
نویسنده: زهرا غفاري آثار
انسان، اين عبد پروردگار همواره دوست دارد همه جا خوب باشد و رفتارش زبانزد، اما گاهي به طرقي كه درست نيست عمل ميكند. وجود آدمي متشكل است از مجموعهاي از خصايص خوب و بد، در بهترين نحو و درستترين شيوه زندگي عالي است كه انسان به جاي خوب بودن و عالي بودن از چشم ديگر آدمياني كه خود نيز در اعمالشان خطا دارند، كامل باشد تا خوب مطلق. از آنجايي كه خوب بودن مسير آسان تري را طي ميكند، پس انسان بدون شناخت از درست بودن اعمال به ظاهر خوب، سعي در پنهان كردن ويژگيهاي منفي خود ميكند، غافل از اينكه هيچ انساني كامل نيست. اين پرده پوشي و نقاب زدن براي خوب جلوه كردن اين قدر پيش ميرود كه انسانها به صورت افراطي تمايل به كامل بودن از راههاي غلط پيدا ميكنند، حتي در ظاهر خود دچار شك و شبهه شده و تمام تلاششان را براي پنهان كردن آن عيوبي كه از نظر خودشان در چهره دارند ميكنند. آنان واقف بر اين موضوع نيستند كه اين تلاش بر بيعيب بودن در جامعه كنوني بيشتر در مورد ويژگيهاي ظاهري است و معدود افرادي براي پوشاندن عيوب رفتاري و برطرف كردن آنها تلاش ميكنند، غافل از اينكه اين تلاش سخت و سر آخر بينتيجه لطمههاي عميقي بر روح آدمي زده و كمترين خسارتش ميتواند از دست دادنهاي عزت نفس و خود كم بيني مفرط باشد.
***
ترديدي نيست كه بسياري از جراحيها براي رفع عيوبي است كه تصور خود فرد از آن عيب است، اما از نظر طبي ضروري نيستند و در موارد بسياري از منظر سايرين عيبي به شمار نميرود. نميتوان بهطور قطع بيان كرد كه دليل انجام دادن چنين كارهايي چه ميتواند باشد، سطحينگري، تبليغات رسانهاي، رفاه زدگي ذهن افراد يا دلايل متعدد ديگر. گاه علت برخي از همين جراحيها ميتواند تحت تأثير قرار گرفتن مد باشد، ولي ترديدي نيست كه در موارد بسياري، اختلال خود زشت پنداري در اين افراد ريشه دوانده است. در اين صورت فرد خود زشت پندار تصور ميكند كه ويژگيهاي جسماني وي غير طبيعي بوده، ظاهرش بدون جذابيت است يا حتي نابهنجار. در موارد بسياري عضو يا اندام مورد نظر طبيعي است و از ديد سايرين ميتواند عيبي بسيار جزئي باشد. معمولاً شيوع اين اختلال از اواخر دوره كودكي يا اوايل بزرگسالي افراد است، يعني دقيقاً آن زماني كه نگراني در مورد ظاهر بيشتر از ديگر مراحل زندگي است.
همه اين نگرانيها در دو جنس (مرد و زن) طبيعي هستند، ولي زماني كه به اختلال خود زشت پنداري تبديل شوند، اين اشتغال ذهني دائمي شده، رنج و اضطراب فراواني را به همراه خود ميآورد كه فرد را از معاشرت با بسياري از انسانها و حضورش در جامعه و مطرح كردن خويش محروم ميدارد. البته اين امر سبب ايجاد حالات پريشاني، پرخاشگري و انزوا در شخص مورد نظر ميشود. افراد خود زشت پندار نوعي رفتار وسواس گونه نسبت به ظاهر خود پيدا ميكنند، مثلاً زمان بسيار طولاني را صرف شانه زدن و آرايش موي سر خود كرده و هر بار هم مراحل مشخصي را طي ميكنند و بسيار ريزبين و جزئي عمل ميكنند، وقت زيادي را جلوي آينه ميگذرانند يا از آينه فرار و زمان زيادي را صرف ميكنند تا نقص ظاهري خود را مخفي كنند. مدام اضطراب فاش شدن نقص چهره خود را دارند ممكن است در رژيم گرفتن بسيار افراط و تفريط كنند. تعداد بيشتري از افراد خود زشت پندار نقص را در صورت خود ميبينند (بيني، دهان، چشم، گونه، ابرو، چانه، لب و دندان). در جامعه امروز در برخي مشاغل افراد بايد توجه زيادي بر ظاهر خود، صورت و اندامهاي خود داشته باشند. مشاغلي مانند مدلها (مانكنها)، بدنسازها، هنرپيشهها و امثال آنها...
اين تربيت ظاهري و جسماني طبيعتاً بايد از خانواده نشئت بگيرد. مثلاً در قبال كودكان بسيار حائز اهميت است كه خانوادهها اين بينش را به فرزندان بدهند و آنها را از لحاظ رسانهاي نيز باسواد كنند كه كودكان متوجه شوند بسياري از اين تصاوير آراسته، به قطع و يقين واقعي نيستند.
در حقيقت خانوادهها ميتوانند از سنين كودكي زيباييهاي ظاهري و باطني فرزندان را يادآوري، براي هر موفقيت آنها را تحسين و توجه بسيار زيادي در حالت تعادل نثار فرزندان خود كنند، در صورتي كه فرزندان از جملات و كلمات منفي در مورد خودشان استفاده ميكنند، مثل چرا من نميتوانم؟ من بلد نيستم و ياد نميگيرم، من قوي نيستم و. . . خانواده يادآور جنبههاي مثبت فرزندان باشند و راه يادگيري و به دست آوردن امور را به فرزندان خود آموزش دهند كه اين موارد و باورهاي منفي در ذهنشان باقي نماند تا متوجه احساس رضايتمندي و شهامت و قدرت در درون خود شوند و آنها را تقويت كنند. بدين ترتيب با حضور در جامعه و برخورد با چنين مواردي از اعتماد به نفس برخوردار خواهند بود كه اين احساس ارزشمندي را هر لحظه نسبت به خود يادآور شوند.
در خصوص درمان خود زشت پنداري، بسيار مؤثرتر خواهد بود كه در سنين پايين انجام شود چون درمان آسانتر خواهد بود نسبت به زماني كه افكار اضطراب آور ريشه دوانده باشند و معمولاً مؤثرترين راه، درمان دارويي يا داروهاي ضد اضطراب است. نكته اينكه اختلال خود زشت پنداري، قابل درمان است. ولي براي حل كردن آن به هيچ عنوان جراحيها توصيه نميشود، چراكه حتي اگر جراحي موفق هم باشد، كمكم تمركز فرد روي عضو ديگري معطوف ميشود. در اصل اين احساس نارضايتي باقي ميماند، ولي اين بار شكلش تغيير ميكند. آمارها نيز درهمين راستا نشان ميدهد كه فقط 10 درصد مبتلايان به خود زشت پنداري ممكن است با جراحي پلاستيك به رضايت برسند. اين اختلال فقط مختص افراد خاصي نيست، در همه جوامع وجود دارد، چه اشخاصي كه از طبقه مرفه جامعه و چه كساني كه از طبقه پايين هستند، اما طبيعتاً افراد متمول، هم امكان بيشتري براي انجام اين جراحيها دارند و هم دسترسي آسان تري. در نهايت نكتهاي كه نبايد فراموش شود، نقش رسانهها در جامعه است. با بالا بردن سواد رسانهاي خود و فرزندان به قدر كافي ميتوان محكم بود و به سادگي قرباني اختلالات و عارضههاي شبيه به خود زشت پنداري نشد.