فرداي روز قدس اكثريت مطلق روزنامههاي اصلاحطلب شعار عليه رئيسجمهور را به عنوان خبر اصلي و اصل مراسم روز قدس را به عنوان خبر دوم برجسته كردند. از سوي ديگر شخصيتهاي دولتي و اصلاحطلب نيز با حضور حداكثري در فضاي مجازي و رسانههاي رسمي نسبت به اين اقدام واكنش نشان دادند. دولتيها حسابشان جداست؛ آنان چندي پيش از رئيسجمهور تذكر گرفتند كه «گيوهشان را در دفاع از دولت ورنكشيده بودند» و تهديد به حذف در دولت بعدي شدند لذا سبقت آنان از هم براي موضعگيري، هم تصنعي و هم قابل درك است.
اما اصلاحطلبان واقعاً رياكارانه به موضوع پرداختند. آنان واقعاً رطبخوردگاني هستند كه به صورت گزينشي منع رطب ميكنند كه عمده دلايل آن به شرح ذيل است:
اول اينكه آنان چنين رفتارهايي را هميشه به سود خود ميدانند و در خفا از آن استقبال ميكنند. با آن نان ميخورند و به همين دليل هم در تراز «خبر زرد» در صفحه يك پوشش ميدهند.
دوم اينكه ميتوان با بررسي اجمالي گذشته آنان را از يك سو ساكت در مورد مشابه (غير از جناح خود) ديد و از سوي ديگر خود سردمدار توهين و تهمت در كشورند كه يادآوري مصداقهاي ذيل خالي از لطف نيست.
1- در اكثر مواقع كه روزنامهها يا سايتهاي اصلاحطلب بسته شده است علت آن اهانت به پيامبر، ائمه، غدير خم و رزمندگان اسلام بوده است. به مصاديقي مانند نشريات تحت مديريت قوچاني يا روزنامههاي بهار و قانون اگر در ساليان اخير بنگريم اين واقعيت قابل درك است.
2- اصلاحطلبان يا در مقابل توهين به ديگران ساكت هستند يا خود منشأ آنند.
1/2-همين چند روز پيش در مراسم تشييع شهداي ترور عدهاي به احمدينژاد توهين كردند. رسانههاي اصلاحات آنان را مردم و دوستان احمدينژاد آنان را اوباش و سازماندهي شده خواندند.
2/2- در يك بررسي اجمالي انجامشده اكثر بيانيههاي سازمان مجاهدين انقلاب، حزب مشاركت، دفتر تحكيم وحدت و روزنامههاي اصلاحات در حد فاصل سالهاي 1377 تا 1388 مملو از توهين و تهمت به نظام، اشخاص حقيقي و حقوقي است.
3/2- مرجع تقلید آنان جناب آيتالله صانعي رئيسجمهور سابق را «حرامزاده» خواند و فضاي جلسه مذكور (در گرگان) حالت استهزاء به خود گرفت اما اعتراضي از سوي اصلاحطلبان صورت نگرفت.
4/2- كانالي مانند آمد نيوز يا سايت كلمه ركيكترين و شرمآورترين توهينها و تهمتها را در حق رهبري و سپاه و. . . انجام ميدهند و در عين حال از روحاني و اكثريت اصلاحطلبان حمايت ميكنند اما تاكنون اعتراضي بدان نكردهاند.
5/2- مقام معظم رهبري بعد از فتنه 1388 فرمودند: «اين فقط اشخاص نيستند كه حرمت دارند نظام هم حرمت دارد.» اما اصلاحطلبان يا خود منشأ توهين و تخريب نظام بودهاند (كه قله آن حوادث پس از 1388 است) يا در مقابل توهين ديگران سكوت كردهاند. توهينها و اتهامهاي روحاني به نظام و در روزهاي منتهي به انتخابات نه تنها توسط اصلاحطلبان نكوهش نشد (به جز حضرتي) كه برجسته هم ميشد.
6/2- اصلاحطلبان توهين به امام را نيز در كارنامه خود دارند از اكبر گنجي تا سحرخيز و دفتر تحكيم در اين باره سخن گفتهاند اما هنوز اصلاحطلبان اكبر گنجي را طرد نكردهاند.
7/2 – اصلاحطلبان خارجنشين هر روز در بيبيسي، صداي امريكا و... به توهين و تهمت به نظام و رهبري مشغولند (و از روحاني حمايت ميكنند) اما تاكنون كسي از آنان ابراز برائت نكرده است.
8/2- هيچ رئيسجمهوري در ايران به اندازه احمدينژاد مورد توهين قرار نگرفته است كه اكثر محتواي به جاي مانده مربوط به اصلاحطلبان است، حتي با 25 ميليون رأي رسماً اعلام كردند ايشان را رئيسجمهور نميدانيم. . .
9/2- علماي تراز اول تشيع همچون مصباح و جنتي بارها مورد توهين، تهمت و سخره اصلاحطلبان بودهاند كه اگر محتواي مربوط جمعآوري شود خود به اندازه يك كتاب خواهد بود.
10/2- تريبون مجلس ششم مملو از توهين و تنفر عليه نظام و آنچه آنان دستگاههاي انتصابي ميخوانند بود كه تا مرز برخورد قضايي (مانند لقمانيان) پيش رفتند، حتي امثال شيخ قدرت عليخاني را با افرادي مانند يوسفيان و علياكبر موسويخوئينيها درگير كرد.
11/2- شعارها عليه اصل نظام و انقلاب پس از فتنه 1388 هنوز در ذهنها باقي است. «مرگ بر اصل ولايت فقيه»، «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران»، «جمهوري ايراني» و. . . اصلاحطلبان هنوز از آن شعارها ابراز برائت نكردهاند و حتي رهبري بارها القا كردند كه شما محور نبودهايد اما ابراز برائت كنيد ولي خاتمي تا مرز ممنوعالتصويري پيش رفت اما حاضر به ابراز برائت نشد.
12/2- پس از انتخابات اخير، رئيسجمهور رأي 16ميليون را رأي به «خشونت» و «تخيل» اعلام كرد و نماينده جديداً اصلاحطلب شده شهركرد انتخابات را بين دو تفكر «نيرنگ و آزادي» دانست اما هيچكس ناراحت نشد و ابراز برائت نكرد.
13/2 ـ بنيصدرسازي را اولين بار مرحوم هاشمي در سال 1388 در نامه بدون سلام به رهبري مستقيماً براي احمدينژاد به كار برد و هيچ كس بدان اعتراض نكرد.
14/2ـ روحاني در سفرهاي انتخاباتي رسماً مديريت توهين و شعارها عليه نظام را به عهده داشت و صحنه به صورتي بود كه ديگر لازم به تحليل اين مسئله كه اينها از كجا سازماندهي شدهاند نبود. در زنجان و اردبيل روحاني شخصاً توهين به صدا و سيما را اعلام كرد و بقيه شعار ميدادند: «صدا و سيماي ما ننگ ما ننگ ما». اما امروز سوزني به جاي آن جوالدوز به روحاني زده شده، همه جناح اصلاحات و دولت، بيبيسي و رسانههاي همسو عزا گرفتهاند و رطبخورده شده را تعمداً فراموش كردهاند.
بنابر اين اصلاحطلبان سيرهداران توهين و تهمتاند اما تفاوتشان با بقيه اين است كه در ميدان فيزيكي کمتر (به جز بخش دانشجويي) هستند و با زبان و قلم به اين موضوع مشغولند و اتو كشيده بر كرسي روشنفكري مينشينند.