به
گزارش خبرنگار ما، بيست و ششم ارديبهشتماه سال 91، مأموران پليس تهران از
درگيري مسلحانه و قتل مرد جواني داخل خودرو، حوالي پونك باخبر و راهي محل
شدند. زن جواني كه سرنشين خودرو بود، به مأموران گفت شوهرش مرتكب قتل
راننده خودرو شده و بعد با موتور سيكلت فرار كرده است.
با انتقال جسد
به پزشكي قانوني، مأموران با مشخصاتي كه از ضارب داشتند، توانستند او را
دستگير كنند. متهم كه محمد نام داشت، بعد از اقرار به جرمش گفت: سال گذشته
از پيامكهاي تلفن همراه همسرم – نيره - متوجه شدم با مرد غريبهاي ارتباط
دارد. مدتها او را زير نظر گرفتم تا اينكه بالاخره اعتراف كرد با نادر
–مقتول– ارتباط دارد. او برايم تعريف كرد و گفت نادر بارها مزاحمش شده و
به زور از او شماره خواسته بود. مقتول با تماسهاي متعدد توانسته بود،
همسرم را خام حرفهايش كند.
او حتي پيشنهاد رابطه نيز داده بود. وقتي
اين حرفها را از زبان همسرم شنيدم، طاقت نياوردم و يك اسلحه كلت تهيه
كردم. نيره كه از كارش پشيمان شده بود، قول داد مرا كمك كند تا او را به
قتل برسانيم. متهم در ادامه گفت: روز حادثه از نيره خواستم با او قرار
بگذارد. وقتي سر قرار رفتيم، قرار شد نيره سوار ماشين او شود و من هم با
موتور آنها را تعقيب كنم. در همان ابتداي تعقيب خودروی نادر، وقتي نيره را
در ماشين او ديدم، خون جلوي چشمانم را گرفت و متوجه رفتارم نبودم. به همين
خاطر در حوالي خيابان خلوتي به نادر شليك كردم و فرار كردم.
بعد از
اقرارهاي متهم، پرونده تكميل و به شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران
فرستاده شد. بعد از درخواست قصاص از سوي اوليايدم، متهم بار ديگر ماجرا را
شرح داد و بعد از آخرين دفاع، هيئت قضايي او را به قصاص محكوم كرد. اين
حكم با تأييد ديوان عالي كشور در حالي كه در آستانه اجرا قرار داشت، متهم
توانست با پرداخت ديه از مرگ فاصله بگيرد. بنابراين روز گذشته متهم بار
ديگر در شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران از جنبه عمومي جرم محاكمه
شد. در جلسه متهم در آخرين دفاعش گفت: فكر ميكردم مقتول مهدورالدم است و
خونش حلال است. اما اين موضوع شرايط خودش را داشت و من از آن بيخبر بودم.
پشيمانم و بايد از طريق قانون زندگيام را نجات ميدادم. از دادگاه
ميخواهم در مجازاتم تخفيف قائل شود.
در پايان هيئت قضايي وارد شور شد.