
نويسنده: محمد اسماعيلي
«چرا هيچ نشاني از كتابهاي مربوط به اسناد جاسوسي در مجموعه دروس مدارس و دانشگاهها نيست؟» اين پرسشي است كه معظم رهبري سال گذشته از وزراي علوم، تحقيقات و فناوري و آموزش وپرورش مطرح کردند؛ سؤالي كه بيانگر تلاش جرياني خاص براي تقليل روحيه انقلابيگري در نسلهاي چهارم و پنجم انقلاب اسلامي است؛ نگرانياي كه با حذف اخير برخي از مفاهيم درسي رابطه مستقيم داشته و در صورت استمرار ميتواند به حذف كامل فرهنگ شهادت و ايثار بينجامد، آن هم در شرايطي كه به فرموده مقام معظم رهبري يكي از اهداف نظام سلطه و برخي از كشورهاي مرتجع منطقهاي « ناامن كردن فضاي كشور»و « تحميل جنگ به تماميت ارضي كشور» است.
رهبر انقلاب اسلامي در همان ديدار به تدوين حدود 70 جلد كتاب از مدارك به دست آمده از سفارت امريكا اشاره كردند و با انتقاد از بيتوجهي به اين كتابهاي مهم و ارزشمند، در مدارس و دانشگاهها بيان ميكنند: « اين مدارك كه به هنگام تسخير لانه جاسوسي، به صورت كاغذهاي خرد شده درآمده بودند و با تلاش و زحمت جوانان انقلابي، جمعآوري و بازسازي شدند، عمق توطئهها و دشمني امريكا بر ضدملت ايران را نشان ميدهند.»
رهبر معظم انقلاب اسلامي چند روز قبل از برگزاري انتخابات رياست جمهوري و در دانشگاه امام حسين(ع) ميفرمايند: «هدف كوتاه مدت دشمن به هم زدن امنيت كشور است، ايجاد آشوب و فتنه در كشور است، از بين بردن اين افتخار بزرگ است كه جمهوري اسلامي بحمدالله از آن برخوردار است. ما در يك منطقه پر از تشنج، پر از ناآرامي،بلكه در يك دنياي پر از تشنج و ناآرامي، توانستهايم محيط امني را براي كشور خودمان به وجود بياوريم. اين [كار] را ملت كرده است، اين را مسئولان دلسوز انجام دادهاند، اين را آگاهيها و هشياريها و بهروزبودنها به وجود آورده است، ميخواهند اين را از ملت بزرگ ايران بگيرند.»
هشدارهاي ديروز رهبري با اتفاقات تروريستي روز گذشته تهران ارتباط معناداري دارد، به گونهاي كه اگر جديتر به اين هشدارها توجه ميشد شايد امروز اخبار مربوط به حادثه تروريستي كشورمان در صدر اخبار رسانههاي دنيا قرار نميگرفت، البته اين نبايد به معناي كم كاري نيروهاي امنيتي محاسبه شود بلكه بايد پيامي باشد به عناصري كه مذاكره با غرب و تروريستها را مسير ايمن براي فائق آمدن بر تهديدات نظامي- تروريستي عنوان ميكنند.
یکی از مفسدان اقتصادي دهه 70 دو هفته مانده به روز برگزاري انتخابات رياستجمهوري، با زير سؤال بردن فداكاري مدافعان حرم، ادعا كرده بود براي دفاع از حرم اهل بيت و شيعيان و مسلمانان، نيازي به اعزام نيرو به سوريه نيست و بايد با تروريستها مذاكره كرد! اظهاراتي كه بخشي از شهر آشوب سال 88 را در اذهان زنده كرده؛ آنجايي كه فتنهگران به بهانه تقلب در انتخابات، سياست خارجي نظام را با شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران» مورد هجمه قرار دادند.
ارتباط حذف مفاهيم مربوط به مقاومت
با حملات تروريستي؟
آيا نبايد «معتقدان به مذاكره با تروريستها و حاميان آنها در منطقه و غرب» با پيشامدهاي تلخي نظير حوادث تروريستي روز گذشته اندكي در باورهاي خوشبينانه و توأم با ذوقزدگي خود نسبت به تحولات منطقهاي و بينالمللي تغيير و چاشني عقلانيت را تحليل كنند و بررسي اين مسائل را مورد توجه قرار دهند چراكه با اين نوع نگرش بود كه صنعت هستهاي كشور تعطيل و تحريمها و تهديدات نظامي عليه كشور شكل دامنهداري به خود گرفت تا جايي كه روز چهارشنبه بارديگر سنا تحريمهاي ضد ايراني جديدي را در دستور كار خود قرار داد.
آيا حجم تهديدات نظامي از سوي مقامات عربستاني تا امريكايي عليه ايران تا فعاليتهاي برخي از گروههاي تروريستي مرزي نظير پژاك نبايد برخي از تئوريسينهاي اين جناح و عناصر افراطي آن را به تفكر و تعقل منتهي كرده و از مانعسازي در جهت توسعه فرهنگ مقاومت در كتب درسي و پس از آن دانشگاه صرف نظر كنند؟
آيا با حذف مفاهيم مربوط به فرهنگ مقاومت در كتب درسي نسل آينده، ارتباط ذهني – امنيتي اين گروه سني جهت مواجهه فعال با تروريسم كه هدف اصلي آنها به گفته خودشان ناامن كردن تهران و شهرهاي ايران است قطع نميشود؟ و آيا اين اقدامات احساسي و صرفاً از روي غربزدگي ضريب تهديدپذير بودن كشور را در آينده افزايش نميدهد؟
با تروريستها ميتوان مذاكره كرد؟
جريان معتقد به مذاكره با تروریسم که بايد از آنها تحت عنوان «از نفسافتادهها» و «دنياطلبها» در طول سالهاي اخير بارها سياستهاي نظام جمهوري اسلامي در جهت مقابله با گروههاي
تكفيري- صهيونيستي را زير سؤال برده و اعزام مستشاران نظامي كشورمان به سوريه و عراق جهت مقابله و جلوگيري از نفوذ عوامل تروريستي به خاك كشور را هزينهزا معرفي ميكردند.
رهبر معظم انقلاب طي ماههاي گذشته و در سخنرانيهاي مختلف از جريان تخطئه كننده «مقاومت منطقه» تحت عنوان «پشيمان شدهها»، «از نفس افتادهها» و «دنياطلبها» ياد ميكنند؛ جرياني كه يك سناريوي چند مرحلهاي و چندگانه براي هميشه گفتمان انقلاب اسلامي و سپس رويه و رويكرد كارگزاران را از شاخصي به نام «انقلابي گري» تهي و «سازش»، «مدارا» و
«خود كوچكبيني»را جايگزين آن كنند.
با بررسي ساده مباحث مطرح شده توسط رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با دانشآموزان و دانشجويان برميآيد ايشان همانند 40 ماه گذشته يك نگراني اصلي دارد و آن «تخطئه»، «تقليل»، «تخريب» و «تخفيف»روحيه انقلابيگري در جامعه ايراني است؛ راهبردي كه جريان غربگرا براي خود ترسيم كرده و مهمترين بخش آن «تلاش براي عدم انتقال چنين تفكري به نسلهاي آينده انقلاب» است.
زماني بهتر ميتوانيم چنين نكتهاي را درك كنيم كه نه تنها دروس با محتواي انقلابيگري و استكبارستيزي –مانند درس شهيد حسين فهميده - كه دستاورد نخست آن«تزريق روحيه ايستادگي و مقاومت در مقابل نظام سلطه»به قشر نوجوان و جوان جامعه است از كتب درسي حذف شده بلكه حتي گامي در جهت بازشناسي سياستهاي خصمانه ايالات متحده در طول سالهاي اخير در سطح آموزش و تحصيل صورت نگرفته است كه نمونه بارز آن اسناد لانه جاسوسي امريكاست كه ميتواند به دشمنشناسي و فهم بهتر جوانان كشور از تاكتيكها و سناريوهاي امريكاييها كمك شاياني كند.
مخالفان روحيه انقلابيگري در تلاشند «معنا» و «مفهوم» انقلابيگري را قلب و اينگونه نشان دهند كه انتخاب انقلابيگري مساوي است با قحطي و تحريم و چنانچه رويكرد جمهوري اسلامي ايران در مواجهه با قدرتهاي بزرگ تغيير نكند، مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم هيچگاه مرتفع نخواهد شد.
نكته ديگر آنكه اين طيف «انقلابيگري» را بهوسيله كاركردهاي رسانهاي و تبليغات گسترده «خشونت» معنا كرده، به گونهاي كه در باورهاي قشر نوجوان و جوان كشور اين تصوير نقش ببندد كه هر فرد انقلابي، «پرخاشگر»، «تندخو» و «متعصب» است كه براي پيشبرد اهداف انقلابي بدون تفكر عمل و هزينههاي فراواني را به جامعه ايراني وارد كردهاند.
تمركز براي قلب واقعيتي به نام انقلابيگري كه بخش مهمي از آن درسطح آموزش و پرورش و آموزش عالي به چشم ميخورد درحالي است كه معناي اصيل اين كليدواژه هماني است كه مقام معظم رهبري دراين ديدار ميفرمايند: «معناي روحيهانقلابي اين است كه يك انسان انقلابي، شجاعت دارد، اهل اقدام است، اهل عمل است، ابتكار ميورزد، بنبستشكني ميكند، گرهگشايي ميكند، از چيزي نميترسد، به آينده اميدوار است، به اميد خدا به سمت آيندهروشن حركت ميكند.»
بهراستي چگونه نبايد به اهداف و درايت اين جريان ترديد داشت آن هم در شرايطي كه آنها اولويت را در تمام مباحث مورد مناقشه با غرب و تروريستها «گفتوگو و مذاكره» ميدانند؛ تئورياي كه با تحولات چهار سال اخير و حوادث تروريستي روز گذشته اثبات ميشود، ناتواني اين تئوري بارديگر اثبات شده است.