کد خبر: 856191
تاریخ انتشار: ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۴:۱۸
مجتبي بهرامي

دولت دونالد ترامپ صدمین روز خود را پشت سر گذاشت. اما هنوز هیچ نشانه ای از استراتژی واحد و مشخص در آن دیده نمی شود. این مسئله بیش از هر چیز به شخصیت ترامپ بازمی گردد. وی نه تنها هیچ شناختی از سیاست ندارد بلکه جغرافیای جهان را نیز چندان نمی شناسد. این مسایل باعث شده تا دولتش فاقد استراتژی مشخص باشد. این موضوع هم خطرناک است و هم اینکه موقعیت مناسبی را برای مخالفان امریکا ایجاد می کند.

از این لحاظ خطرناک است که در بحران های بین المللی ممکن است هر نوع واکنشی از سوی واشنگتن صورت بگیرد. این مسئله را می توان از موشک پراکنی شبانه به سوریه مشاهده کرد. اگر چه ترامپ از آن حمله نظامی هیچ نصیبی نبرد اما گویای واکنش هیجانی و لحظه ای دولت ترامپ است. اما از این لحاظ به نفع مخالفان و دشمنان امریکا است که آنها می توانند در نبود هیچگونه استراتژی مشخص از سوی امریکا،‌ سیاست های میان و بلند مدت خود را پیاده کرده و برای تضعیف سیاست و قدرت امریکا برنامه ریزی نمایند. این موضوع را می توانند در بحران های بین المللی انجام داده و نتیجه لازم را به دست آورند.

اما همزمان نباید این مسئله را فراموش کرد که ترامپ علاقه زیادی به تحرکات نظامی و استفاده از تسلیحات و نیروی نظامی دارد. پرتاب بمبی موسوم به بمب مادر در افغانستان،‌ پیاده کردن تفنگداران دریایی در این کشور،‌ فرستادن نیروهای نظامی امنیتی به سوریه و استفاده از آنها به نفع کردها،‌ حمایت از تداوم حمله به یمن،‌ تنش با کره شمالی همراه با اعزام ناو هواپیمابر به سمت شرق آسیا،‌ آغاز استقرار سامانه موشکی تاد در این منطقه و ... از جمله نشانه های علاقه ترامپ به استفاده از قدرت نظامی است. این در حالی است که هیچگونه آشنایی و شناختی از استراتژی نظامی و خطرات استفاده از این نیرو در عرصه بین المللی ندارد. این هم یکی از وجوه دیگر خطرات رئیس جمهوری است که در کاخ سفید فقط به دنبال عملکرد هیجانی است.

در این میان نباید فراموش کرد که ترامپ دارای مشاوران مناسبی نیست. اگر چه برخی از آنها سعی دارند ترامپ را در کوتاه مدت به شناخت لازم از جهان برسانند اما همه آنها آگاه هستند که چنین کاری عملی نیست. از سوی دیگر هنوز برخی از پست های دولت که حکم مشاور برای رئیس جمهور را دارند خالی است. بنابراین ترامپ از این موقعیت هم برخوردار نیست که مشاوران درخوری را داشته باشد. مسئله بحرانی این است که افراد زیادی هستند که تمایل به داشتن پست های بلندپایه در دولت ترامپ را ندارند به این دلیل که وی را فاقد یک شخصیت سیاسی مناسب در سطح دولت می دانند و نمی خواهند نام خود را در این دوره به عنوان مشاور یا هر عنوان دیگر سیاسی به ثبت برسانند.

دونالد ترامپ از زمان رقابت های انتخاباتی تا کنون که بیش از 100 روز از دوره ریاست وی می گذرد،‌ مواضع بسیاری گرفته است که بسیاری از آنها را نتوانسته عملی کند و برخی دیگر نیز غیرمنطقی،‌ اتحادگریز، برهم زننده ائتلاف های پیشین و حتی موجب کاهش قدرت بلندمدت امریکا می شود.

از زمان رقابت های انتخاباتی تاکنون وی بحث دیوار کشیدن در مرز مکزیک،‌ محدود کردن محصولات آلمانی در گمرک،‌ ایجاد ارتباط با روسیه،‌ مجازات کردن چین به خاطر دخل و تصرفات ارزی،‌ پاره کردن توافق هسته ای با ایران،‌ محدود کردن مهاجران و پناهجویان برای ورود به امریکا، اخراج مهاجران از کشور،‌ معلق کردن سفر شهروندان هفت کشور مسلمان به امریکا، کنار گذاشتن ناتو،‌ مخالفت با اتحادیه اروپا و ... را مطرح کرده است که برای هر کدام از این موارد با موانع جدی مواجه شده است.

چنین مواضعی که همواره با عقب نشینی همراه بوده در میان و بلندمدت امریکا را به کشوری متزلزل در تصمیمات و عملکرد تبدیل می کند که با شیب تند به سمت تضعیف قدرت پیش خواهد رفت به گونه ای که دیگر موقعیت و فضایی برای بازگشت آن وجود نخواهد داشت. به این دلیل که هم دیگر کشورها جای آن را خواهند گرفت و هم اینکه پس از این امریکا را به عنوان قدرت بین المللی جدی نخواهند گرفت.

نمونه بارز این تزلزل قدرت امریکا را می توان در نوع رویارویی آن با کره شمالی طی ماه گذشته مشاهده کرد. امریکا به شکل کاملا علنی همراه با اعزام ناوهواپیمابر به سمت شرق آسیا به کره شمالی هشدار داد که علیه آن دست به قدرت نظامی زده و حمله خواهد کرد. در حالی که هیچگاه نتوانست آن را عملی کند و در آینده نیز نخواهد توانست. مجموعه این مسائل و مباحث در بلندمدت امریکا را به کشوری ترسو و قدرتی معمولی تبدیل می کند که محصول دولتی به نام ترامپ است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار