
به گزارش خبرنگار ما، شهريورماه سال 94، مأموران پليس از مرگ مشكوك پسر جواني در يكي از بيمارستانهاي شهر باخبر و در محل حاضر شدند. جسد متعلق به ميثم 28 سالهاي بود كه با ضربات چاقو كشته شده بود. دوست مقتول به مأموران گفت: روز گذشته من و ميثم با يكي از بچههاي محل به نام افشين كه فرد باسابقهاي بود درگير شديم و افشين در آن درگيري با چاقو به سينه ميثم زد. بلافاصله او را به بيمارستان رسانديم، اما به خاطر شدت جراحات فوت كرد. با انتقال جسد به پزشكي قانوني، افشين تحت تعقيب مأموران قرار گرفت، شناسايي و بازداشت شد. او در بازجوييها با اقرار به جرمش گفت: شب حادثه جلوي مغازه نشسته بودم كه ميثم را ديدم. او در حالي كه مست بود به سمتم آمد و شروع به فحاشي كرد، اما محل ندادم و رفت. براي بار سوم كه آمد دستش را گرفتم و سرش را بوسيدم و از او خواهش كردم از آنجا برود.
متهم در ادامه گفت: آن شب مقتول ميخواست بدون هيچ انگيزهاي با من درگير شود. وقتي براي چندمين بار همراه دوستش آمد يكشيشه مشروب به طرفم پرتاب كرد و با چاقو و تيغ حمله كردند. در آن درگيري براي دفاع از خودم دست به چاقو شدم. بعد از زخمي شدن مقتول، بلافاصله او را سوار ماشين كرديم و به بيمارستان رسانديم كه متأسفانه فوت كرد.
با اقرارهاي متهم، افشين 38 ساله به اتهام مباشرت در قتل روانه زندان شد و اين پرونده بعد از كامل شدن تحقيقات به شعبه چهارم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد. اين پرونده در اولين جلسه رسيدگي بعد از درخواست قصاص از سوي اوليايدم و آخرين دفاع متهم، هيئت قضايي او را به قصاص محكوم كرد. رأي براي تأييد به ديوان عالي كشور فرستاده شد، اما قضات ديوان رأي دادگاه را نقض کردند و پرونده به همان شعبه ارجاع داده شد.
روز گذشته پرونده بار ديگر روي ميز هيئت قضايي به رياست قاضي عبداللهي و مستشار كيخواه قرار گرفت. جلسه كه با حضور چهار شاهد ماجرا تشكيل شده بود بعد از قرائت كيفر خواست اوليايدم در جايگاه با نشان دادن عكس فرزندشان بار ديگر درخواست قصاص كردند. در ادامه متهم، در جايگاه بار ديگر ماجرا را شرح داد و در آخرين دفاعش گفت: آن شب خيلي تلاش كردم درگيري پيش نيايد، اما مقتول بدون هيچ انگيزهاي گويا براي قدرتنمايي همراه دوستش به من حمله كرد. باور كنيد قصد كشتن نداشتم و براي دفاع از خودم دست به چاقو شدم. اگر قصد كشتن داشتم او را به بيمارستان نميبردم.
متهم در جواب سؤال هيئت قضايي در خصوص سوابق كيفري گفت: سه فقره سوابق كيفري داشتم يكبار نزاع، بار دوم براي مظنونيت و بار سوم براي سرقت مسلحانه از يك طلافروشي كه به 10 سال حبس محكوم شدم. بعد از توضيحات متهم، شاهدان ماجرا به دستور هيئت قضايي يك به يك در جايگاه حاضر شدند. يكي از آنها گفت: جلوي در مغازهام نشسته بودم كه مقتول را ديدم در حاليكه مست بود پيش افشين رفت. او شروع به فحاشي كرد و رفت. وقتي بار دوم آمد افشين سرش را بوسيد و از او خواست بيهوده درگير نشود. در همان حين مشتري آمد و داخل مغازه رفتم وقتي بيرون آمدم، ديدم مقتول در حاليكه از سينهاش خون ميآيد روي زمين افتاده بود. همان لحظه به همراه ديگر اهالي محل او را سوار ماشين كرديم و به بيمارستان رسانديم.
در ادامه با تأييد اين توضيحات توسط دومين شاهد حادثه، ديگر شاهد ماجرا در جايگاه حاضر شد و گفت: آن شب جلوي در مغازهام بودم كه مقتول همراه دوستش به طرف افشين رفت. افشين سرش را بوسيد و از او خواست درگير نشود، اما او حالت طبيعي نداشت. وقتي براي بار چهارم برگشت در حاليكه تيغ دستش بود همراه دوستش كه او هم چاقو همراهش بود به طرف افشين حمله كردند. مقتول يكشيشه مشروب پرتاب كرد بعد از آن افشين يك چهارپايه به طرفشان پرتاب كرد كه روي زمين افتاد. در آخر افشين براي دفاع از خودش يك چاقو از ميوهفروشي برداشت و به مقتول ضربه زد. در پايان هيئت قضايي براي صدور رأي وارد شور شد.