نویسنده: بیژن یانچشمه
سالهاست بحث ساماندهي متكديان سوژه دستگاههاي متولي شده است و هرازگاهي خبرهايي شگفتانگيز از دستگاههاي اجرايي مسئول ساماندهي اين افراد در رسانه پررنگ ميشود. درآمدهاي ميليوني تعداد اندكشمار متكدي نمايان به حساب ساير متكديان نيازمند نوشته ميشود.
در خبري به نقل از مدير عامل سازمان خدمات اجتماعي شهرداري تهران آمده است، برخي متكديان روزانه بين ۴۰۰ هزار تا ۴ ميليون تومان درآمد دارند و وقتي به آنها شغل ديگري پيشنهاد ميكنيم، نميپذيرند.
رضا قديمي همچنين با بيان اينكه سامانسراهايي براي متكديان حرفهاي و بيخانمانها در نظر گرفتهايم، گفت: يكي از اين سامانسراها در لويزان براي خانمها و ديگري در اسلامشهر براي آقايان است و ظرفيت اين مكانها 500 نفر است كه به صورت كامل فعاليت ميكنند.
اين سخنان در حالي بيان ميشود كه كمكاري در حوزه دستگاهها و متوليان ساماندهي متكديان پس از سالها ديگر بياثر شده است و اقدامات صورت گرفته بيرنگتر هم شده است؛ چراكه شيوههاي تكديگري در شهرها تغيير كرده است و در غالب شغلهاي كاذب و مشمئزكننده خودنمايي ميكند، ولي ماهيت اين مشاغل كاذب همان تكديگري است؛ مانند شيشهشوري اجباري ماشينها پشت چراغ قرمز.
نبود زيرساختهاي مناسب براي تحت پوشش قرار دادن افراد نيازمند، آنان را به اجبار به شغلهاي تكديگري سوق ميدهد كه اين موضوع نشان از بيمار بودن و ناقص بودن دستگاههاي حامي دارد.
اينكه گفته ميشود متكديان درآمد تا چند ميليوني دارند به نوعي پررنگ كردن خبر براي رسانهاي شدن است و نبايد موارد اندك و نادر را به حساب نيارمندان واقعي نوشت. در اين خصوص براي سنجش صحت ادعاهاي كاش مسئولان متولي كمي به خود آمده و با رصد حقيقي اوضاع متكديان و درآمدهاي آنان، واقعيتهاي موجود را بيان كنند نه اينكه كمكاري و ناكارآمدي برنامههاي خود را پوشش رسانهاي دهند!
همچنين وجود حاشيهنشيني ومناطق محروم در سايه وعدههاي دستگاههاي متولي توسعه تكديگري را به دنبال داشته است و گسترش اين پديده نا مطلوب اجتماعي ميطلبد تا مسئولان به خود بيايند كه براي فقرا و نيازمندان واقعي واقعاً چه كردهاند و چه خواهند كرد؟
متأسفانه قلب موضوع تكديگري در جامعه از سوي برخي مسئولان سبب شده است تا موضوع كمك و ياري رساندن به نيازمندان واقعي نيز تحتالشعاع اخبار تيتر شده قرار گيرد و نيازمندان واقعي هر روز نيازمندتر شوند و كسي هم پاسخگوي گسترش اين آسيب نباشد.