به گزارش خبرنگار ما، بهمنماه سال 94، مأموران پليس از قتل پسر نوجواني در ساختمان نيمهكارهاي واقع در تهرانپارس باخبر و راهي محل شدند. جسد متعلق به نوجوان 17 سالهاي به نام محمد بود كه با ضربات چاقو و اصابت جسم سخت به سرش كشته شده بود. يكي از كارگران ساختمان گفت: محمد از كارگران ساختماني بود. ما همه افغان هستم. چند شب بود كه پسر نوجواني را همراه خودش به اينجا ميآورد و تا صبح با هم بودند. وقتي از او سؤال كردم گفت به تازگي با او آشنا شده است و قرار است با هم به تركيه بروند. امروز صبح وقتي سر ساختمان آمدم با جسد محمد روبهرو شدم كه احتمال ميدهم كار دوستش باشد. بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني، دوست مقتول كه فؤاد نام داشت، بازداشت شد. او در بازجوييها به قتل اعتراف كرد و گفت: ميخواستم براي زندگي به تركيه بروم، اما خانوادهام مخالف بودند و چند بار به خاطر اين موضوع با آنها درگير شده بودم. براي آخرين بار بعد از درگيري لباسها و وسايلم را برداشتم و خانه را ترك كردم. آن روز در خيابان قدم ميزدم كه با محمد آشنا شدم. او هم تبعه افغان و در يك ساختمان نيمهكاره مشغول كار بود. وقتي از اختلاف با پدر و مادرم برايش صحبت كردم، مرا به ساختمان نيمهكاره برد و قرار شد چند شب پيش او بمانم. در آن مدت با محمد صحبت كردم و به او گفتم قصد رفتن به تركيه را دارم. او نيز استقبال كرد و گفت مقداري پول و طلا دارد كه ميتوانيم با فروش طلاها با هم به تركيه برويم.
متهم در خصوص قتل گفت: وقتي متوجه شدم محمد 300ميليون طلا و پول نقد دارد، وسوسه شدم و در مورد قتل او با يكي از دوستانم صحبت كردم. شب حادثه همراه دوستم نزد محمد رفتيم. در فرصت مناسب دوستم با چكش به سرش زد و من هم با بالش او را خفه كردم. سپس براي اطمينان از مرگ محمد چند ضربه با چاقو زدم و بعد از سرقت پول و طلاهايش فرار كرديم. با اين توضيحات متهم به اتهام سرقت و مشاركت در قتل روانه زندان شد، اما تلاش براي بازداشت همدست او ناكام ماند.
پرونده بعد از كامل شدن تحقيقات به دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد و متهم بعد از محاكمه به قصاص، حبس و رد مال محكوم شد. رأي دادگاه، اما از سوي قضات ديوان عالي كشور با استناد به اينكه متهم به سن قانوني نرسيده نقض و پرونده براي رسيدگي دوباره به شعبه همعرض ارجاع داده شد.
روز گذشته متهم بار ديگر در شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي قربانزاده حاضر شد. بعد از قرائت كيفرخواست متهم در آخرين دفاعش گفت: از كاري كه كردم پشيمانم و نميدانستم حكم قتل چيست و چه عواقبي دارد. از رياست دادگاه ميخواهم مرا ببخشد و در مجازاتم تخفيف دهد. بعد از آخرين دفاع هيئت قضايي وارد شور شد.