
نويسنده: وحیدحاجیپور
تنها پروژهاي كه در طول فعاليت دولت يازدهم در صنعت نفت امضا و اجرايي شد ساخت هشت پالايشگاه 60 هزار بشكهاي بود كه اين پروژه هم متوقف شد و رسماً شكست خورد.
يكي از انتقادات جدي به عملكرد وزارت نفت طي چهار سال اخير عدم جذب حتي يك دلار سرمايهگذاري است و تمامي فعاليتهاي دولت تكميل پروژههايي است كه در دولت قبل امضا و اجرا شده است آن هم با سرعت بسيار كند. تنها پروژهاي كه در اين دولت كليد خورد پالايشگاههاي سيراف بود كه طراح آن يكي از شاگردان زنگنه در دانشگاه بود.
وزير نفت به حدي از اين طرح حمايت كرده و ميكند كه براي كلنگزني اين هشت پالايشگاه، اسحاق جهانگيري معاون اول رئیس جمهور را به سيراف دعوت كرد تا جهانگيري كلنگ را بر زمين بكوبد و وعده داده شد اين پروژه تا پايان سال 96 به بهرهبرداري برسد.
بر اساس طرح تدوين شده، هشت پالايشگاه 60 هزار بشكهاي، 480 هزار بشكه ميعانات گازي را تحويل گرفته و با تبديل آن به نفتا و گازوئيل بيكيفيت، فرآوردههاي توليد شده را صادر ميكند كه طراحي ضعيف و ساده اين واحدها، انتقادات بسياري را در پي داشت به طوري كه محمدحسن پيوندي، مديرعامل تاپيكو رسماً اعلام كرد توليد صرف نفتا خام فروشي است و اين شركت به عنوان يكي از سهامداران اين پروژه، قصد دارد با ايجاد تغييراتي در طرح مهندسي محصولات بهتر و در زنجيره ارزش افزوده توليد كند.
تأمين خوراك
ميعانات گازي خوراك اصلي پالايشگاههاي سيراف است. ميعانات گازي از پارس جنوبي استحصال ميشود و چون مشتريان اندكي دارد با مشكل فروش مواجه است. در دولت گذشته، طرح احداث پالايشگاه ستاره خليج فارس تبديل به پالايشگاه 360 هزار بشكهاي شد تا بخش عمدهاي از ميعانات گازي تبديل به بنزين و گازوئيل باكيفيت شود و سدي باشد مقابل خامفروشي. با توسعه پارس جنوبي و افزايش بالقوه توليد ميعانات گازي وزارت نفت تصميم گرفت طرح پالايشگاه 480 هزار بشكهاي را به درستي پياده كند ولي ضعف در محاسبات و بيتجربگي محض در برنامهريزي موجب شد تا همه چيز به كلاف سردرگمي ختم شود كه نهايت پروژه را به شكست ختم كند.
يكي از اين اشتباهات، احتساب ميزان خوراك بدون توجه به وضعيت و مبادي توليد است. روي كاغذ مشكلي روي تأمين خوراك نبود ولي هيچگاه به اين هشدار توجه نشد كه با توجه به افت فشار مخزن پارس جنوبي، نميتوان به اين ميزان خوراك دست يافت ولي طراحان اين پروژه توجه نكردند تا اينكه شركت ملي نفت رسماً اعلام كرد نهايتاً ميتوانند 260 تا 280 هزار بشكه در روز به اين پالايشگاهها، خوراك برسانند.
اين نامه يعني آنكه نهايت پنج پالايشگاه از هشت پالايشگاه طراحي شده ميتوانند خوراك داشته باشند. از سوي ديگر مجوز خوراك اين پالايشگاه توسط وزير نفت - منبعث از اختيارات قانوني- صادر شد ولي به صورت 12 ساله. اين مجوز در سال 94 صادر شد و روي كاغذ تا پايان سال 1406 اعتبار قانوني دارد و از اين سال به بعد، ديگر وزارت نفت تعهدي به تأمين خوراك ندارد. از آنجا كه دو سال از مجوز اين خوراك ميگذرد و اين پروژه در خوشبينانهترين حالت و با توجه به نامه اخير سيرافيها به وزير نفت، تا چهار سال ديگر هم به بهرهبرداري نميرسد، سرمايهگذاران را به عقب كشانده است.
اصول سرمايهگذاري در صنعت پالايش، روي بحث تأمين خوراك متمركز است و سرمايهگذار در صورت تعهد 20 تا 25 ساله تأمين خوراك حاضر به سرمايهگذاري است اما در سيراف اين تعهد به شش سال رسيده است كه مسلماً هيچ عقل سليمي حاضر به سرمايهگذاري نيست.
گزارش تعيينكننده
بر اساس گزارشي كه در باره آخرين وضعيت پروژه سيراف به وزير نفت ارائه شده، همه چيز متوقف شده است و حتي عمليات خاكبرداري نيز هشت ماه در كما به سر ميبرد در حالي كه وزير نفت وعده داده بود اين هشت پالايشگاه در پايان سال 96 به بهرهبرداري ميرسد!
نكته مهمتر در اين گزارش، تغيير در طراحي هشت پالايشگاه است. قرار بود واحد يوتيليتي به صورت يك واحد مادر، وظيفه تأمين نيازهاي پالايشگاهها را بر عهده داشته باشد كه براي احداث آن 20 درصد هزينه به عهده شركت ملي پالايش و پخش بود و هر يك از سرمايهگذاران 10درصد از منابع مورد نياز براي احداث اين واحد را تقبل ميكردند ولي با توجه به انصراف اكثر سرمايهگذاران از حضور در اين طرح بسيار خام، مقرر شده است هر يك از سرمايهگذاران و صاحب پالايشگاه 60 هزار بشكهاي، به طور مجزا براي خود واحد يوتيليتي احداث كنند.
اين بدان معناست كه هر يك از سرمايهگذاراني كه قصد دارند در اين پروژه سرمايهگذاري كنند بايد حداقل 80 ميليون دلار براي احداث واحد يوتيليتي كنار بگذارند كه با عنايت به وضعيت مالي آنها اين پروژه با خداحافظي همين سرمايهگذاران هم در مسير اجرا قرار گرفته است.
سيراف با همه نمايشها و مراسمهايي كه براي آن به پا شد و مصداق ديدگاه پالايشي وزير نفت بود به شكست كامل رسيد تا تنها منتفعان اين طرح، مديراني با حقوقهاي كلان و خاكبرداران باشند و عدم توجه به انتقادات و راهكارها همه چيز را ويران كرد. تنها پروژهاي كه در اين دولت كليد خورد، آغاز نشده به پايان رسيد تا دولت يازدهم و دوازدهم همچنان با پروژههاي دولت قبل مشغول باشند!