
بيژن سوراني
حال محيطزيست كشور خوب نيست! هرچند مسئوليت محيطزيست در كشور ما به عنوان معاون رئيسجمهور و در حد يك سازمان تعريف شده است، اما محيطزيست متعلق به همه مردم ايران و به خصوص آيندگان است و هر اقدام و تصميمي براي حال انجام ميشود و بايد تبعات مثبتي براي آيندگان نيز داشته باشد. محيطزيست سرمايه كشور است؛ ذخيرهاي كه همه مسئوليت حفاظت و نگهداري آن را بر عهده دارند.
محيط زيست كشور حلقههاي متعددي دارد كه فصلهاي مشترك آن براي همه اقشار جامعه است. از جنگلها گرفته تا خشكي و دريا همه متعلق به تكتك افراد جامعه است و دولت وكيل مردم در حفاظت و حراست و نگهداري از اين سرمايه ملي است؛ سرمايهاي كه با كوچكترين آسيب به آن، خسارتها زنجيروار به ساير لايههاي جامعه بسط پيدا ميكند. خسارتهاي محيطزيست در حال حاضر ارزشگذاري ميشود و در آينده خسارتهاي آن چندبرابر ميشود.
متأسفانه در كشور ما هم نگاه دولتي به محيطزيست شعارگونه است و هم نگاه عامه، در بيشتر موارد دولتيها به دليل دسترسي به قدرت ميتوانند به راحتي زمينه تخريب محيطزيست را به بهانههاي مختلف فراهم كنند و با دادن مجوز بهرهبرداريهاي غيراصولي، تن بيمار محيطزيست را بيمارتر كنند. گامهاي برداشته شده براي جلوگيري از تخريب محيطزيست در مقابل اقدامات بازدارنده بسيار محدود است.
نگاه دولتي براي حفاظت از محيطزيست از يكسو مفيد است؛ چرا كه دولت ابزار لازم را براي حفاظت و نگهداري محيطزيست دارد، اما از سوي ديگر اين نگاه سبب ميشود تا دولت در كنار ساير مخربان محيطزيست قرار گيرد و با دادن مجوزها همراهي كند كه اين مورد واقعاً فاجعه زيستمحيطي است. بسياري از كشورهاي جهان براي حفاظت از محيطزيست از پايين و سطح قاعده برنامهريزي و هدفگذاري ميكنند، اما در كشور ما نگاه به محيطزيست از بالا به پايين است و همين امر سبب شده است تا همه فكر كنند دولت بايد حافظ محيطزيست در همه بخشها باشد.
در حقيقت از دولت دوازدهم اين انتظار ميرود كه در حوزه محيط زيست برنامههاي جامع و چشماندازهاي حقيقي را در پيش بگيرد و تمام كابينه دولت براي حفظ محيطزيست گام بردارند و نگاه تكتك وزيران به محيطزيست اولويت اول باشد.
اينكه نگاه به محيطزيست نگاه حاشيهاي باشد، همين ميشود كه هر روز بايد شاهد كاهش گونههاي جانوري و گياهي در كشور باشيم وگرنه حفظ اكوسيستمهاي ويژه و حساس كشور در حوزه محيطزيست سرمايهاي ارزشي است كه ميتواند براي ساير بخشهاي ارزشافزوده تلقي شود.
متأسفانه در كشور ما به دليل اينكه سالهاست به محيط زيست نگاه صرفاً دولتي صورت گرفته است، فعالان محيطزيست بسيار كمتعداد و محدود هستند و حتي اين تعداد هم از كارايي لازم برخوردار نيستند.
حفظ محيطزيست در كشور ما حركت از دو جهت يكمحور است؛ يعني حركت دولتي به سوي حفظ محيطزيست و از سوي ديگر حركت مردمي به سوي محيطزيست و بايد نقطه عطف تمام فعاليتهاي كشور در اين نقطه مشترك تعريف شود تا نتايج مطلوب حاصل شود.
آنچه بسيار دردآور است، آن است كه مسئولان ما در كشور از بخشهاي دولتي و عمومي گرفته تا بخشهاي خصوصي فقط در جهت حفظ محيطزيست يك گام به جلو و سه گام به عقب برميدارند.
نمونه اين ادعا را ميتوان در حفظ يوز ايراني و حفاظت از جنگل و درياها مثال زد.
دولت براي حفظ محيطزيست از امكانات و سرمايههاي انساني استفاده ميكند، ولي در عمل نتايج مطلوب و مناسبي كه چشمگير باشد، حاصل نميشود.
براين اساس لازم است هم رئيس دولت و هم نمايندگان مجلس به اين مهم توجه ويژهاي داشته باشند و از رفتارهاي سياسيگونه براي حفظ محيطزيست پرهيز كنند كه هر چشمپوشي در اين حوزه خسارتهاي جبرانناپذيري را به همراه خواهد داشت.