به گزارش خبرنگار ما، پنجم مردادماه سال91، مأموران پليس از مرگ مشكوك پسر 25 سالهاي به نام اشكان در يكي از بيمارستانهاي تهران باخبر و راهي محل شدند. راننده پژو 206 كه دختر 20 سالهاي به نام فرنوش بود، به پليس گفت: ساعتي قبل در حال عبور از خيابان آفريقا بودم. به خاطر ترافيك كلافه شده بودم. همين كه گره ترافيك باز شد، به سرعت حركت كردم، اما همان لحظه اين پسر جوان مقابل ماشينم آمد و با او تصادف كردم. بلافاصله او را به بيمارستان رساندم، اما به خاطر شدت جراحات متأسفانه فوت كرد. پزشكان در معاينه بيشتر متوجه آثار جراحت ناشي از برخورد جسم نوك تيز مثل چاقو روي جسد شده بودند.
با انتقال جسد به پزشكي قانوني، در يك مرحله علت فوت تصادف تشخيص داده شد، اما با توجه به آثار جراحات چاقو، اين پرونده در هيئت پنج نفره مورد بررسي قرار گرفت كه در نتيجه علت فوت بر اثر اصابت جسم سخت و ضربات چاقو تشخيص داده شد. با استناد به مدارك پزشكي قانوني، پرونده با موضوع قتل عمد تشكيل شد و در اولين بازجوييها فرنوش 20 ساله – راننده پژو- تحت بازجويي قرار گرفت. او در جواب به مأموران گفت: پشت فرمان بودم و مادرم كنارم نشسته بود، بعد از ترافيك سنگين وقتي راه باز شد با سرعت بالايي حركت كردم. حاشيه خيابان پسر جواني را ديدم كه حالت طبيعي نداشت و در حالي كه خميده راه ميرفت، به ماشينم برخورد كرد. ترسيده بودم و همان لحظه ترمز كردم و از ماشين پياده شدم. پسر جوان بيهوش روي زمين افتاده و لباسش خوني بود. فكر كردم به خاطر تصادف لباسش خوني شده است، به همين دليل بلافاصله او را به بيمارستان رساندم. او در ادامه گفت: من از ضربات چاقو روي بدن مقتول چيزي نميدانم و در اين اتفاق نقشي ندارم. در ادامه تحقيقات، مأموران دريافتند كه مقتول از شهرستان براي تحصيل به تهران آمده است و در خانهاي كه اجاره كردهبود، با همكلاسياش زندگي ميكند. بنابراين مأموران همخانه مقتول به نام بنيامين را نيز تحت بازجويي قرار دادند.
او در جواب بازجوييها گفت: اشكان در مقطع كارشناسي ارشد تحصيل ميكرد و دانشجوي ممتازي بود. او با كسي اختلاف نداشت و در اين مدت من هم با او مشكلي نداشتم و رابطهمان خيلي خوب بود. آن روز صبح اشكان لباسهايش را پوشيد و گفت ميخواهد به كوه برود. وقتي از خانه خارج شد ديگر برنگشت. چند روزي كه گذشت به خانوادهاش اطلاع دادم و آنها هم از او خبري نداشتند تا اينكه مأموري جلوي در خانه آمد و گفت او فوت كرده است. بعد از بازجويي از راننده 206 و همخانه مقتول از آنجاييكه مداركي عليه آنها به دست نيامد، هر دو از اتهام قتل عمد تبرئه و آزاد شدند.
پنج سال از اين ماجرا گذشته بود كه تلاش مأموران براي كشف حقيقت و يافتن عامل يا عاملان قتل پسر جوان ناكام ماند. به همين دليل اولياي دم درخواست دريافت ديه از بيتالمال را مطرح كردند. با اين درخواست اين پرونده تكميل و به شعبه چهارم دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد و روز گذشته روي ميز هيئت قضايي به رياست قاضي عبداللهي قرار گرفت. در آن جلسه اولياي دم در جايگاه حاضر شد و در خصوص درخواستشان به رياست دادگاه گفتند: پسرمان براي تحصيل به تهران آمده بود كه بيدليل كشته شد. در اين پنج سال متهم يا متهمان حادثه نيز پيدا نشدند. ما نميخواهيم خون پسرمان پايمال شود، به همين خاطر درخواست پرداخت ديه از بيتالمال را داريم. در پايان اين جلسه هيئت قضايي وارد شور شد.