
شيوا نوروزي
انتقال تيمهاي فوتبال به شهرهاي ديگر از جمله تصميمات بحث برانگيز و غيرحرفهاي است كه فوتبال ايران آن را تجربه كرده و اثرات مخرب اين انتقالها را كاملاً لمس كرده است. شايد ابتدا كسي باور نميكرد تيمهايي كه در پايتخت ريشه داشتند و سالها از وزنههاي فوتبال تهران محسوب ميشدند به يكباره سر از شهري در بياورند كه نه زيرساختهاي لازم را دارد و نه هواداري. در اين بين تنها چند مدير و مسئول از انتقال اين تيمها سود بردند و در نهايت نيز هر پنج تيم شناخته شده با گرفتن نتايج ضعيف در سالهاي گذشته عملاً به خاك سياه نشستند. پاس، پيكان، صبا، راهآهن و سايپا همان تيمهايي هستند كه يك شبه و به خاطر تصميمات احساسي و شايد هم منفعت طلبانه به اميد روزهاي بهتر به شهرهاي ديگر ايران كوچ كردند اما همه آرزوهاي آنها به باد رفت.
پاستيمي ريشهدار كه اتفاقاً امكاناتش در فوتبال ايران منحصر به فرد محسوب ميشد اما سر از همدان درآورد. تيم فوتبال پاس در سال 1332 تأسيس شد و بارها در جمع مدعيان ليگ قرار گرفت. پاس كه يكي از قديميترين تيمهاي فوتبال كشورمان به حساب ميآيد سابقه پنج قهرماني در ليگ دسته يك را دارد. بهعلاوه اينكه قهرماني اين تيم در جام باشگاههاي آسيا در سال 71 آخرين قهرماني يك تيم ايراني در قاره كهن بود. درليگ برتر نيز تيم پاس در سال 1383 با هدايت مجيد جلالي روي سكوي قهرماني ايستاد و جام را بالاي سر برد. منتها همه اين افتخارات نيز موجب نشد مسئولان وقت با درايت بيشتري به قضيه نگاه كنند. در سال 1386 حكم انتقال پاس به همدان به رغم همه مخالفتها و انتقادهاي كارشناسان و رسانههاي مختلف امضا شد و در حقيقت حكم به نابودي اين تيم دادند. تيمي كه طي چند دهه بازيكنان بزرگي را براي فوتبال كشورمان ساخته بود با يك امضا از پايتخت به همدان كوچ كرد تا فصلي تاريك در تاريخ پاس ورق بخورد. نماينده همدان در اولين سال حضور در ليگ برتر به مقام پنجم رسيد. لقب بهترين تيم شهرستاني فصل سبب شد تا تصميم عجولانه آقايان چندان به چشم نيايد. منتها در بهار سال 1390 و در آخرين هفته فصل 90-89 اين بار حكم سقوط به دسته يك پاس صادر شد، سقوطي كه پس از چهار سال خيانت مسئولان وقت به فوتبال باشگاهي كشور را ثابت كرد. مصيبتهاي پاس به همين جا ختم نشد؛ سقوط به دسته دوم در بهار 95 آخرين ضربهاي بود كه به اين تيم وارد شد. نتيجه سوءمديريت و اعمال سليقههاي شخصي را به وضوح ميتوان در شرايط اين روزهاي پاس مشاهده كرد، پاسي كه ديگر به تهران تعلق ندارد و روزهاي تاريكي را پشت سرميگذارد.
صبادر مقايسه با پاس قدمت زيادي ندارد اما اين تيم نيز اسير سوءمديريتي تاريخي شد. صبا كه در سالهاي دور با نام مهماتسازي ارتش در ليگهاي دسته پايين فعاليت داشت پس از يك سال حضور در ليگ دسته اول موفق به صعود به ليگ برتر شد. در اين سالها صبا عناويني چون مقام سومي و چهارمي ليگ برتر و يك قهرماني در جام حذفي را به دست آورد ولي در سال 1387 و پس از اينكه در موضوع انتقال پاس منتقدان راه به جايي نبردند آقايان پروژه انتقال صبا را نيز كليد زدند! قم مقصد جديد صباباتري اعلام شد، تيمي كه پس از كوچش به «صباي قم» تغيير نام داد. در بحث انتقال صبا به يك شهر ديگر علاوه بر ناديده گرفتن فاكتورهاي حرفهاي، مشكلات زيرساختي نيز در نظر گرفته نشد تا جايي كه تمرينات صباي قم تا مدتها در تهران برگزار ميشد و محل استقرار اين تيم عملاً درتهران بود. مديران صبا نيز در جريان بازيهاي خانگي به اجبار به قم ميآمدند و خودي نشان ميدادند. هواداران قمي نيز بعد از مدتي و به خاطر عدم استقرار اين تيم در استان قم شور و شوق خود را براي تشويق صبا از دست دادند. جالب است بدانيد تمرينات صبا در سال 93 و با گذشت شش سال از انتقالش به قم منتقل شد! موضوعي كه رضايت هواداران و نارضايتي بازيكنان را به همراه داشت. تمامي افتخارات اين تيم به دوران قبل از انتقال بر ميگردد و صبا در سالهاي بعد از انتقال هرگز نتوانست مقامي درخور كسب كند. سقوط به دسته يك در اين فصل با صمد مرفاوي تير خلاصي بود بر پيكر صبا باتري كه سابقه دو دوره حضور در ليگ قهرمانان را در كارنامه دارد.
پيكانتيمي كه از حمايت خودروسازان برخوردار است اما در مسير تهران - قزوين و بالعكس گير افتاده است. پيكان با قدمتي 50 ساله يكي از نمايندههاي تهران در ليگ برتر به حساب ميآمد اما همزمان با صبا اين تيم نيز با حكم انتقال روبهرو شد. مقصد پيكان قزوين بود، اما نام اين شهر تنها پسوندي براي اين تيم محسوب ميشد. پيكانيها نيز مثل صباييها روز و شبشان را در تهران ميگذراندند و تنها مجبور بودند براي بازيهاي خانگي در مسير اتوبان تهران - قزوين در تردد باشند. همين خانه به دوشي سرانجام مسئولان را مجبور كرد پيكان را به پايتخت برگردانند. پس از اين ماجرا اين تيم دو بار طعم سقوط به دسته اول را چشيد.
راهآهن از نخستين باشگاههاي فوتبال ايران است و در اين فوتبال حق آب و گل دارد. راهآهن تيم ريشهداري كه از قديم همه آن را به نام راهآهن تهران ميشناختند در مرداد سال 1387 سر از شهر ري درآورد. در آن سال كه تب انتقال تيمهاي تهراني به ساير شهرها همه گير شده بود انصاريفرد مديرعامل وقت اين تيم راهآهن را به نزديكترين شهر تهران منتقل كرد تا خطر بزرگي از بيخ گوش لكوموتيورانان بگذرد. اين تيم در برههاي در شهر قدس به مصاف حريفانش ميرفت. با اين حال اين مسئله نيز مشكلات راهآهن را حل نكرد. فروش باشگاه به يك شركت غذايي و پس از آن به يك شركت هواپيمايي چالشهاي مديريتي راهآهن را به اوج خود رساند. دستگيري مالك اين شركت و به جريان افتادن پرونده فساد اقتصادي او آژير قرمز را به صدا درآورد. راهآهن سال گذشته به ليگ دسته يك سقوط كرد.
سايپاديگر تيم خودروساز هم در سال 89 سر از كرج (البرز) درآورد. سايپا با اينكه درتهران مشكلي نداشت اما به دلايلي نامعلوم به استان البرز منتقل شد. مسئولان البرز در اين مدت براي مديريت سايپا چالشهاي زيادي را تجربه كردند تا جايي كه در سال 94 تلاش سايپاييها براي بازگشت به تهران نتيجه داد. سايپا در ورزشگاه دستگردي به مصاف حريفانش ميرود.