نويسنده: دنيا حيدري
هدفش اين بار صعود به مرحله حذفي جامجهاني است. تمام شاديهايش از دومين صعود پياپي به جامجهاني در همان ورزشگاه آزادي و بعد از دورهاي افتخارش مقابل تماشاگران به پايان رسيد. چراكه صعود ديگر برايش پايان كار نيست. پيشتر هم شايد نبود اما اين بار خيلي جديتر از قبل است. جدي و مصمم. بسياري ديگر هم بعد از دومين صعود پياپي گفتند كه حالا نوبت به صعود از گروه خودمان در جام جهاني است اما، كرش كه اين حرف را ميزند، يعني چيزي در خودش و شاگردانش ميبيند و برنامهاي دارد. برنامهاي كه چند روز قبل تحويل فدراسيون داده شد. از همان برنامههايي كه هر ساله بهانهاي ميشود براي درگيريهاي فدراسيون با كرش و نوشته شدن نقدهاي بلند بالا كه سرمربي تيم ملي زمين فلان جا را كه دورش را اتوبوسهاي شركت واحد محصور كردهاند، نميپسندد يا چرا متوجه آماده نبودن زمين زير كشت نيست و مدام بابتش به جان رئيس فدراسيون و دارو دستهاش نق ميزند. از آن دست برنامهها كه در ميانههاي فصل و روزهاي حساس و كوران مسابقات، تيمهاي مطرح تازه چشمشان به آن ميخورد و يادشان ميافتد كه بايد در چند جبهه ليگ و ليگ قهرمانان و جام حذفي بجنگند و فرصتي براي همكاري با كرش و دادن بازيكنانشان براي حضور در اردوهاي تيم ملي را ندارند. از همان برنامهها كه عدهاي نديده و نشنيده چشم ميبندند براي نقدش كه مرد پرتغالي نيمكت تيم ملي اعتقادي به ليگ فوتبال ايران ندارد و اصلاً چرا بايد همه چيز را بدهيم به دست يك اجنبي وقتي مربياني به اين خوبي در ايران داريم. مربياني كه البته نميتوان منكر موفقيتهايشان در ليگ شد، اما بهترينهايشان هم هنوز نتوانستند حتي در همين آسيا كارنامهاي درخشان رو كنند چه رسد براي قدرتنمايي با بزرگان دنيا و مهياي كردن تيمي براي كسب جواز حضور در جام جهاني يا حتي فراتر از آن، صعود از مرحله گروهي كه حالا اصليترين هدف كرش است و ناكامي در آن را نااميدي ميداند.
برنامه كرش كه برخي از آن با عنوانهايي چون هفتخوان رستم ياد ميكنند، چند روز قبل ارائه شده است. برنامهاي كه بدون شك مخفي و پنهاني نيست و دسترسي به آن براي تك تك تيمها، از مديرعامل گرفته تا سرمربي و حتي منتقداني كه اين روزها روي نيمكت هيچ تيمي ننشسته و كنج خانه در انتظار گرفتن كوچكترين آتويي از سرمربي تيم ملي و تبديل كردن آن به بحراني ملي هستند و درگيري او با مربيان باشگاهي و حتي اصحاب رسانه كاملاً آسان است. برنامهاي كه انتظار ميرود در روزهاي پرهياهوي فصل نقل و انتقالات مورد بيتوجهي آقايان قرار نگيرد و در كوران مسابقات نشود يك درگيري جدي كه تر و خشك را با هم بسوزاند.
همين چند روز قبل بود كه سرمربي تيم ملي رو به روي سردبيران ورزشي رسانهها نشست و از انتظاراتش گفت. از برنامههايش و از مشكلات و نيازهاي تيم ملي براي رسيدن به هدفي كه بيشك كار چندان آساني نيست. شايد آن روز بسياري از آنها كه رو به رويش نشسته بودند حق را به او دادند. چراكه صحبتها رو در رو بود و بيهيچ واسطهاي كه كم و زياد شود و بهانهاي براي خصومت و آغاز يك كدورت باشد. نشستي كه سالهاست انتظار برگزارياش با مربيان ليگ برتر هم ميرود، اما هر بار به بهانهاي پشت گوش انداخته شده يا ناديده گرفته ميشود. نشستي كه بدون شك ميتواند مشكلات زيادي را حتي در خصوص برنامه ارائه شده حل و فصل كند. كرش برنامهاش را اعلام كرده و هنوز هيچ يك از باشگاهها اعتراض يا واكنشي نسبت به آن نشان ندادهاند، شايد چون آنقدر سرگرم فصل نقل و انتقالات هستند كه هنوز فرصتي براي انداختن نگاهي هر چند سطحي و گذرا به آن را هم نداشتهاند و باز هم بررسي آن را گذاشتهاند براي روزي كه نتوانند با استفاده از موقعيت حرف خود را به كرسي بنشانند. همان روزهاي حساسي كه وقتي از دور نظارهگر آن هستيم، نميدانيم حق را بايد به كدام يك از طرفين دعوا بدهيم وقتي هر دو محق هستند. اما اگر به عقب برگرديم و اتفاقات امروز را مرور كنيم، كاملاً مشخص است كه يك سوي اين دعوا هيچگونه حقي ندارد وقتي كه در زمان مناسب و فرصتي كه داشته نه نگاهي به برنامههاي آمادهسازي تيم ملي انداخته و نه اعتراضي به آن كرده و حالا درست مثل دانشآموزي كه تمام درسهايش مانده براي شب امتحان، هم خودش درگير است و هم تمامي اطرافيانش!
سرمربي تيم ملي اما مثل بچه زرنگهاي مدرسه خيلي زود تكاليفش را نوشته و ارائه داده. اما بايد ديد آنها كه بايد به موقع اين تكاليف را نگاه كرده و اقدامي روي آن انجام ميدهند يا بررسياش ميماند براي كوران مسابقات يا زماني كه ديگر كاري از دست كسي برنميآيد؟! هر چند كه در اين بين روي صحبت تنها با باشگاهها نيست و فدراسيون هم يك سوي اين ماجراست. فدراسيوني كه موظف است به جاي بهانهتراشي در روزهاي حساس، از امروز به فكر مهيا كردن اردوها، زمين تمرين و بازيهاي دوستانه تيم ملي باشد، اگر همانند كرش به صعود از مرحله گروهي در جام جهاني ميانديشد.