
انتخابي نتيجه صد در صد و قطعي نيست، اما هيچگونه اعمال نفوذ شخصي نيز در كار نيست. اگر قرار بود همه چيز تنها به نتيجه انتخابي بستگي داشته باشد، پس دليلي براي حضور شوراي فني نبود. اينكه تصميم گرفته ميشود نفر دوم انتخابي به مسابقات جهاني برود و نفر اول به مسابقات داخل سالن آسيا به دليل خصومت با شخص خاصي يا اعمال نفوذ شخصي نيست. براي اعزامها همه جوانب در نظر گرفته و بررسي ميشود. مهم كشتي است نه هيچ شخص خاصي. پس بايد بهترين انتخاب را بكنيم. حتي اگر اين بهترين انتخاب نفر دوم باشد.
گاهي هست كه نفر اول انتخابي همه حريفان خود را بيچون و چرا شكست داده و در شرايط كامل آمادگي است، پس دليلي ندارد كه اعزام نشود، اما گاهي هست كه اين كشتيگير با يكي، دو باخت به عنوان نفر اول انتخاب شدهاست. خب قاعدتاً بايد روي چنين نفراتي بررسي بيشتري بشود. براي مثال داداشيپور، نفر اول انتخابي وزن 70 كيلوگرم در كشتيهايي كه گرفته، به نفر چهارم باختهاست. حسين خاني، نايب قهرمان انتخابي اين وزن نيز يك باخت در راه رسيدن به عنوان دوم داشته، پس بايد آنها را مورد آزمون و خطا قرار داد. خب وقتي ميبينيم حسين خاني نفر اول جامجهاني و نفر دوم مسابقات جهاني ميشود، اما داداشيپور در تورنمنتي كه به مراتب سطح آن از مسابقات جهاني پايينتر است، نميتواند موفق عمل كند، بايد چه تصميمي بگيريم؟ آيا ميتوان چشم بر واقعيتهاي موجود بست و صرفاً به نتيجه انتخابي اكتفا كرد؟ مسلماً نه. همه اين كشتيگيران فرزندان ما هستند. براي ما حسن و حسين فرقي ندارند. همه را به يك چشم ميبينيم و به يك اندازه دوست داريم. مهم نتيجه كار خود آنهاست و البته مهمتر از همه اينها، كشتي ايران و موفقيت آن است. ما وظيفه داريم با توجه به شرايط، بهترين انتخاب را داشته باشيم. اما انتخابها هرگز براي ضايع كردن حق كشتيگيران نيست. دو سال پيش يزداني هم به دليل مصدوميت نتوانست در انتخابي شركت كند، دوباره برايش انتخابي گذاشتيم. به يك كشتي هم اكتفا نميشود، چون آمادگي كامل افراد بايد ثابت شود.