
كبري آسوپار
در اين ماههاي حد فاصل برگزاري انتخابات رياست جمهوري تا تشكيل دولت جديد «وزير زن» از اصليترين موضوعات مورد بحث در ميان اصلاحطلبان بوده است. اين روزها شهيندخت مولاوردي تأكيد كرده كه دارد تلاشش را براي حضور وزير زن در كابينه ميكند. مولاوردي البته در زمان تشكيل كابينه اول روحاني هم تلاشهايي كرده بود و حتي در يك نشست خبري خواهان حضور وزير زن در كابينه يازدهم شد، اما تلاشهايش به ثمر ننشست و ليست وزراي پيشنهادي رئيسجمهور به مجلس خالي از اسم زنان بود. مولاوردي بعداً كه خود به عنوان معاون امور زنان عضو كابينه شد، براي نبود حضور وزير زن در هيئت وزيران يازدهم توجيه تراشيد و حق را به حسن روحاني داد: «آغاز به كار دولت يازدهم عبور از مرحله گذار بود و نياز مبرم بود تا از افراد باتجربه و كاركشته استفاده كرد و نميشد اين ريسك را كرد و كار را به كساني سپرد كه هيچ تجربهاي در سطح وزارت نداشتند و بديهي است با اين ملاحظات زنان از دايره قدرت خارج ميشوند.» مولاوردي ميتواند در دولت بعدي هم توجيهاتي بياورد اگر وزير زن در كابينه نباشد اما با اين سطح از فشار رسانهاي كه اصلاحطلبان بر دولت براي داشتن وزير زن ميآورند و با توجه به آنكه هيچ رئيسجمهوري نميتواند نسبت به خاستگاه رأي خود بيتفاوت باشد، به نظر ميرسد بايد توجيهات محكمتري دست و پا كنند.
خاطرات اصولگرايانه، آرزوهاي اصلاحطلبانه
عبارت كوتاه «وزير زن براي شما آرزو است، براي ما خاطره است» خيلي زود از توئيتر به همه شبكههاي اجتماعي رسيد و پخش شد. اين عبارت حاصل رؤيت تلاشهاي پرحجم جريان اصلاحات براي وجود حتي يك وزير زن در كابينه دوازدهم بود از سوي كساني كه بيهيچ تلاش و مطالبهاي، اولين وزير زن جمهوري اسلامي را در كابينه رئيسجمهوري كه به او رأي داده بودند، ديدند. شايد اصلاحطلبان دوست داشتند اولين وزير زن جمهوري اسلامي يك اصلاحطلب باشد، اما اين فرصت را در هشت سال دولت اصلاحات با همه شعار دادنهاي رئيسجمهور وقت در مورد زنان از دست دادند و آن همه شعار هيچگاه به حضور وزير زن در كابينه نينجاميد.
مرضيه وحيددستجردي گرچه اولين وزير زن دولتهاي پس از انقلاب است، اما براي وزير شدن او تلاشهاي وافر از سوي جامعه زنان انجام نشد و براي ارزشيابي عملكردش نيز جنسيت دخيل داده نشد. او وزير شد، چون تعهد و تخصص وزير شدن را دارا بود و نه اينكه چون زن بود. تودههاي حامي رئيسجمهور سابق مطالبهاي با عنوان وزير شدن زنان نداشتند، آن دوران مطالبات فراتر از جنسيت پيگيري ميشد. شايد براي همين بود كه آن زمان تبليغ چنداني روي زن بودن يك وزير انجام نگرفت و كسي ذوقزده اين حضور زنانه نشد. مطالبات مردم از دولتهاي نهم و دهم خيلي جديتر و مهمتر از جنسيت وزراي انتخابي بود. آنقدر توسعه اقتصادي در دوران اصلاحات خوابيده بود و آنقدر جامعه درگير هياهوي سياسي غوغازيستها بود و مطالبات اصلي مردم به حاشيه رفته بود كه فرصت به مطالبه وزير زن نميرسيد. اصلاحطلباني هم كه آرزوي وزير شدن زنان را داشتند و دارند، بيذوق و تحسين از كنار اين اقدام گذشتند؛ سياستزدگي و تعلقات جناحي اجازه نميداد تحقق آرزوي هميشگي را بر قامت مخالفان سياسي خود ببينند. ميتوان گفت آنها سرخورده شدند؛ ميشد پاي تبليغاتشان بنويسند اولين وزير زن از اصلاحطلبان بوده، ولي نشد!
ويترين سياسي و زنانه اصلاحطلبان براي خريد رأي مردم
دو ماه است فشارها بر حسن روحاني براي معرفي وزير زن بسيار زياد شده و البته اگر از منظر عمل مطابق شعارها و وعدههاي انتخاباتي نگاه كنيم، بيراه هم نميگويند. وزير زن وعده حسن روحاني بوده است. مولاوردي در مصاحبهاي ميگويد: «سال ٩٢ آقاي روحاني در يكي از سخنرانيهاي انتخاباتيشان اين وعده (استفاده از زنان در سطح وزارت) را دادند.» مولاوردي شعارهاي روحاني در مورد زنان را آنقدري ميداند كه باعث شده به ادعاي او بيشترين سبد رأي روحاني متعلق به زنان و جوانان باشد، با اين همه اصلاحطلبان در دولت اول روحاني هم همچون دو دولت اصلاحات، به آرزوي داشتن وزير زن اصلاحطلب نرسيدند. آيا آن وعدهها صرفاً شعارهايي انتخاباتي و بياعتقاد بود؟ چندي پيش خبر آمد كه 157 نماينده مجلس به روحاني نامه نوشته و خواستار حضور وزير زن در كابينه او شدهاند؛ نمايندگاني كه خود در هيئت رئيسه مجلس هيچ زني را انتخاب نكردند. گويا اصلاحطلبان از مسئوليت دادن به زنان اصلاحطلب هراس دارند و آنان را توانمند نميبينند و در عين حال تلاش دارند ژست مطالبه حضور زنان در قدرت را از ديگران داشته باشند.
در انتخابات اخير شوراها در بسياري از شهرها ليست اصلاحطلبان به طور كامل رأي آورده و هيچ رأي غيراصلاحطلبانهاي در انتخاب شهردار دخيل نخواهد بود، از جمله در تهران. با اين حساب آيا بايد منتظر حضور زنان زيادي در سمت شهردار شهرهاي مختلف باشيم؟ در تهران كه اين آرزوي قدرت گرفتن زنان، ديگر حتي از سوي اصلاحطلبان هم دنبال نشد. در ليست كانديداهاي شهرداري پايتخت زني حضور نداشت و بعد كه متوجه شدند اين عدم حضور زنان بسيار به چشم آمده، الهه كولايي را بدون هيچ سابقه اجرايي و مديريت شهري در ليست گنجاندند و بعد از آن، روزنامه آفتابيزد از رسانههاي همفكر با محمدرضا عارف افشا كرد كه اين حضور ويتريني بوده و كولايي هم اعلام كرده نه به شهرداري تهران فكر كرده و نه برنامهاي براي آن داشته و اعضاي شوراي جديد فكر نميكردند او اين موضوع را جدي بگيرد! اينها همان اصلاحطلباني هستند كه توقع دارند روحاني وزير زن منصوب كند.
دولتيها هم يك بار شايعه هماهنگي تكتك اعضاي كابينه با رهبري را وسط كشيدند تا توجيهگر هر انتقاد طرح شده از سوي حاميان اصلاحطلبشان باشند و احتمالاً توجيه گر نبود زن؛ شايعهاي كه البته با تكذيب دفتر رهبري مواجه شد و ديگر به كار نميآيد. حالا از سوي يكي از آقازادههاي دولت يازدهم، پسر محمدباقر نوبخت شايعه جديدتري شكل گرفته: «مشورت روحاني با مراجع و مخالفت آنان با وزير زن»... نشد جهت اعتراضات اصلاحطلبان را به سوي رهبري ببرند، حالا پاي مراجع را وسط كشيدهاند! البته توئيتهاي پشت سر هم پسر نوبخت باعث شد دفتر پدرش کلاً صفحه داشتن پسرش را در توئيتر تکذيب کند.همه اين موارد يعني ما مدل جديدي از تكريم زنان را به سبك اصلاحطلبان شاهد هستيم كه در شعارها زنان را عزيز ميدارند و هنگام عمل به يكديگر محول ميكنند و خود از دادن مسئوليت به زنان اصلاحطلب طفره ميروند.
مطالبات جنسيتي بالاتر از مطالبات تخصصي
مهمتر از همه آنچه تاكنون نوشتيم، اين است كه جنسيت وزرا فقط وقتي دخيل در كيفيت كارآمديشان باشد، ميتواند مورد اهميت قرار گيرد و در غير اين صورت در اولويت شرايط يك مدير موفق نخواهد بود. در دوران تحريم، در دوران ركود، در دوران مشكلات معيشتي و اقتصادي، جنسيت يك وزير اولويت چندم مردم ايران است؟
كاش كسي به ميان مردم برود و اين سؤال را بپرسد.