
فريدون حسن
شانزدهمين دوره رقابتهاي ليگ برتر در حالي پايان يافت كه برخي حاشيههاي كهنه و معضلات قديمي فوتبال باشگاهي هنوز به قوت خود باقي است و البته برخي مشكلات جديد نيز به آنها اضافه شده است. پيش از اين عادت داشتيم كه از برخي قراردادهاي آنچناني و معضلات داوري بگوييم اما حالا در اين فصل بايد اعتصاب و محروميتهاي بينالمللي را نيز به آنها اضافه كنيم. وجود اين همه معضل در ليگي بنام و ادعاي حرفهاي در نوع خود بينظير است تا جايي كه ميتوان مدعي بود ليگ هشتم آسيا وقتي پاي حاشيه و مسائل خارج از مستطيل سبز به ميان ميآيد حتي در دنيا جزو برترينهاست.
مسئله تمامنشدني سوتها هيچ وقت تمام شدني نيست، بازندهها هميشه از داوري گلايه دارند و هر طور كه شده ميخواهند باختشان را به داوري گره بزنند، اما جدا از بهانهجوييهاي بازندهها بايد به اين واقعيت اذعان داشت كه مشكلات داوري و سوتهاي اشتباه و تأثيرگذار در نتيجه اينقدر زياد است كه نميتوان ديگر روي آن به عنوان جزئي از فوتبال نام نهاد، اين مشكل از ابتداي ليگ شانزدهم به وضوح ديده شد و تا پايان آن نيز ادامه داشت و جالب اينكه هر معترضي هم با پاسخ قاطع كميته انضباطي روبهرو ميشد تا باور كنيم عزمي براي اصلاح وضعيت داوري وجود ندارد.
درد قراردادهاي ميلياردي ليگ شانزدهم نيز مانند چند دوره گذشته البته خالي از بازيكنان ميليادري نبود، بازيكناني كه با ثبت قراردادهاي نجومي عملاً به خواستهها و موازين فدراسيون فوتبال دهنكجي كردند و درست مانند فصلهاي گذشته حتي به لحاظ مسائل فني درصدي از مبلغي كه در قرارداد ثبت كرده بودند را به نمايش نگذاشتند. هر چند كه در اين ميان نبايد از حضور پررنگ دلالها غافل ماند اما به هر حال موضوع قراردادهاي ميلياردي مسئلهاي است كه سيبل اول و آخر آن بازيكنان هستند.
محروميت بينالمللي بيقانوني در فوتبال ايران نهادينه شده، اين بيقانوني را ميتوان از ثبت قراردادها تا عدم توجه به قوانين مشاهده كرد، طبيعي است كه وقتي عزمي براي برخورد با قانونگريزي وجود نداشته باشد آن وقت كار به مراجع بالاتر و بينالمللي و محروميتهاي آنچناني كشيده ميشود.
باشگاههاي ما به تصور اينكه ميتوانند از زير بار مسئوليت در مقابل فيفا مثل فدراسيون فرار كنند با خيال راحت قانون را زير پا ميگذارند اما اتفاقات اين فصل حالا همه را هوشيار كرده، محروميتهاي تراكتورسازي و استقلال از سوي فيفا از نكات برجسته اين فصل رقابتهاي ليگ برتر بود. محروميتهايي كه ثابت كرد ميتوان نام حرفهاي را يدك كشيد ولي از قوانين آن گريخت.
اپيدمي اعتصاب فصل پيش جرقه اولين اعتصاب را برخي بازيكنان پرسپوليس زدند، اعتصابي كه خيلي زود با واكنشهاي تندي روبهرو شد، اما كمتر كسي ميتوانست تصور كند اين اتفاق در فصل اخير هم تكرار شود آن هم نه فقط يك بار و نه فقط در يك تيم، در ليگ شانزدهم ابتدا استقلاليها بودند كه اعتصاب كردند آن هم درست پيش از ديدار حساس رقابتهاي ليگ قهرمانان، هر چند اقدام شاگردان منصوريان نيز مانند سرخها با انتقاد روبهرو شد اما وقتي پرسپوليسيها هم بعد از قهرماني اعتصاب كردند آن وقت مشخص شد كه اين عادت زشت آرام، آرام تبديل به يك اپيدمي ميشود، در اين ميان البته هر گونه تلاش و نصيحت و ريش سفيدي هم بيفايده نشان داده است.