کد خبر: 864355
تاریخ انتشار: ۰۷ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۸:۴۵
پسر جوانی که بعد از شرب خمر در درگیری با دوستش او را به قتل رسانده بود، جرمش را انکار کرد و در جلسه محاکمه گفت: قصد کشتن نداشتم اما به خاطر خودرن مشروب در حال عادی نبودم.
به گزارش خبرنگار ما، یازدهم تیرماه سال 94 پسر جوانی خودش را به اداره پلیس در تهران رساند و مأموران را از درگیری منجر به ضرب و جرح باخبر کرد. او گفت: با یکی از دوستانم به نام ابوذر اختلاف داشتم. ساعتی قبل او را با دوستش سوار موتور دیدم. نزدیک آنها شدم و خواستم از موتور پیاده شوند. وقتی مقتول با دوستش پیاده شد با هم درگیر شدیم و من به خاطر شرب خمر چاقو را به سمت او پرتاب کردم و او روی زمین افتاد. بعد از این توضیحات مأمورن همراه پسر جوان به محل حادثه رفتند که متوجه شدند ابوذر بعد از انتقال به بیمارستان فوت کرده است. با انتقال جسد به پزشکی قانونی مشخص شد مقتول بر اثر اصابت جسم نوک تیز کشته شده است. بنابراین پرونده با موضوع قتل عمد تشکیل و دوست مقتول به نام رضا دستگیر شد. او در بازجویی­ها گفت: صبح امروز با مقتول به صورت لفظی درگیر شده بودم. عصر همان روز با دوستانم در پارک نشسته بودیم که بعد از شرب خمر تصمیم گرفتیم به استخر برویم. در راه بودیم که مقتول را دیدم همراه دوستش روی موتور نشسته بود. نزدیک شدم و از او خواستم پیاده شود. بعد از چشم تو چشم شدن با هم درگیر شدیم و چاقو را به سمت او پرتاب کردم اما متوجه نشدم به سینه او برخورد کرد چون در حالت عادی نبودم.

با اقرارهای متهم سه پسر جوان به نامهای کیارش، مرتضی و امید بازداشت و به اتهام مشارکت در نزاع دسته جمعی و رضا به اتهام مباشرت در قتل عمد روانه زندان شدند و پرونده به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. صبح روز گذشته پرونده روی میز هئیت قضایی به ریاست قاضی قربان­زاده و دو مستشار قرار گرفت. ابتدای جلسه اولیای دم درخواست قصاص کردند. سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و بعد از شرح ماجرا در آخرین دفاعش گفت: قصد کشتن نداشتم و به خاطر شرب خمر در حالت عادی نبودم. از آنجائیکه مقتول و دوستش هر دو چاقو داشتند برای دفاع از خودم چاقو را به سمت ابوذر پرتاب کردم.

در ادامه یکی از شاهدان حادثه در جایگاه قرار گرفت و گفت: مقتول وقتی از موتور پیاده شد رضا با او درگیر شد. مقتول گفت ما دوست هستیم و بهتر است سوار موتور شوی و بروی. اما متهم شروع به فحاشی کرد. دوست مقتول با فحاشی­های متهم عصبانی شد و یک سیلی به صورت او زد. بعد از آن رضا چاقو را به سینه مقتول زد و فرار کرد.

سپس یکی از دوستان متهم در جایگاه قرار گرفت و گفت: آن شب رضا تماس گرفت و از من خواست به دیدنش بروم. وقتی سر قرار رسیدم او چاقو و وسایلی که همراهش بود را تحویلم داد و از من خواست آنها را با خودم ببرم. از او توضیح خواستم که گفت ابوذر را زدم. از او دلیلش را پرسیدم اما جواب نداد. بعد از آن چاقو را در کانال آب قیامدشت انداختم و فرار کردم که مأموران آنرا پیدا کردند.

در آخر به دلیل عدم حضور دیگر متهمان جلسه دادگاه به روزهای آینده موکول شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار