به گزارش خبرنگار ما، چندي قبل مردي در شمال تهران به اداره پليس رفت و از سرقت خودروي گرانقيمتش شكايت كرد.
شاكي در توضيح ماجرا گفت: من مدير يكشركت خصوصي هستم. ساعتي قبل براي انجام كاري با خودروي مزدا 3 ام راهي شركت يكي از دوستانم شدم و خودروام را داخل خيابان پارك كردم. لحظاتي قبل بعد از انجام كارم وقتي به سراغ خودروام آمدم متوجه شدم خودروي گرانقيمتم به سرقت رفته است.
با طرح اين شكايت پرونده به دستور قاضي مير وكيلي، داديار شعبه چهارم دادسراي ناحيه 34 براي بررسي موضوع در اختيار تيمي از كارآگاهان پليسآگاهي قرار گرفت.
مأموران در ادامه با شكايتهاي مشابه روبهرو شدند كه بررسيها نشان ميداد سارق يا سارقاني به صورت سريالي در خيابانهاي تهران اقدام به سرقت خودروي مزدا 3 ميكنند و پس از سرقت لوازم قيمتي داخل آن خودروهاي سرقتي را دو روز بعد در مكان خلوتي رها ميكنند.
در حالي كه هر روز به تعداد شاكيان خودروهاي سرقتي مزدا 3 اضافه ميشد، مأموران پسر جواني را به نام شايان كه سوار خودروي سرقتي مزدا3 بود بازداشت كردند. وی درحالی که مدعی بود خودرو را از يكي از دوستانش به امانت گرفته است، بررسي مأموران نشان داد شايان همان سارق سريالي مزدا3هاي تهران است كه همراه تعدادي از دوستانش دست به سرقت ميزنند.
نامزدم عاشق مزدا 3 بود
متهم پس از دستگيري به سرقت 30 دستگاه خودروي مزدا3 با همدستي نامزدش اعتراف كرد.
وي گفت: چند سال قبل بيكار بودم كه با مرد جواني آشنا شدم و با هم دوست شديم. مدتي بعد متوجه شدم او سارق حرفهاي مزدا 3 است. او روش سرقت مزدا 3 را به من آموزش داد و من آنقدر در اين كار حرفهاي شدم كه در كمتر از چهارثانيه خودروي مزدا 3 را سرقت ميكنم. مدتي بود دور سرقت را خط كشيده بودم تا اينكه يكسال قبل با دختري به نام شقايق در اينستاگرام آشنا شدم. ما به هم علاقه پيدا كرديم و تصميم گرفتيم با هم ازدواج كنيم. شقايق علاقه زيادي به مزدا 3 داشت و هميشه ميگفت آرزو دارد با خودرو مزدا 3 رانندگي كند. مدتي از نامزدي ما گذشت تا اينكه هر دو معتاد به شيشه شديم به همين دليل تصميم گرفتم خودرو مزدا 3 سرقت كند تا هم آرزوي نامزدم را بر آورده و هم با سرقت لوازم داخل آن پول خريد مواد را تهيه كنم. من و شقایق در خيابانها پرسه ميزديم تا با خودروي مزدا 3 پارك شدهاي روبهرو ميشديم و در كمتر از چهارثانيه با شاهكليدي كه همراه داشتم خودرو را سرقت ميكرديم.
با خودروي مزدا 3 به سرقت ميرفتيم
وي ادامه داد: پس از سرقت خودروي مزدا 3 معمولاً شقايق به خاطر علاقه زيادي كه به رانندگي داشت، پشت فرمان مينشست و دو تايي با هم به سرقت لوازم خودرويها ديگر ميرفتيم.
او پشت فرمان آماده حركت بود و من هم لوازم داخل خودروهايي كه از ايمني پايينتري برخوردار بودند، سرقت ميكردم. گاهي اوقات هم همراه پنجنفر از دوستانم كه در كار خريد و فروش لوازم سرقتي خودرو فعاليت داشتند به سرقت ميرفتم.
پس از اعتراف سارق، مأموران شقايق و پنجعضو ديگر اين باند را بازداشت كردند.
نامزدم مرا معتاد به شيشه كرد
شقايق در بازجوييها به همدستي در سرقت خودروهاي مزدا 3 اعتراف كرد. وي گفت: يكسال قبل با شايان در اينستاگرام آشنا شدم. او هميشه خودروي مزدا 3 سوار بود و مدعي بود در كار خريد و فروش لوازم خودرو است. از آنجايي كه خيلي علاقه به خودرو مزدا 3 داشتم تصميم گرفتم با او ازدواج كنم و بدين ترتيب نامزد شديم. پس از اين شايان در مهمانيهاي شبانه مرا تشويق به مصرف مواد كرد كه پس از چند بار مصرف معتاد شدم. وقتي به شيشه اعتياد پيدا كردم تازه فهميدم كه او سارق حرفهاي مزدا 3 است و براي اينكه از او جدا نشوم و با او همكاري كنم مرا معتاد به شيشه كرده است.
پس از اين مجبور شدم با او همكاري كنم. تحقيقات از متهمان به دستور قاضي ميروكيلي ادامه دارد.