
دكتر سيدنعمتالله عبدالرحيمزاده
دونالد ترامپ در زمان كارزار انتخابات رياست جمهوري چيزهايي در مورد سوريه ميگفت كه با سياست باراك اوباما، رئيسجمهور سابق امريكا، تفاوت داشت. در حالي كه اوباما پنج سالي از دو دوره رياست جمهوري خود را درگير جنگ سوريه بود و يكي از عوامل آتشافروزي در اين جنگ بود، ترامپ از تمركز بر داعش و همكاري با روسيه ميگفت تا نشان بدهد كه راهش با اوباما تفاوت دارد و مثل او قصد جنگطلبي ندارد. ترامپ حتي بعد از پيروزي در انتخابات رياست جمهوري امريكا و نخستين مصاحبه مطبوعاتياش هم اين خط را دنبال كرد و حتي به مخاطبان خود وعده وضعيتي بهتر را ميداد. هشت ماه از آن موقع گذشته و ترامپ نه تنها در جهت ايجاد وضعيتي بهتر در سوريه يك قدم برنداشته بلكه نشان داده كه از خلف خود جنگطلبتر هم هست و كاري ميكند كه حتي او حاضر به انجامش نبود. اوباما در چهار سال قبل حاضر نشد تا با بهانهجويي از تسليحات شيميايي سوريه به اين كشور حمله نظامي كند اما ترامپ در آوريل و با همين بهانه به پايگاه هوايي الشعيرات 59 موشك تاماهاك شليك كرد و حالا هم باز اين بهانه را پيش كشيده تا دولت و ارتش سوريه را بدون هيچ مدرك و دليلي و به صورت مستقيم تهديد بكند. اين شيوه تهاجمي و جنگطلبانه ترامپ در سوريه باعث بروز سؤالها و ترديدهايي نسبت به نيت او در اين كشور شده و اينكه چه طرح و برنامهاي در نظر دارد.
بهانهجويي از تسليحات شيميايي
استفاده از تسليحات شيميايي به عنوان ابزاري براي فشار بر سوريه و حتي مداخلهجويي ارثيه دولت اوباماست كه براي ترامپ باقي مانده است. حتي بعد از گذشت چهار سال هم نميتوان با اطمينان كامل دولت و ارتش سوريه را متهم به كاربرد اين تسليحات در منطقه غوطه شرقي از حومه دمشق كرد. چنانكه صالح مسلم، رهبر حزب اتحاد دموكراتيك كردستان سوريه در آگوست 2013 و طي مصاحبهاي با خبرگزاري رويترز گفت كه بعيد است حملات شيميايي كار دولت سوريه باشد، چون موقعي اتفاق افتاده كه در نبرد به برتري رسيده بود و تأكيد كرد: «دولت سوريه سلاح شيميايي دارد، ولي هيچ وقت آن را نزديك دمشق در پنج كيلومتري هيئت سازمان ملل كه براي بررسي سلاحهاي شيميايي آمدهاند، استفاده نميكند.» اين نظر از سوي كسي قابل توجه است كه نميتوان به هيچ وجه او را وابسته به نظام سوريه دانست و نشان ميدهد كه جو آن زمان نه مبتني بر مدارك و دلايل قابل قبول، بلكه بر اساس تبليغات رسانهاي بود و اوباما آنقدر آگاهي و تجربه سياسي داشت كه بداند بهانهجويي از تسليحات شيميايي را تا كجا به پيش براند و به نظر ميرسد كه فقدان همين آگاهي و تجربه سياسي در ترامپ است كه او را به صدور دستور آتش موشكهاي تاماهاك كشاند.
عبدالباري عطوان، تحليلگر سرشناس در روزنامه مستقل رأي اليوم، اين فقدان آگاهي و تجربه سياسي ترامپ را به نقل سيمون هرش، خبرنگار امريكايي، ارزيابي ميكند كه به گفته عطوان، به دقيق بودن اطلاعاتش به دليل منابع موثقش در ميان ژنرالهاي امريكايي و مسئولان كاخ سفيد، وزارت خارجه و وزارت دفاع مشهور است. هرش در روزنامه دي ولت و به نقل يكي از مسئولان نظامي امريكا مينويسد: «ترامپ چيزي را نميخواند و اطلاعي از تاريخ ندارد و تمايل دارد كه به صورت شتابزده رفتار كند. وي مديريت قراردادهاي تجاري را با اقدامات نظامي اشتباه ميگيرد و نميداند كه شكستها در قراردادهاي تجاري، باعث ضرر مالي ميشود اما شكستها در اقدامات نظامي باعث گرفتن جان انسانها ميشود كه اين امر به امنيت ملي امريكا در بلند مدت لطمه وارد ميكند.» اين نحو رفتار ترامپ نه تنها در مورد شليك آن 59 موشك بلكه در تهديدهاي اخيرش هم ديده شد. اين تهديدها نه بنابر رويه سابق و از زبان سخنگوي پنتاگون يا رياست سازمان سيا بلكه با صدور بيانيهاي از سوي كاخ سفيد انجام شد و بعد بود كه جيمز ماتيس، وزير دفاع امريكا، با آن همراه شد. به عبارت ديگر، ترامپ در طرح ادعاي جديد خود حتي رعايت قواعد بازي در خود واشنگتن را نكرد تا دست كم تهديد نظامي عليه سوريه را از زبان فرماندهان نظامي يا مسئولان اطلاعاتي امريكا گفته باشد و با صدور بيانيه كاخ سفيد هم تعجب ناظران سياسي در واشنگتن را برانگيخت و هم دستپاچگي امثال ماتيس را به وجود آورد.
جنگطلبي ترامپ
بيانيه كاخ سفيد و اين نحوه تهديد مستقيم سوريه به طور مشخص جنگطلبي ترامپ را به نمايش گذاشت. رويه واشنگتن به طور معمول اين بوده كه تهديدهاي نظامي حتي اگر از سوي كاخ سفيد هم گفته شود، متكي به ادعاهايي باشد كه قبل از كاخ سفيد و از سوي فرماندهان نظامي يا كارشناسان سازمان سيا مطرح ميشوند تا بيانيه كاخ سفيد از حدود هويت سياسي خود خارج نشود اما بيانيه اخير در دولت ترامپ اين حدود را زير پا گذاشته و بر خلاف گذشته، اين فرماندهان نظامي يا كارشناسان اطلاعاتي بودهاند كه دنبالهروي اين بيانيه و بيشتر براي توجيه آن بودهاند تا بيانيه به دنبال ادعاهاي آنها صادر شود. ترامپ به اين نحو بيتجربگي خود را حتي در مورد چگونگي صدور بيانيه هم نشان داد و تنها ثابت كرد كه در زمينه سوريه حرف جنگ را ميزند. ماتيس در سفر به بروكسل و براي حضور در نشست ناتو گفته كه دولت سوريه هشدار واشنگتن را در خصوص عدم استفاده از سلاح شيميايي جدي گرفته است.
اين حرف او ميتواند به جاي دادن پيامي به دمشق يا ديگر طرفهاي حاضر در جنگ سوريه، بيشتر در جهت پيامدهايي باشد كه بيانيه ترامپ به دنبال داشته و وزير دفاعش ميخواهد با اين لحن و تا اندازهاي اين پيامدها را كنترل كند. هشدار روسيه به ترامپ در مورد «هر گونه اقدام يكجانبه در سوريه» تنها يكي از اين پيامدها بود كه شايد ماتيس تحت تاثير نصايح فرماندهانش در پنتاگون به دنبال كنترل آن بود اما همچنان كه هرش در مورد شليك آن موشكهاي تاماهاك گفته، به نظر ميرسد كه در مورد اين بيانيه هم ترامپ گوش به توصيههاي فرماندهان خود نداده و برنامه جنگطلبانه خود را در سوريه دنبال ميكند. اين برنامه از دو زاويه قابل بررسي است؛ زاويه نخست با توجه به وضعيت ميداني سوريه و پيشرفتهاي ارتش سوريه كه مورد توجه عطوان قرار گرفته و زاويه دوم با توجه به گزارشهايي در مورد قول و قرارهاي امريكا با كردهاي سوريه قابل طرح است.
دست برتر ارتش سوريه
عطوان مينويسد: «دولت امريكا از اين امر خرسند نيست كه ارتش سوريه در حلب، حمص، حماء و حومه دمشق پيشروي گستردهاي را رقم زده و مرزهاي سوريه و عراق را در شرق براي نخستين بار باز كرده و تعدادي از چاههاي نفت و گاز در ديرالزور را كه تحت اشغال داعش بود، تحت تصرف خود درآورد. به همين دليل، دولت امريكا ميخواهد شرايط را مجدداً در سوريه مشتعل كند چراكه نميخواهد اين جنگ به هيچ وجه متوقف شود.» به نظر اين تحليلگر عرب، امريكا به دنبال گشايش فاز دوم از مداخلهجويي نظامي در امريكا است كه اين فاز نه در حد شليك موشكها در ماه آوريل، بلكه در زمينهاي گستردهتر و يك رويارويي تمامعيار است تا امريكا از اين طريق به هدف نهايي خود براي براندازي نظام سوريه برسد. به نظر ميرسد كه ترامپ از ماه آوريل به بعد به دنبال شروع اين فاز بوده چه با شليك آن موشكها، چه با حمله به كاروان نظامي ارتش سوريه در ماه مي و چه با سرنگون كردن جنگنده سوري در حوالي رقه در ماه ژوئن يا سرنگون كردن پهپاد سوري در اواخر همين ماه به دنبال ايجاد انگيزهاي از طرف سوري براي رويارويي مستقيم با نظاميهاي امريكايي بوده و شايد هم حملات اخير رژيم صهيونيستي به نيروهاي ارتش سوريه در بلنديهاي جولان هم در اين جهت بوده، اما ارتش سوريه در مقابل و با مديريت جنگ نگذاشته تا ترامپ به اين هدف خود برسد.
مقدمهچيني براي تجزيه
تارنماي «مركز سوريه از درون» در ماه مارس گذشته خبر از اسنادي داد كه طبق آنها، امريكا با كردهاي سوريه توافق كرده تا بعد از تسلط آنها بر شهر الطبقه و الرقه، پايتخت خلافت خودخوانده داعش، از تشكيل منطقه خودمختار كردي در شمال سوريه حمايت ميكند. اين خبر از آنجايي تأييد ميشود كه ركس تيلرسون، وزير خارجه امريكا، همان موقع از تشكيل مناطق باثبات خودمختار موقت در سوريه گفت كه مناطق امن مورد نظر معارضان سوري متفاوت است. اين تفاوت را ميتوان در جنس كردي آن دانست كه امريكاييها بر طبق اسناد آن تارنما وعده ايجاد مناطق خودمختار را به كردهاي سوريه دادهاند يا جنس عربي كه بنابر برخي گزارشهاي ديگر، امريكاييها وعده مشابهي به احمد الجربا، يكي از شيوخ قبيله شمر دادهاند تا كنترل منطقه شرقي سوريه را به دست بگيرد. در هر صورت، نحوه عمل ترامپ در اين چند ماه نشان ميدهد كه او در شرق سوريه تنها نابودي داعش را دنبال نميكند بلكه از همين منطقه برنامه تجزيه و حتي براندازي نظام سوريه را در نظر دارد.
استقرار نيروهاي نظامي امريكا در پايگاه هوايي الطبقه واقع در 60 كيلومتري غرب الرقه و سخنان برت مكگورك، نماينده ترامپ در ائتلاف ضد داعش، در مورد ماندن امريكا بعد از شكست داعش در الرقه دو نشانه از برنامه بلندمدت ترامپ در اين منطقه بعد از نابودي داعش هستند. به عبارت ديگر، اقدام امريكا براي تعمير زيرساختآن پايگاه و نصب تجهيزات نظامي نشان ميدهد كه امريكا پايگاه هوايي الطبقه را براي استقرار دائمي نظاميان خود راهاندازي ميكند و برت مكگورك هم ميگويد كه امريكا بعد از شكست داعش قصد خروج از الرقه را ندارد و در شرق سوريه ماندگار خواهد بود. هر دو وجه تحليلهاي گذشته تأييد ميكند كه ترامپ با استفاده از متحدين منطقهاي چه كرد و چه عرب، برنامه تجزيه سوريه از شرق اين كشور را در نظر دارد تا دامنه آن را به ديگر مناطق اين كشور گسترش بدهد. او براي اجراي اين نقشه است كه از تسليحات شيميايي بهانهجويي ميكند تا به نحوي مداخله نظامي در اين كشور را دست كم براي افكار عمومي در غرب توجيه كرده باشد و بتواند از اين طريق به روند نابودي سوريه ادامه بدهد.