
به گزارش خبرنگار ما، تيرماه سال 92، زني مأموران پليس را از ناپديد شدن شوهر 50 سالهاش كيوان باخبر كرد. او گفت: شوهرم چندروزي است كه تلفن همراهش خاموش است و از او خبري نيست. من و شوهرم همراه فرزندانم مقيم آلمان هستيم. شوهرم مهندس شيمي بود و در تهران شركت پتروشيمي داشت به همين دليل گاهي به تهران تردد داشت و كارهاي شركت را دنبال ميكرد. در رفت و آمدهايش به ايران متوجه شدم با زني ارتباط و قصد ازدواج دارد. مخالفتي نكردم و رضايت دادم تا با آن زن ازدواج كند. بعد از آنكه از شوهرم خبري نشد به آدرس منزلي كه با آن زن زندگي ميكرد، رفتم كه صاحبخانه گفت زن جوان همه وسايل خانه را جابهجا كردهاست، به همين دليل به آن زن مشكوك هستم.
بازداشت زن صيغهاي
با توضيحات همسر آن مرد مأموران زن 29 ساله را كه نوشين نام داشت، بازداشت كردند. او ابتدا از كيوان اعلام بيخبري كرد، اما در مراحل بعدي بازجويي گفت: بعد از جدايي از شوهرم با كيوان آشنا شدم و صيغه او شدم. مدتي كه گذشت با هم اختلاف پيدا كرديم تا اينكه يك شب به خاطر اختلافي كه داشتيم، درگير شديم. در آن درگيري او به من حمله كرد، به همين دليل مجبور شدم با برادرم و شوهر سابقم تماس بگيرم. وقتي برادرم از راه رسيد، كيوان با او درگير شد. درگيري مدتي طول كشيد تا اينكه نيمههاي شب كيوان خودش را از پنجره بيرون انداخت و كشته شد. ما جسد را به خانه منتقل كرديم. بعد از آن بود كه شوهر سابقم از راه رسيد. براي اينكه كسي از ماجرا باخبر نشود، جسد را با كمك برادرم و شوهر سابقم از خانه خارج كرديم و بيرون از شهر آتش زديم. بعد هم خانه را تخليه كرديم.
محاكمه خواهر و برادر
بعد از اقرارهاي زن جوان، جسد كشف و با انتقال به پزشكي قانوني پرونده با موضوع قتل عمد تشكيل شد. سپس برادر متهم به نام سامان 25 ساله و همسر سابق وي بازداشت شدند و در بازجوييها با تأييد توضيحات همسر مقتول، قتل را انكار كردند. با توجه به تحقيقات و شواهد موجود خواهر و برادر به اتهام آدمربايي و مشاركت در قتل روانه زندان شدند و شوهر سابق نوشين هم تبرئه شد. پرونده بعد از كامل شدن تحقيقات، براي رسيدگي به شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد و روز گذشته روي ميز هيئت قضايي به رياست قاضي زالي و مستشار اسلامي قرار گرفت.
درخواست قصاص
در جلسه رسيدگي بعد از قرائت كيفرخواست و درخواست قصاص از سوي اولياي دم همسر مقتول در جايگاه حاضر شد و بعد از اعلام شكايت از هر دو متهم گفت: شوهرم به اين زن علاقهمند بود و قصد ازدواج داشت. من بعد از دو سال متوجه شدم، اما مخالفتي نكردم. بعد از كشف جسد همسرم متوجه شديم حسابهاي بانكي شوهرم خالي شده و اين زن با كمك خانوادهاش لوازم خانه شوهرم را خالي كرده است. آنها دروغ ميگويند و قاتل شوهرم هستند.
طلاق همسر اول، شرط عقد دائم
بعد از درخواست اوليايدم و توضيحات همسر مقتول، زن جوان در جايگاه حاضر شد و با انكار جرمش گفت: قتل را قبول ندارم، اما خودم جسد را سوزاندم و بعد از آن وسايل خانه را جابهجا كردم كه اگر خانواده مقتول اجازه دهند وسايل را برميگردانم. متهم در شرح ماجرا گفت: شوهر سابقم به شيشه معتاد بود و از او يك فرزند داشتم كه طلاق گرفتم. بعد از ماجراي جدايي از شوهرم، خالهام با يكي از نزديكان مقتول ازدواج كرد و ما به مجلسي دعوت شديم و در آن مهماني با مقتول آشنا شدم. وقتي از داستان زندگيام باخبر شد، ابراز علاقه كرد و گفت قصد ازدواج دارد. با پيشنهاد او موافقت كردم، اما او اصرار داشت عقد دائم باشيم، ولي شرط گذاشتم و گفتم تا طلاقنامه همسر اولش را نشانم ندهد، قبول نميكنم، به همين دليل عقد موقت كرديم.
رد پاي زن سوم
متهم ادامه داد: كيوان مرد خوبي بود، اما خيلي دروغ ميگفت. اين اخلاق هميشه مرا آزار ميداد و بارها از او خواسته بودم تا صادق باشد. در آن مدت متوجه شدم او با زني كه كارمند شركتش بود، رابطه دارد. خواستم ارتباطش را قطع كند كه قبول كرد و فكر ميكردم ديگر ارتباطي وجود ندارد. متهم در خصوص روز حادثه گفت: آن روز كيوان بعد از صرف ناهار از خانه خارج شد، اما تلفن همراهش را جا گذاشته بود. وقتي براي گرفتن تلفن همراه برگشت، ناگهان آن زن تماس گرفت و شمارهاش روي گوشي افتاد. عصباني شدم و به او گفتم مگر قرار نبود با او ارتباطي نداشته باشي كه سر همين موضوع با هم درگير شديم. او از آشپزخانه كفگير برداشت و روي گردنم فشار داد و صورتم زخمي شد. سپس به اتاق خواب رفت و بعد از آن دستهايش را بستم سپس با برادرم و شوهر سابقم تماس گرفتم. وقتي آنها وارد خانه شدند، برادرم با او درگير شد و شوهر سابقم گفت دستهايش را باز كنيد، اين كار درست نيست. قبول نكردم و او همچنان دستهايش بسته بود. شوهر سابقم خانه را ترك كرد و آخر شب كه مقتول آرام شد، خوابيديم. نيمههاي شب بود كه با صداي هولناكي بيدار شديم. داخل اتاق رفتم، متوجه شدم كيوان نيست و پنجره اتاق باز است. از بالا كه نگاه كردم، او خودش را از پنجره به پايين پرتاب كرده بود.
انتقال جسد به خارج از خانه
متهم در مورد سوزاندن جسد گفت: با سامان جسد را به داخل خانه آورديم و بعد از آن به پارك رفتيم. در پارك نشسته بوديم و تصميم گرفتيم، فرار كنيم، اما همه مدارك شناساييام در خانه بود. به خانه برگشتم تا آنها را بردارم كه متوجه شدم همسايهها مشغول شستن خونهاي مقتول هستند. ترسيدم و با برادرم تماس گرفتم و گفتم نميتوانم از خانه خارج شوم. ساعاتي بعد كه هوا تاريك شد، سامان همراه شوهر سابقم به خانه آمدند و از فرار منصرف شديم. جسد را با كمك آنها از خانه بيرون برديم. در راه بنزين خريدم و در بيابان روي جسد ريختم و كبريت زدم. فرداي آن روز همه لوازم خانه را به شهرستان برديم تا اينكه بازداشت شديم.
دفاع از خواهر
بعد از توضيحات متهم، برادر او نيز در جايگاه حاضر شد و با تأييد صحبتهاي خواهرش با انكار قتل گفت: فقط براي هواداري از خواهرم با مقتول درگير شدم و آسيبي به او نرساندم. او خودكشي كرد و ما در اين ماجرا بيتقصيريم. در پايان بعد از آخرين دفاع متهم، هيئت قضايي وارد شور شد.