کد خبر: 850482
تاریخ انتشار: ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۹
بررسي دلايل انزواي كودكان
تو حياط مدرسه همهمه بازي بچه‌ها به گوش مي‌رسه، در گوشه‌اي از حياط كودكي رو مي‌بينم كه از جمع بچه‌ها فاصله گرفته و به فكر فرو رفته...
 نويسنده:  فرزانه نوريان*

 
تو حياط مدرسه همهمه بازي بچه‌ها به گوش مي‌رسه، در گوشه‌اي از حياط كودكي رو مي‌بينم كه از جمع بچه‌ها فاصله گرفته و به فكر فرو رفته. با خودم فكر مي‌كنم چرا اين بچه وقتي تو جمع همسن و سالان خودشه و مي‌تونه از بازي در كنار اونها لذت ببره از جمعشون كناره گرفته و منزوي شده؟ كنارش مي‌رم و صداش مي‌زنم اما عميقا تو فكره اصلاً متوجه حضور من نمي‌شه، سعي مي‌كنم بلندتر صداش كنم: پسر مهربون چرا تنها ايستادي؟ مياي با هم بازي كنيم؟ اما واكنش خيلي خاصي ازش نمي‌بينم، جوري كه انگار عميقا تو فكريه كه نمي‌خواد تمركزش رو از اون فكر برداره و من اينجا غرق در اين مسئله مي‌شم كه چرا اين كودك كه سنش، سن بازي و هيجانه، اينگونه ساكت و آرام در گوشه‌اي به دور از جمع ايستاده و عميقا به فكر فرو رفته.
 
 
سعي مي‌كنم با كودك ارتباط بگيرم تا با من صحبت كنه. بعد از اينكه مدتي كنارش ايستادم و باهاش حرف زدم بهم گفت پس شما هم كوچولو داريد؟ بهش گفتم نه ندارم اما خيلي پسر كوچولوها رو دوست دارم. ناگهان سرش رو پايين آورد و گفت خب به خاطر همينه با من حرف مي‌زني و دوست داري باهام بازي كني، چون اگه مامانم بودي باهام حرف نمي‌زدي! بعد از اينكه اين حرف رو بهم گفت، ازش پرسيدم تو خونه با پدر و مادرت صحبت نمي‌كني؟ سرشبه علامت منفي تكون داد و از كنارم دور شد. . . اينجا بود كه فهميدم اين كودك ارتباط كلامي مؤثري با والدينش در خانه ندارد و والدينش مهارت گوش دادن به حرف‌هاي كودك را ندارند. 
 
 
 
اجازه بدهيد حرف بزنم
 
 
مهم‌ترين نياز يك كودك اين است كه والدينش به حرف‌هايش گوش دهند. وقتي كودك در حال صحبت كردن است، توي ذوقش نزنند و اجازه دهند با آنها صحبت كرده و ارتباط بگيرد. كودك بايد ارتباطاتش از خانواده سرچشمه گرفته باشد و بعد به اجتماع بزرگ‌تر سوق داده شود اما وقتي كودك در پايه اول كه ارتباط با خانواده و والدينش است، دچار شكست مي‌شود، چطور ممكن است بتواند در اجتماع ارتباط ايجاد كند؟
 
 
اغلب كودكاني كه در برقراري ارتباط دچار ضعف هستند در سنين بزرگسالي هم نمي‌توانند در جمع‌ها قرار بگيرند و جامعه پذير نيستند. اين مسئله ريشه در ارتباطاتشان با والدين و شيوه تربيتي آنها در كودكي دارد. البته اين موضوع كه يك كودك منزوي است يا نه، صرف اينكه از جمع كناره بگيرد نيست، بلكه زماني گوشه‌گيري مي‌تواند بيماري تلقي شود كه فرد از رويارويي با جمع و معاشرت با آنها بيزار بوده و حتي احساس ترس براي قرار گرفتن در جمع كند، بنابراين انزوا در كودكان يكي از جدي‌ترين مشكلاتي است كه در آنها مشاهده مي‌شود.
 
 
اين كودكان رنجي را در وجود خود تحمل مي‌كنند، رنجي حاصل از عدم امنيت. اين كودكان احساس امنيت براي حضور در جمع نمي‌كنند و هميشه از جمع فاصله مي‌گيرند و نمي‌توانند مانند ديگر كودكان شاد و پر هيجان باشند و تنها جايي كه تا حدي احساس امنيت مي‌كنند، پناه بردن به دنياي درون خود است. به همين خاطر است كه منزوي مي‌شوند، زيرا در دنياي درون خود چيزي نيست كه از آن احساس بيم داشته باشند.
 
 
احساس امنيت بسيار براي رشد رواني فرد مهم است كه در سنين كودكي يكي از وجوهش به صورت منزوي شدن خود را نشان مي‌دهد و كودك در وجود خود احساس بي‌كفايتي كرده و نمي‌تواند ارتباط مناسبي برقرار كند.
 
 
 
 
 والديني كه گوش نمي‌دهند فرزنداني كه حرف نمي‌زنند
 
 
 
اگر اين مسئله حل نشود تأثيرات مخربي روي روابط اجتماعي‌اش مي‌گذارد و مي‌تواند شكست‌هايي را در روابط فردي و اجتماعي‌اش رقم زند. در نهايت اين كودكان سازگاري اجتماعي ندارند و به اين دليل از جمع و فعاليت‌هاي اجتماعي كناره مي‌گيرند.
 
 
چنين كودكي از جمع‌هاي مختلف فاصله مي‌گيرد و سعي مي‌كند خود را با فعاليت‌هاي فردي سرگرم كند و به اين دليل نمي‌تواند مهارت‌هاي اجتماعي را كسب كند، چراكه از حضور در بازي‌ها امتناع مي‌ورزد و اين باعث محروم كردن خود او از به دست آوردن مهارت‌ها و آمادگي در فعاليت‌هايي است كه همسالانش از آنها لذت مي‌برند. دنياي كودكي و بازي‌هاي آن خود آموزشي است براي نقش پذيري آينده كودك و صد البته باعث كسب مهارت‌هايي براي او مي‌شود.
 
 
دلايل انزواطلبي كودكان
 
 
علل بسياري براي انزواطلبي كودكان مطرح است كه در ذيل به مهم‌ترين آنها مي‌پردازيم:
مراقبت شديد والدين: واكنش والدين به مراقبت‌هاي شديدي كه از خود نشان مي‌دهند، متفاوت بوده و گاهي باعث تسليم كودك در مقابل والدينش مي‌شود كه اين مسئله نيز به خودي خود باعث مي‌شود آنها نتوانند با بچه‌هاي ديگر سر كنند و وقت بگذرانند. جالب اينجاست كه برخي از آنها نيز كمرو و خجالتي شده و چون مهارت اجتماعي لازم را ندارند از طرف گروه همجنس خود طرد مي‌شوند.
 
 
خشونت و سختگيري والدين: كودكان والدين خشن و سختگير كه توقعات بيجايي از او دارند، غالباً كناره‌گيري و انزوا را انتخاب مي‌كنند. وقتي فرد دائماً از برخورد با موانع دوري مي‌كند يا به جاي اقدام مثبت براي حل مسئله جهت از بين بردن آن، از روبه رو شدن با موانع پرهيز مي‌كند يا وقتي مي‌بيند كه اعمال جمعي با اعمال او در تضاد است دچار گوشه‌گيري مي‌شود و به جاي تماس با واقعيت خود را تسليم تخيلات مي‌سازد و انزوا را بر مي‌گزيند.
 
 
عدم احساس امنيت: وقتي كودك احساس امنيت ندارد، از جمع‌ها كناره مي‌گيرد. طبق نظر كارن هورناي، روانشناس احساس امنيت انگيزه اصلي رفتار انسان است و معتقد است كه هر چه اين احساس امنيت را در ارتباط و اجتماع و در مورد كودك در ارتباط با خانواده مختل سازد، در او اضطراب اساسي ايجاد مي‌شود كه اضطراب اساسي، احساس منزوي شدن، بي‌پناهي در دنيايي كه كودك آن را خطرناك و ترسناك مي‌داند، است.
 
 
عواملي كه باعث ايجاد حس ناامني در كودك از طرف اجتماع و خانواده‌اش مي‌شود عبارتند از: بي‌تفاوتي، رفتار بي‌ثبات، بي‌توجهي و بي‌احترامي براي نيازهاي كودك، توجه و محبت افراطي، عدم صميميت با كودك، تبعيض، عدم واگذاري مسئوليت و...
 
 
استرس محيطي: واكنش كودكان به استرس متفاوت است. در هر سني كودك به نوعي به استرس واكنش نشان مي‌دهد. مثلاً كودكان  بين شش تا 36 ماهگي نسبت به تنها ماندن حساس هستند و خصوصا به غريبه‌ها و بيگانه‌ها حسايت شديدتري دارند. واكنشي كه انجام مي‌دهند به شكل بي‌حالي و بي‌علاقگي به محيط است كه شايد بتوان گفت حالتي از انزوا را از خود نشان مي‌دهند. در سنين بالاتر استرس ممكن است ناشي از انتظارات غير واقعي پدر و مادر يا معلم كه محدوديت‌هاي او را در نظر نمي‌گيرند در امور تحصيلي باشد كه باعث انزوا طلبي كودك مي‌شود. خشونت‌هاي خانوادگي هم كه جزء استرس‌هاي محيطي است، خود باعث گوشه‌گيري كودك و پناه بردن او به دنياي درون خويش مي‌شود.
 
 
 
 والديني كه گوش نمي‌دهند فرزنداني كه حرف نمي‌زنند
 
 
 
عدم مشاركت كودكان در تصميم‌گيري‌ها: مشاركت ندادن كودكان در تصميم‌گيري‌ها توسط والدين كه كودك را در هيچ كاري دخالت نمي‌دهند و هيچ نظري از كودك نمي‌پرسند، باعث پرورش كودكاني كمرو و منزوي مي‌شود كه حس مي‌كنند كفايت تصميم‌گيري و ابراز نظر ندارند، لذا سعي در كناره‌گيري مي‌كنند.  اين كودكان چون حس مي‌كنند ديده نشدن آنها به دليل عدم كفايتشان است به همين دليل از جمع فاصله مي‌گيرند و منزوي مي‌شوند.
 
 
چگونه كودك خود را از انزوا بيرون بكشيم؟
 
 
بايد به كودكان حس مثبتي از خودشان داد، زيرا به دليل غرق شدن در دنياي درون خود نمي‌توانند حس خوبي را تجربه كنند و افكار منفي‌ زيادي در ذهن خود پرورش مي‌دهند. بايد حس مثبتي از خودشان در ذهنشان ايجاد و كودك را پذيرش كرد و با ابراز محبت درست و به جا حس مثبت را در او تداعي نمود.
 
 
بايد به كودكان منزوي فعاليت‌هاي اجتماعي داد اما به توان كودك نيز توجه كرد كه بتواند وظيفه و فعاليت خود را درست انجام دهد و حس مثبت در او شكل گيرد. فضاها و فرصت‌هايي را بايد ايجاد كرد كه كودك بتواند فرصتي براي ابراز وجود پيدا كند و نشان دهد كه مي‌تواند كارهايي انجام دهد.
 
 
بايد اعتماد به نفس را در كودكتان بالا ببريد و با شيوه و روش‌هايي باعث افزايش اعتماد به نفس در او شويد. به عنوان مثال مسئله‌اي را با كودكتان كه حس مي‌كنيد مي‌تواند از پس آن بر آيد در ميان بگذاريد و از او براي حل آن كمك بخواهيد و زماني كه موفق به حل آن شد او را تشويق كنيد كه حس كند او فرد باكفايتي است و توانسته كار مثبتي انجام دهد.
 
 
از آنجايي كه كودكان منزوي كودكان شادي نيستند فضايي را براي شادي و نشاط آنها فراهم كنيد كه بتوانند احساس امنيت كرده و به شادي بپردازند. مشكلات عاطفي با فرزندتان را حل كنيد و اجازه دهيد احساس امنيت و پذيرش عاطفي را تجربه كند. وقتي مي‌بينيد كودكتان از جمع فاصله مي‌گيرد به او روحيه حضور در جمع را بدهيد و از او بخواهيد در جمع حرف بزند و با بچه‌ها بازي كند. مهارت گوش دادن به كودكتان را در خود افزايش دهيد و از كارهاي روزانه فرزندتان بپرسيد. اجازه دهيد بتواند ارتباط كلامي با شما بگيرد.  مهارت‌هايي را به كودكتان آموزش دهيد يا فضايي را مهيا كنيد تا مهارت‌هايي را كسب كند كه هم باعث افزايش اعتماد به نفس او و پذيرش بيشترش از سمت همجنسان خود و هم خارج شدن از انزوا طلبي‌اش شود. به كودك توضيح دهيد كه بسياري از چيزها خارج از كنترل ما هستند (مثلاً‌ رنگ پوست، قد، ‌محدود بودن افراد شركت‌كننده در يك مسابقه، ‌رفتار نامناسب كسي و...) و بايد آنها را بپذيريم و در مقابل بهترين تلاش‌مان را در مورد چيزهايي كه تحت كنترل و تأثير ما هستند انجام دهيم.
 
 
به كودك خود و استعدادهايش فكر كنيد و در مورد علايق او با خودش صحبت كنيد و استعدادهایش را هم به لحاظ جسمي و هم به لحاظ فكري تقويت كنيد. نيازهاي اصلي و اساسي كودك را تأمين كنيد و به آن بها دهيد. با كودكتان همراه باشيد و اجازه دهيد كودكتان حمايت شما را درك كند، حتي در انتخاب دوست و ورود در جمع او را همراهي كنيد تا بتواند با ترس دروني خود كنار آيد. انزواطلبي كودكان را جدي بگيريد و در حل آن با توجه به شخصيت كودكتان تلاش كنيد چون در صورتي كه انزواطلبي در كودك بماند و با او عجين شود در تمام ابعاد زندگي آينده او تأثير مي‌گذارد و به صورت اختلالي خود را نشان مي‌دهد و اگر چاره‌اي براي آن انديشيده نشود، احتمالاً آنها خطرناك‌ترين و مساعدترين وضع را براي اسكيزوفرني خواهند داشت.

 
*روانشناس باليني

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها