
محمدصادق عابديني
نماهنگ «ضربه دوازدهم» با موضوع قيام مسجد گوهرشاد، با استقبال خوبي در شبكههاي مجازي و همچنين اكرانهاي مردمي جشنواره عمار روبهرو شده است. اين نماهنگ كه با شعري از محمدمهدي سيار، آهنگسازي آريا عظيمينژاد و خوانندگي حجت اشرفزاده توليد شده است، توانسته عنوان محبوبترين اثر اكرانهاي مردمي جشنواره عمار را به دست آورد. عبدالله حاجيمحمدي تهيهكننده و كارگردان نماهنگ «ضربه دوازدهم» در گفتوگو با «جوان» درباره ساخت اين اثر درباره واقعه تاريخي ميگويد.
قطعه «ضربه دوازدهم» چگونه به يك اثر تصويري و نماهنگ تبديل شد؟اين قطعه به سفارش معاونت فرهنگي شهرداري مشهد توسط آريا عظيمينژاد ساخته شده بود و وقتي قرار شد من روي اين قطعه نماهنگ بسازم، تقريباً ضبط بيش از دو سوم آن به پايان رسيده بود و كار سر و شكل خودش را پيدا كرده بود. قرار شد نماهنگ با نظارت مدرسه فيلمسازي عمار ساخته شود.
چقدر شعر و موسيقي اين متن كه متأثر از واقعه قيام گوهرشاد است در ساخت نماهنگ به شما ايده و جهت داد؟
در ساخت نماهنگ، موسيقي و كلام به شما مسير ميدهند و نميشود چندان از تخيلات انتزاعي در ساخت آن بهره گرفت و البته اينگونه هم نيست كه اصلاً نشود از برداشتهاي انتزاعي در آن استفاده كرد. شعر و موسيقي كار در ذهن بيننده به تصويرسازي ختم ميشود. ايده فيلمنامه اين نماهنگ نيز در طول زمان شكل گرفت. در اين نماهنگ بازيگر اصلي مادر خودم است، كه يك چشمش نابينا است، درست است كه وي در آن حادثه نابينا نشده، اما خيليها بودند كه در مسجد گوهرشاد و اطراف آن بر اثر خشونت مأموران دچار جراحت شده و نابينا شدهاند. سعي كردم آنچه ميسازم يادآور وقايعي باشد كه در آن زمان رخ داده است.
در نماهنگ صداي افرادي را ميشنويم كه حادثه را بيان ميكنند. اين صداها واقعي است؟
بله، شهرداري مشهد در گذشته با برخي از شاهدان ماجرا گفتوگو گرده است و از صداي شاهدان واقعي براي نشان دادن حادثهاي كه رخ داده است، استفاده كردم. متأسفانه زمان زيادي از آن اتفاق گذشته و خيلي دير به فكر ثبت وقايع حادثه گوهرشاد افتادهاند.
نماهنگ به تصوير حمله مأموران رضاخاني به مردم بيدفاع ميپردازد. اين تصاوير بازسازي مستندسازي حوادث واقعي است؟
من قبل از ساخت اين كليپ، سالها پيش مصاحبههاي تصويري از بازماندگان حادثه داشتم و فضاي آن روز در ذهنم شكل گرفته بود. اما نورپردازي و رنگها در اين نماهنگ به پيشنهاد تصويربردار كار و با گوشه نگاهي به تابلوي قيام گوهرشاد كه آقاي روحالاميني نقاشي كردهاند، انتخاب شد. يكي از مشكلات ما اين بود كه نميتوانستيم كليپ را در لوكيشن اصلي بازسازي كنيم و همين باعث شد برخي تصاوير جنبه انتزاعيتري داشته باشد و در يك لوكيشن محدود فيلمبرداري كنيم.
به كمكاري در ثبت واقعه قيام گوهرشاد اشاره كرديد. اين موضوع چقدر بر توليد آثار هنري درباره اين قيام، مؤثر است؟
براي ثبت يك موضوع و مستندسازي آن چه چيزي بهتر، محكمتر و مستندتر از شاهد عيني است؟ ما آنقدر دير به فكر ثبت خاطرات شاهدان واقعه مسجد گوهرشاد افتاديم كه بسياري از شاهدان از دنيا رفتهاند و اين گذر زمان بيشترين ضربه را به جمعآوري مستندات زده است. افرادي هم كه اكنون هستند آنقدر سنشان بالا است كه به خوبي حوادث را به ياد نميآورند. البته براي توليد آثاري مثل نماهنگ نياز چنداني به مستندات نداريم اما براي فيلمسازي كه ميخواهد مستندسازي كند، اين موضوع خيلي مهم است.
حال كه نهضتي براي زنده نگه داشتن ياد قيام مسجد گوهرشاد به راه افتاده، توليد محصولات فرهنگي و هنري چقدر ميتواند به پيشبرد اين نهضت كمك كند؟
به نظرم قدرت هنر در بيان ابعاد واقعه قيام گوهرشاد مغفول مانده است. مخصوصاً در زمينه توليد نماهنگ كه برخلاف فيلمهاي داستاني ميتوان آن را بارها تكرار كرد، نماهنگ از آنجا كه همنوايي كلام، موسيقي و تصوير است اين قدرت را دارد كه در عمق باورها نفوذ كند اما سالها است كه به آن بيتوجهي شده است. هنر ميتواند واقعه مسجد گوهرشاد را كه تنها يك بخش آن بحث تحصن در مسجد است، به خوبي بيان كند.