به
گزارش خبرنگار ما، چندي قبل دختر جواني سراسيمه به اداره پليس رفت و از
مأمور قلابي به اتهام آزار و اذيت و پخش عكس خصوصياش در فضاي مجازي شكايت
كرد.
شاكي در توضيح ماجرا گفت: دو ماه قبل براي انجام كاري به خيابان
پاسداران رفتم. در حال عبور از خيابان خلوتي بودم كه چند پسر جوان مزاحم
شدند. سعي كردم از پسران مزاحم فاصله بگيرم، اما آنها دستبردار نبودند، به
طوريكه عصباني شدم و با فرياد خواستم رهايم كنند كه مرد جواني با خودروي
شاسيبلند نزديك شد. او پياده شد و خودش را پليس معرفي كرد و پسران مزاحم
را فراري داد. من از آن مرد كه رفتار مؤدبانهاي داشت، تشكر كردم. او گفت
احتمال دارد پسران مزاحم دوباره به سراغ من بيايند به همين دليل خواست سوار
ماشين او شوم تا مرا در خيابان اصلي پياده كند. از آنجايي كه فكر كردم
واقعاً مأمور پليس است، اعتماد كردم و سوار شدم. بعد از طي مسافتي ناگهان
تغيير مسير داد. او با تهديد از من فيلم گرفت و بعد از سرقت پول و
طلاهايم، تهديد كرد اگر اعتراض كنم و موضوع را با كسي در ميان بگذارم،
عكسهايم را در فضاي مجازي منتشر ميكند.
او به همين روش چند بار از من پول
گرفت. تهديدها و اخاذيهاي مأمور قلابي ادامه داشت تا اينكه درخواست
تازهاي را مطرح كرد. او از من خواست لباسهاي شيك بپوشم و كنار خيابان
بايستم و سوار خودروهاي گرانقيمت عبوري شوم تا بتواند در پوشش پليس وارد
شود و از رانندگان اخاذي كند، اما مخالفت كردم و اين بار تسليم خواسته او
نشدم تا اينكه متوجه شدم عكسهاي مرا براي بستگانم ارسال كرده است. او
شماره تلفن بستگانم را از تلفن همراه من برداشته بود و از طريق فضاي مجازي
عكسهاي مرا ارسال كرده بود. بستگانم همه از من توضيح ميخواستند و من هم
مجبور شدم به اداره پليس بيايم و شكايت كنم. با طرح اين شكايت، مأموران
پليس آگاهي خيلي زود مرد مأمورنما را كه ميلاد نام دارد، بازداشت كردند.
ميلاد
در بازجوييها جرم خود را انكار كرد. وي گفت: مدتي قبل با شاكي دوست شدم.
ما با هم ارتباط داشتيم و با رضايت به خانه من رفت و آمد داشت تا اينكه
مبلغ 20 ميليون تومان به او قرض دادم. مدتي بعد خواستم بدهياش را پس بدهد،
اما او زير بار نرفت و من هم عكسهايش را براي بستگانش فرستادم تا مجبور
شود طلب مرا پرداخت كند. تحقيقات درباره ادعاهاي شاكي و متهم از سوي
مأموران پليس ادامه دارد تا زواياي پنهان اين حادثه بر ملا شود.