌كرد‌؟
نه. با هم توافق كرده بوديم. همسرم خيلي خوب بود و واقعاً مرا تحمل مي‌كرد. من مشكل عصبي دارم و اين مشكل از دوران كودكي همراه من بود. پس از ازدواج دو بار خودكشي كردم، اما زنده ماندم و همسرم از من پرستاري كرد تا خوب شدم.
 
پس چرا همسر و مادر‌زنت را كشتي‌؟
[سكوت مي‌كند‌]
 
درباره روز حادثه توضيح بده‌؟
روز حادثه صبح به خانه پدر‌زنم رفتم و صبحانه خوردم. با هم مشاجره داشتيم تا اينكه پسرم را به خانه خواهرم بردم و دوباره به خانه پدر‌زنم برگشتم. دوباره با هم مشاجره كرديم كه پدر‌زنم از دخترش دفاع كرد. خيلي عصباني شدم و با چاقو به او حمله كردم. وقتي پدر‌زنم زخمي شد، مادر‌زنم را با چاقو زدم و در ادامه هم همسرم را زخمي كردم. همسرم به داخل حياط فرار كرد و من هم دنبالش كردم و دوباره به خانه برگشتم كه پدر‌‌زنم به داخل كوچه رفته بود و من دوباره مادر‌زنم را با چاقو زدم.
 
چرا فرار نكردي‌؟
من خطا كردم و بايد مجازات شوم. به همين خاطر فرار نكردم تا مأموران رسيدند.
 
فكر مي‌كني خانواده همسرت رضايت بدهند‌؟
دوست دارم تاوان كارم را بدهم و اصلاً به فكر رضايت نيستم.
 
الان چه احساسي داري‌؟
پشيمان هستم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار