
مهدی پورصفا
اتفاقاتي اين روزها بين اصلاحطلبان و روحاني در حال روي دادن است كه تا پيش از انتخابات رياست جمهوري كمي دور از ذهن بود. اتحاد اصلاحطلبان و روحاني حداقل در شعارهاي مطرح شده از سوي روحاني به حداكثر اشتراك رسيده بود و برخي نيز اين شعارها را تندروي ميدانستند.
به اين ترتيب انتظار اين بود كه فاصله اصلاحطلبان و روحاني در دوره انتخابات رياست جمهوري سال 96 به حداقل برسد و عملاً بتوان آنان را يك روح در دو بدن ناميد كه شعارها و عملكرد يكساني خواهند داشت.
با اين حال پس از روزهاي منتهي به انتخابات رياستجمهوري وپيروزي روحاني در انتخابات رياست جمهوري، اختلاف نظرها آشكار شد. شايد اولين نشانه چنين انشقاقي را بتوان در انتصاب وزراي زن ديد. پيش از اين حتي صحبت از انتصاب سه زن به عنوان وزير در كابينه روحاني بود. با اين حال تحولات پس از انتخابات نشان داد روحاني اعتقادي به انتصاب زنان به عنوان وزير ندارد، حتي در اين ميان شهيندخت مولاوردي كه بارها احتمال انتصاب وي به عنوان وزير در كابينه روحاني مطرح شد عملاً دست خالي برگشت. با اين حال در ادامه انتصاب وزرا نيز صداي اعتراض اصلاحطلبان را درآورد.
تشدید فشارها برای اثرگذاری در ترکیب کابینه
در اين ميان شيوه انتصاب وزرا و نحوه غيرشفاف آنان باعث حرف و حديثهاي فراواني در مجموعه طرفداران دولت و اصلاحطلبان شده است، از همين رو به نظر ميرسيد كه برخي دولتيها تلاش ميكردند اين مسئله را به گردن فشارهايي خارج از مجموعه دولت بيندازند. اولين موضوع براي چنين بهانهجوييهايي دخالت رهبري در انتخاب وزرا بود. در اين ميان حتي اين مسئله مطرح شد كه حسن روحاني براي اعلام ليست وزرا به مشهد مقدس رفته و ليست وزرا را با ايشان هماهنگ كرده است. حجم اين شايعات تا بدان جا بالا رفت كه دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامي طي بيانيهاي اين موضوع را تكذيب و اعلام كرد مقام معظم رهبري تنها بر حسب وظايفي كه در حوزه سياست خارجي و بحث دفاعي بر عهده ايشان در قانون اساسي گذاشته در خصوص وزراي دفاع، خارجه و اطلاعات نظر ميدهند و در بقيه موارد تنها به ارائه نظرات كلي بسنده ميكنند.
با اين حال باز هم اين نكته مطرح شد و الهام امينزاده در اين باره گفت: شاهد هستيم فشارهايي بر رئيسجمهور وارد ميشود و افراد سياسي و حتي اعضاي كابينه براي جابهجايي يا اينكه در پستي بمانند يا حتي ارتقا يابند، فشار ميآورند و رئيسجمهور از اين وضع خرسند نيست، چراكه اين فشارها ممكن است بر انتخابش اثر بگذارد و انتخاب اصلح را كه براي حل مشكلات اقتصادي و اجتماعي مردم است، كمي تحتالشعاع قرار بدهد. با اين حال اين سخنان و فرافكنيها چيزي نبود كه اصلاحطلبان را به راحتي راضي كند.
عصبانيت اصلاحطلبان از بياعتنايي روحاني
سخنان شخصيتهاي اصلاحطلب به خوبي نشان ميدهد اين مسئله خشم آنان را برانگيخته است. عبدالله نوري وزير كشور دولت اصلاحات نيز در ديدار با اعضاي شوراي مركزي و شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علومپزشكي در اظهاراتي درباره چينش كابينه دلخواه اصلاحطلبان گفت: «همه نگراني اصلاحطلبان اين است كه اگر وعدهها و شعارهاي انتخاباتي آقاي روحاني فراموش و به بايگاني سپرده شود، اعتماد مردم آسيب ميبيند و كشور ضرر ميكند. براي تحقق اين وعدهها بايد كساني كه به آنها ايمان دارند، در كابينه حضور داشته باشند، چراكه در غير اين صورت، پيش از همه براي خود آقاي روحاني مشكل ايجاد ميشود.»
وي گفت: گاهي هم ممكن است مشكل و فشار خاصي براي ماندن يا رفتن برخي از افراد وجود نداشته باشد و مسائل ديگري در ميان باشد. مثلاً با برخي از دوستان و نزديكان، رودربايستي باشد، بنابراين با طرح مسائلي مانند موافقت يا مخالفت رهبري با تكتك اعضاي دولت، فشارها را از روي خود برداريم كه اين كار صحيح نيست.
علي صوفي، فعال سياسي اصلاحطلب و دبيركل انجمن اصلاحات نيز در گفتوگو با جهان اقتصاد درباره سهمخواهي اصلاحطلبان از كابينه گفت: اگر منطقي بخواهيم به اين موضوع نگاه كنيم، درخواهيم يافت زماني جريان سياسي تمامقد از يك كانديدا حمايت ميكند، در مقابل مردمي از آن كانديدا حمايت كردند، مسئول خواهند بود. در انتخابات اخير نيز به دعوت اصلاحطلبان مردم به آقاي روحاني رأي دادند.
پس جريان اصلاحات در مقابل مردم مسئول است و بايد پاسخگوي عملكرد دولت برآمده از اين دعوت باشد. اصلاحطلبان به منظور پاسخگويي به مردم، برچينش كابينه نظارت كنند. در اين مورد نبايد تعارف كرد و بايد در چينش كابينه، نقش ايفا كرد. از طرف ديگر فراكسيون اميد مجلس هم بايد روي افرادي كه رئيسجمهور به مجلس معرفي ميكند، حساس باشد. از سوي ديگر ظاهراً رئيسدولت اصلاحات در جلسه شوراي هماهنگي اين جريان گلايه شديد و مفصلي از روحاني مطرح كرده و گفته است، آقاي روحاني تقريباً به هيچ كدام از آن قول و قرارها و تعهداتي كه قبل از انتخابات با ما داشته عمل نكرده و الان كار به جايي رسيده كه حتي نميتوانيم او را پيدا كنيم و تلفنهاي ما را هم جواب نميدهد و ما صرفاً مجبوريم از طريق واسطهها با روحاني صحبت كنيم! يك بار آقاي جهانگيري و بار ديگر آقاي ظريف و به هر واسطهاي هم يك حرفي ميزند.
رئيسدولت اصلاحات با بيان اينكه ظاهراً آقاي روحاني فقط با ما ميخواست تا انتخابات بيايد و ما او را ديگر بعد از انتخابات نديديم، تصريح كرده است، اين درحالي است كه قبل از انتخابات راجع به هر چيزي با ما مشورت ميكرد، روحاني حضور اصلاحطلبان نام و نشاندار و شناختهشده در كابينه را به نفع خودش نميداند و حتي از بين اصلاحطلبان سراغ آن افرادي رفته است كه با او رفاقت قديمي دارند و در واقع اصلاحطلب به معناي سازماني كلمه محسوب نميشوند.
ما نبوديم
با اين وجود نميتوان اين نكته را رد كرد كه اصلاحطلبان چندان هم از اين رويه ناراضي نيستند، به دليل اينكه اين اتفاق شايد در وهله اول انتظارات آنان را براي ورود به حوزه قدرت برآورده نكند، اما ميتواند امتيازات خوبي در اختيار آنان در انتخابات مجلس شوراي اسلامي در سال 1398 و رياست جمهوري 1400 قرار دهد.
به طور حتم اگر دولت روحاني عملكرد خوبي در حوزههاي گوناگون از جمله اقتصاد نداشته باشد، اصلاحطلبان ميتوانند اين توجيه را داشته باشند كه دولت روحاني دولت آنان نبوده است چرا كه مهرههاي آنان در رأس مناصب اجرايي حضور ندارند، البته روشن نيست كه اين استدلال از سوي افكار عمومي پذيرفته شود يا نه اما ميتوان از همين الان انتظار داشت يكي از محورهاي تبليغاتي اصلاحطلبان در انتخاباتهاي آينده اين موضوع خواهد بود.