تشديد فضاي امنيتي نظام بين الملل باعث شده تا كشورهاي تاثيرگذار در بسياري از مواقع فعالانه در تحركات و تحولات جهاني ايفاي نقش كنند. اين مسئله زمينه اي را ايجاد كرده تا درگيري ها به شكل قابل توجه اي شدت پيدا كند. در اين ميان سازمان ناتو نقش بسياري هم در تشديد تنش ها دارد و هم اينكه به ميزان تحركات امنيتي در سطح بين المللي مي افزايد. از سوي ديگر همواره سعي در تحريك سازي رقيب از طريق اتهام زني است.
با اينكه باراك اوباما، رئيس جمهور پيشين امريكا در روزها و ماه هاي اوليه رياست خود اعلام كرده بود كه خواهان روابط نزديك با روسيه است، اما در سال ها و ماه هاي پاياني حضورش در كاخ سفيد ثابت كرد كه به دنبال افزايش درگيري و تنش با مسكو است. اين موضوع را مي توان در تنش سازي عمدي و آشكار در اوكراين و شرق اروپا كه كل اتحاديه اروپا را درگير ماجرا كرد، مشاهده كرد. در حالي كه تنها يك سال به پايان دوره رياست جمهوري، ويكتور يانووكويچ مانده بود، واشنگتن با حمايت از مخالفان غرب گرا شرايط انقلاب را در اين كشور فراهم كرد تا زمينه براي واكنش روسيه فراهم شود. اين موضوع در هر صورت ناتو و روسيه را در برابر هم قرار مي داد به گونه اي كه حتي برخي از تحليل گران به صراحت اعلام مي كردند در صورت تشديد تنش در اوكراين، روسيه و ناتو (غرب) عليه يكديگر دست به اسلحه مي برند. اگر چه اين اتفاق نيفتاد اما نه تنها زمينه هاي تنش را افزايش داد بلكه با افزايش فضاي امنيتي جهان، تنش ها را به ديگر مناطق جهان گسترش داد.
اين مسئله زماني جدي تر دنبال شد كه تحولات و انقلابات غرب آسيا، در سوريه متمركز شد. سياستي كه امريكا آن را مديريت كرد، رژيم صهيونيستي برنامه ريخت و عربستان با تيم هاي تروريستي خود آن را پياده كرد. بنابراين سطح تنش ناتو و غرب با روسيه و متحدانش به اين حوزه كشانده شد. منطقه اي كه با توجه به حساسيت بالا، تمايلات رژيم صهيونيستي و تحركات عربستان سعودي، بيش از اين نيز زمينه تنش وجود داشت. اما غرب از اين فضا براي مقابله با افزايش قدرت روسيه استفاده كرد. به گونه اي كه حتي به تحريك ناتو، جنگنده روسي از سوي تركيه به عنوان يكي از متحدان و اعضاي ناتو مورد اصابت قرار گرفت. اگر چه بعد از آن روسيه توانست تركيه را به اشكال مختلف بخصوص با آگاه سازي از طرح غرب در منطقه، متقاعد كند كه راه را اشتباه رفته است.
در تمام اين مدت ناتو در حال تمرين بوده است كه آيا در صورت لزوم و فراهم شدن شرايط مي تواند با روسيه روبرو شود يا خير؟ تخيلاتي كه در بسياري از موارد از سوي بسياري از جمله برخي از اعضاي ناتو از آن پرهيز شده است. اما اين همه ماجرا نيست. در طول اين مدت ناتو همواره به دنبال تحريك سازي رقيب بخصوص روسيه راي انجام تحركات ضدغربي بوده تا با استفاده از قدرت رسانه بتواند از آن عليه مسكو بهره ببرد. اين موضوع طي ماه ها و روزهاي اخير بيشتر نمايان است. بخصوص كه دونالد ترامپ جنگ طلب و هرج و مرج خواه، اعتقاد چنداني به ناتو ندارد.
اتفاقا به همين دليل است كه سران ناتو سعي دارند با تحريك روسيه به امريكا اثبات كنند كه در شرايط خطر قرار دارند، بنابراين بايد بيش از گذشته به ناتو بها داد. ژنرال پتر پاول، یک مقام ارشد ناتو در اين زمينه گفته است: «ما تهدید را بر مبناي دو عنصر مهم تعیین میکنیم. یکی قابلیت و دیگری نیت است. در ارتباط با قابلیت بی تردید روسیه در حال گسترش قابلیتهایش هم در حوزه متعارف و هم در حوزه هستهای است. ما تردیدی نداریم که آنها قابلیت استقرار نظامیان برای فاصله دور و استفاده موثر از آنها در جایی بسیار دور از خاک کشورشان را دارند. نیتهای کرملین کمتر مشخص است. در ارتباط با نیت این چندان روشن نیست. زیرا نمیتوانیم به وضوح بگوییم روسیه نیات تجاوزگرانه علیه ناتو دارد.»
اين مقام ارشد ناتو در حالي چنين مواضعي را اعلام مي كند كه طي حدود سه دهه گذشته ناتو از هر ابزاري براي نفوذ به خارج نزديك روسيه و حوزه هاي امنيتي آن استفاده كرده است. اين موضوع نه تنها با گرايش به تنش سازي با روسيه قابل مشاهده است بلكه در نوع و روش گسترش ناتو به شرق و نزديكي به مرزهاي روسيه نمايان است. سياستي كه در ادامه نيز از سوي ناتو ادامه پيدا مي كند و خواه و ناخواه زمينه هاي تنش را افزايش مي دهد اما غرب تمايل دارد آن را به نام ديگري تمام كند.