
به گزارش خبرنگار ما، سيزدهم مهرماه سال 89، مأموران پليس تهران از مرگ مشكوك زن و مرد جواني باخبر و راهي محل شدند. اجساد متعلق به نيره 40 ساله و اكبر 42 ساله بود كه فوت كرده بودند. شوهر نيره كه در محل حضور داشت به مأموران گفت: صبح از خانه به محل كار رفتم. بعد از ساعتي با همسرم تماس گرفتم كه گفت حالش خوب نيست. او اعتياد به مواد مخدر داشت و به همين خاطر فكر كردم به خاطر نكشيدن مواد حالش بد است. از او خواستم در خانه بماند و استراحت كند. وقتي از كار برگشتم با جسد او و مردي كه براي همسرم مواد تهيه ميكرد، روبهرو شدم.
بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني مشخص شد هر دو مقتول بر اثر فشار بر عناصر حياتي گردن به قتل رسيدهاند به همين دليل پرونده با موضوع قتل تشكيل شد. مأموران ابتدا شوهر آن زن را به عنوان مظنون مورد بازجويي قرار دادند، اما او هرگونه جرمي را انكار كرد و تبرئه شد. مدتي تحقيقات در اين زمينه ادامه داشت تا اينكه مأموران با بررسيهاي لازم توانستند مرد جواني را به نام ياسر 40 ساله به عنوان مظنون شناسايي و بازداشت كنند. او در بازجوييها ابتدا جرمش را انكار كرد، اما در مراحل بعدي بازجويي به جرمش اقرار كرد و گفت: نيره به مواد مخدر اعتياد داشت و بارها به خاطر تهيه مواد سراغ من آمده بود. با هم در يك محل زندگي ميكرديم به همين دليل او را زياد ميديدم. يك روز كه براي تهيه مواد سراغم آمده بود، گفت با شوهرش اختلاف دارد و به او علاقهاي ندارد. من كه به او علاقهمند شده بودم با اين حرف وسوسه شدم و با او صحبت كردم. از او خواستم تا با هم ارتباط داشته باشيم. او به پيشنهادم جواب رد داد. هرچه اصرار كردم، اما قبول نكرد و طفره رفت. متهم در خصوص قتل گفت: مدتي گذشت تا اينكه متوجه شدم او با مردي رفت و آمد دارد. كنجكاو شدم و فهميدم آنها با هم ارتباط دارند و آن مرد چندين بار در نبود شوهر نيره به خانه آنها ميرود. به همين دليل روز حادثه وقتي متوجه شدم آن مرد در خانه آنهاست به بهانه مواد آنجا رفتم و زنگ زدم. وقتي در را باز كرد، بلافاصله وارد خانه و با آن مرد درگير شدم. ابتدا او را با پرده توري خفه كردم و بعد از آن نيره را خفه كردم و گريختم.
پرونده ياسر بعد از كامل شدن تحقيقات با ارسال به شعبه 10 دادگاه كيفري استان تهران در اولين جلسه رسيدگي روي ميز محاكمه قرار گرفت. در آن جلسه بعد از قرائت كيفرخواست اولياي دم هر دو مقتول درخواست قصاص دادند. سپس متهم به درخواست قاضي در جايگاه قرار گرفت و با قبول اتهامش ماجرا را بار ديگر شرح داد. در آن جلسه هيئت قضايي متهم را به قصاص محكوم كرد. اين حكم به ديوان عالي كشور فرستاده شد و با تأييد قضات ديوان در آستانه اجرا قرار داشت كه با رضايت هر دو اولياي دم متهم از مرگ فاصله گرفت. اين پرونده بار ديگر براي محاكمه از جنبه عمومي جرم به همان شعبه فرستاده شد.
روز گذشته متهم بار ديگر پاي ميز محاكمه به رياست قاضي قربانزاده و دو مستشار قرار گرفت، اما به دليل عدم حضور اولياي دم تجديد شد.