
نویسنده: دكتر سيدنعمتالله عبدالرحيمزاده
درگيري مرزي بين پاكستان و افغانستان در بيش از يك هفته قبل آنقدر آتش تنش بين اين دو كشور را بالا برده كه حتي برگزاري كنفرانس بينالمللي روز چهارشنبه در اسلامآباد هم نتوانسته است از ميزان اين آتش كم كند. جالب اينجاست كه كنفرانس با عنوان «تحقق صلح افغانستان» بود و ديپلماتها، اساتيد دانشگاه و محققان آگاه به مسائل منطقه و دو كشور از شركتكنندگان كنفرانس بودند اما تنش موجود به وضوح بر اين كنفرانس سايه انداخته بود و اين موضوع در سخنراني سرتاج عزيز، مشاور نخست وزير پاكستان در امور خارجي، بيش از سخنراني ديگران ديده شد.
عزيز هر چند كشورش را متعهد به افغانستاني باثبات و آرام دانست اما با ادعاي استفاده تروريستها از خاك افغانستان براي حمله به پاكستان، از دولت كشورش خواست تا به مخفيگاههاي گروههاي تروريستي تحريك طالبان پاكستان و جماعت الاحرار در خاك افغانستان حمله كند. ديگر مقامات نظامي و امنيتي پاكستان مانند خواجه آصف، وزير دفاع و ژنرال ناصر جنجوعه مشاور امنيت ملي، كم و بيش همين خط از تنش در سخنان عزيز را دنبال كردند و آنقدر در اين مسير جدي بودند كه كابل را به طور مستقيم تهديد به حمله نظامي كنند. حالا مسئله اين است كه اسلامآباد با وجود درگيريهاي مرزي هر از چند گاه با همسايه شمالي چرا اين بار با چنين شدتي برخورد ميكند و با همين شدت هم حاضر به پيامدهاي نظامي است يا تنها ميخواهد از ديپلماسي تهديد، نتايج سياسي به دست آورد؟!
خط آتش
اصل درگيري در روستاهاي مرزي شهرستان سپين بولدك از ولايت قندهار بوده و پاكستان مدعي است مأموران سرشماري به همراه چند تن از محافظان وارد روستاهاي لقمان و نظر ميشدند كه از سوي مرزبانان افغاني مورد حمله قرار گرفتند و همين هم باعث درگيري بين دو طرف و كشته و زخمي شدن تعدادي از هر دو طرف شده است. پاكستان با اين ادعا اتهام حمله و شروع درگيري را متوجه طرف افغاني ميداند و اقدام نيروهايش را تنها به عنوان دفاع از خود مطرح كرده است. در مقابل، كابل ورود پاكستانيها به اين منطقه را تجاوز به خاك خود ميداند كه مرزبانهايش تنها به وظيفه خود عمل كردهاند. اين نكته در ديدار عمر زاخيلوال، سفير افغانستان در پاكستان، با سرتاج عزيز مورد تأكيد قرار گرفته و زاخيلوال به صراحت عمل تهاجمي كشورش را تكذيب و بر حاكميت كشورش بر روستاهاي مناطق مرزي سپين بولدك و چمن در آن سوي خط ديورند تأكيد كرده است. او به اين وسيله عبور پاكستانيها به منطقه لقمان را تجاوز به خاك كشورش قلمداد كرده است اما به نظر نميرسد كه طرف پاكستاني چندان اعتقادي به اين موضوع داشته باشد.
در واقع، اسلامآباد منطقه لقمان در حاشيه خط ديورند را جزو قلمرو خود ميداند و به همين جهت هم با اعزام تيمي قصد سرشماري نفوس اين منطقه را داشت هر چند همراهي ادوات سنگين نظامي با اين تيم اقدامي بسيار فراتر از يك سرشماري عادي بود چنانكه انهدام دستكم دو تانك پاكستاني مؤيد اين همراهي نظامي غير عادي است. در هر صورت، درگيري روز جمعه ششم مي يك بار ديگر نشان داد كه وضعيت حقوقي نامعلوم و ادعاهاي ارضي بر مبناي خط ديورند تا چه حد آبستن تنشهاي سنگين بين دو كشور است. هر چند عبدالرحمان خان 124 سال قبل و طي قراردادي با بريتانيا خط ديورند را به عنوان افغانستان و هند بريتانيايي قبول كرد اما اين خط از سوي حاكمان بعدي افغانستان به خصوص بعد از استقلال پاكستان مورد پذيرش نبوده و آن را ميراث استعماري بريتانيا ميدانستند كه به زور تحميل به مردم افغانستان شده است. همين يك ماه قبل بود كه شاه جي گل افريدي، نماينده ايالت خيبر پختونخواه در مجلس پاكستان، مدعي شد كه دكتر عبدالله عبدالله و عطا محمد نور، رئيس اجرايي دولت وحدت ملي افغانستان و والي ايالت بلخ، ديورند را به عنوان «مرز بينالمللي افغانستان و پاكستان ميدانند» و اين دو به سرعت ادعاي او را تكذيب كردند. با وجود اين اختلاف قديمي نميتوان انتظار آرامش و حسن همجواري را در امتداد ديورند داشت و اين خط همچنان مسير آتش بين دو كشور باقي ميماند.
رقابتهاي منطقهاي
با وجود سابقه طولاني تنش دو طرف بر سر خط ديورند كه يكي از عوامل درگيري اخير هم بوده است به نظر ميرسد كه بايد به عوامل ديگر جداي از اين موضوع هم توجه كرد. نفيس زكريا، سخنگوي وزارت خارجه پاكستان، دو روز بعد از اين درگيريها به حضور فعال هند در افغانستان اشاره كرد و گفت:«ما بارها گفتهايم كه حضور فعال هند در افغانستان بخشي از چالشهاي موجود در اين كشور است و نه حل بحرانهاي فعلي افغانستان.
هنديها هميشه از خاك افغانستان بر ضد منافع پاكستان استفاده كرده و سبب ايجاد تنشها ميان دو كشور بودهاند.» اگر حضور اقتصادي هند در افغانستان سابق بر اين مايه نگراني اسلامآباد بود كه حضور رقيب ديرينهاش در آن سوي مرزهاي شمالي حتي به دليل اقتصادي را هم نميتوانست تحمل كند و خطري براي امنيت ملي خود ميدانست، حالا اسلامآباد مدعي است كه حضور اين رقيب در افغانستان نه تنها اقتصادي نيست بلكه به صورت مستقيم مبدل به تهديدي عليه امنيت ملي پاكستان شده است. ارتش پاكستان در 26 آوريل ويدئويي را منتشر كرد كه احسانالله احسان، سخنگوي سابق طالبان پاكستان (تي تي پي)، در اين ويدئو مدعي شده بود طالبان پاكستان به همراه جماعه الدعوه پاكستان مرتبط با نيروي اطلاعاتي هند و نيروهاي امنيتي افغانستان هستند. احسان كه گويا از گروه خود جدا شده بود در اين ويدئو اعضاي اين گروه را با نام تروريست ميخواند كه به گفته وي؛ قبل از هر تحركي در افغانستان با نيروهاي امنيتي هند و افغانستان هماهنگ شده و به وسيله آنها اجازه عبور و نفوذشان به خاك پاكستان فراهم ميشود. اسلامآباد و به خصوص سازمان استخبارات ارتش پاكستان،اي اس آي، با اين دست تبليغات سعي ميكند تا كابل را همسو با دهلي نو نشان دهد كه هر دو كشور در حال توطئه عليه امنيت ملي پاكستان هستند و مقوله درگيري اخير در منطقه لقمان هم در همين حدود ميگنجد.
با اين حال، ادعاهاي اسلامآباد نه تنها مورد اعتناي دو كشور افغانستان و هند نبوده بلكه تأييد و حمايت هيچ كشور منطقهاي و فرامنطقهاي را به دنبال نداشته و معلوم است كه اسلامآباد از اهرم دخالت هند براي فشار سياسي بر كابل استفاده ميكند تا در واقع امر هم چنين دخالتي وجود داشته باشد.
دست پيش اسلامآباد
تنش فعلي اسلامآباد با كابل بر سر درگيري اخير در منطقه لقمان نميتواند بيارتباط با تحولات داخل افغانستان و به خصوص برنامه امريكا در اين كشور باشد. اين موضوع از دو زاويه قابل توجه است: نخست افزايش حضور نظامي امريكا در افغانستان و دوم فشار واشنگتن بر اسلامآباد براي مبارزه با گروههاي تروريستي مثل شبكه حقاني. ژنرال هربرت ريمون مكمستر، مشاور امنيت ملي امريكا، سه چهار روز قبل طرح پيشنهادياش در مورد جنگ در افغانستان را براي تأييد نهايي به دونالد ترامپ، رئيسجمهور امريكا داد. هر چند ترامپ بايد منتظر اين طرح ميبود تا در افغانستان اقدامي كند اما افزايش تحرك نظامي نيروهايش در افغانستان در اين چند هفته گذشته نشان داد كه او دستكم از بعد كلان قضيه چندان منتظر طرح مشاور امنيت ملياش نماند و مقوله افزايش نيروهايش در افغانستان و نقش بيشتر اين نيروها در جنگ با داعش و طالبان را در نظر دارد. بنابراين طرح مكمستر را نبايد خارج از اين مقوله دانست هر چند اين مسير چيزي جز تكرار تجربه گذشته نيست كه دستاوردي براي امريكا نداشته است.
بايد به ياد داشت كه باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا هشت سال قبل استراتژي جديد خود در افغانستان را بر مبناي افزايش 30 هزار نفري نيرو تنظيم كرد اما نتوانست موفقيتي در برابر طالبان به دست بياورد و جالب اينجاست كه حالا ترامپ ميخواهد اين مسير سلف خود را آن هم با 3 هزار نيرو ادامه دهد. هر چند ناكامي ترامپ از همين حالا معلوم است اما موضوع از ديد اسلامآباد تنها محدود به تجربه گذشته نميشود بلكه آنها اين موضوع را در پيوند با زاويه دوم در نظر ميگيرند. مكمستر نيمه آوريل و در سفرش به اسلامآباد در ديدار با مقامهاي ارشد پاكستاني مثل نواز شريف نخستوزير، ژنرال قمر جاويد باجوا فرمانده ارتش و ژنرال ناصر جنجوعه موضوع حمايت گزينشي از گروههاي تروريستي را پيش كشيد و به اين ترتيب، بر همان مسئلهاي انگشت گذاشت كه در دولت سابق اوباما مايه تنش بين اسلامآباد و واشنگتن شده بود تا آنجا كه كنگره امريكا برخي از كمكهاي مالي و از جمله فروش تجهيزات به اسلامآباد را معلق كرد. حالا هم به نظر ميرسد كه دولت ترامپ قصد ادامه همان تقابل را با اسلامآباد دارد و با افزايش حضور نظامياش در افغانستان بايد انتظار تشديد اين تقابل را داشت.
درگيري منطقه لقمان يك نوع محك براي سياست امريكاست كه به نظر ميرسد اسلامآباد اين محك را با بردن شكايت به واشنگتن به كار بسته است. عزيز احمد چوهدري، سفير پاكستان در امريكا بعد از درگيري در منطقه لقمان به ديدار مكمستر رفت تا شكايت كشورش را در اين مورد با او در ميان بگذارد. اين نوع اقدام اسلامآباد به مثابه دست پيش براي جلوگيري از عواقب برنامه جديد امريكا در افغانستان است تا با نشان دادن مخاطرات مرزي هزينه اين برنامه را به واشنگتن متذكر شود. در هر صورت، درگيري روز جمعه نشان داد كه اسلامآباد تنها در خفا و با حمايت از طالبان نيست كه ميتواند نقش قابل توجهي در افغانستان داشته باشد بلكه اين كشور با استفاده از وضعيت نامعلوم خط ديورند قادر به ايجاد تنشهاي جديدي فراتر از تنشهاي متداول در اين سالهاست تا از اين تنش براي بهرهبرداري در سه زاويه رابطهاش با افغانستان، رقابتش با هند و گرفتن امتياز از امريكا استفاده كند.