
نویسنده: جواد محرمي
نصرالله قادري، رمـاننـويس و نمايشنامهنويسي است كه آثارش برگرفته از مذهب و مردان مذهبي است. او البته همواره به عنوان فعال عرصه تئاتر هم مطرح بوده است. در كارنامه اين نويسنده پژوهش در حوزه ادبيات نمايشي هم زياد به چشم ميخورد. كتابهاي او همواره با استقبال از سوي مخاطبان كتاب مواجه شده است. تازهترين رمان او با موضوع اصحاب اخدود برگرفته از سوره عروج در قرآن نگارش شده است اما كتاب «تنهاترين عاشق، عاشقترين تنها»ي او همچنان جزو پرمخاطبهاي عرصه نشر محسوب ميشود. قادري در لابهلاي روايت داستاني خود در اين كتاب اطلاعاتي از برخي چهرههاي تاريخي صدر اسلام ارائه داده و چهرهاي از آنها ميسازد كه بسياري از مخاطبان اين دست آثار و حتي پژوهشگران تاريخي، ممكن است تا پيش از اين در مورد آن چيز زيادي نشنيده باشند و اكنون چنين ساختاري به آنها كمك ميكند تا بتوانند تصويري بكر و زيبا از چنين رويدادي داشته باشند. گفتوگوي «جوان» با اين نويسنده پيش روي شماست.
رمان تنهاترين عاشق، عاشقترين تنها درباره زندگي ابوذر غفاري امسال هم در نمايشگاه كتاب تهران عرضه شده است، چرا شخصيتهاي مذهبي را براي نوشتن انتخاب ميكنيد؟ تمام آثار من بدون ترديد با ديدگاه مذهبي نوشته شدهاند، من در آخرين اثرم هم ماجراي اصحاب اخدود را دستمايه كار قرار دادهام؛ داستاني كه در سوره عروج در قرآن به آن اشاره شده است. به نظرم داستانهاي قرآني از غنا، جذابيت و ظرفيتهاي دراماتيك زيادي برخوردار هستند كه همواره مورد غفلت بخشي از علاقهمندان به ادبيات قرار گرفته است. داستانها و شخصيتهاي مذهبي و قرآني قابليتهاي ادبي و داستاني زيادي دارند كه هيچوقت كهنه و تكراري نميشوند. برخي وقتي اسم كتاب مذهبي ميآيد، اين تلقي برايشان وجود دارد كه نويسنده قرار است براي آنها چيزي شبيه روضه بخواند، اين نگاه تقليلگرا هنوز در افكار برخي اقشار جامعه وجود دارد. اينكه كتاب مذهبي قرار است شعار بدهد و در دنياي واقعي به كار زندگي اكنون آدمها نميآيد. براي اصلاح اين نگاه خيلي بايد كار كرد. چنين آثاري با اندكي كمدقتي از سوي نويسنده، ميتوانند بدل به آثاري شعاري شده و تأثيري واژگونه از خود برجاي بگذارند.
اين نگاه به آثار مذهبي در عرصه تئاتر پررنگتر است.
من معتقدم تئاتر به هر شكل و غالبي كه باشد از مذهب جدا نيست. اين را بر اساس نگاه نظريهپردازان جهان ميگويم.
چقدر از نوشتههاي ديگر نويسندگان استفاده ميكنيد؟من تقريباً اثر همه نويسندههايي را كه به زبان فارسي و عربي نگارش شده، ميخوانم. آنچه مينويسم از منابع مستند استخراج شده و قاعدتاً تخيل من هم در كار دخالت دارد.
تفاوت ابوذر شما با ابوذر ديگر نويسندگاني كه درباره اين شخصيت نوشتهاند، چيست؟ابوذر در اغلب آثاري كه نوشته شده، به گونهاي است كه بيشتر جنبه قلبياش برجسته است و سلمان را در مقابل طوري تشريح كردهاند كه گويي جنبه عقلي او رجحان دارد. برخي ابوذر را چهرهاي نشان دادهاند كه گويي سر به بيابان گذاشته و شيدايي بر او غلبه كرده است اما من در رمان تنهاترين عاشق... بر جنبههايي كه رويكردهاي عقلي و منطقي او را نيز منعكس ميكند نيز دست گذاشتهام ولي در كل ابوذر در كنار انتخابهاي عقلي كه در زندگي داشته و سرنوشت او را رقمزده، شخصيتي عارفانه داشته است. به جنبه عارفانه زندگي ابوذر كمتر توجه شده است. عصيان آن وجهي است كه بيشتر در زندگي و شخصيت ابوذر برجسته شده است ولي من سعي كردم وجه عارفانه شخصيت او نمايان شود. تصاويري كه از ابوذر در كتاب «تنهاترين عاشق، عاشقترين تنها» ارائه شده جنبه صوري و ماهوي دارد.
چرا جنبه عصيان ابوذر پررنگتر جلوه كرده است؟ابوذر از صحابه نزديك پيامبر (ص) بود، از جمله معدود كساني كه بعد از رحلت ايشان، خلافت را حق مسلم حضرت علي (ع) ميدانستند، تا دم آخر حيات خود نيز به اهل بيت پيامبر، وفادار ماند و با غاصبان خلافت همراه نشد. بيترديد انتخاب ابوذر كه سرنوشت زندگي او را رقم زد و باعث شد در بيابانهاي ربذه در مظلوميت رحلت كند، بدون سلوك عارفانه زندگي او اتفاق نميافتاد. عصيان معلول سلوك عرفاني اوست.